تبليغاتX
Image Hosted by I-ImageHost شوک http://www.imagehosting.com/show.php/879400_626mcrk.jpg.html

دانشجويان و دانشگاهيان
با تبريك به تمامي دانشجويان و كوشندگان راه آزادي بمناسبت بازگشايي دانشگاه و با گراميداشت ياد و خاطره كليه مبارزان و آزاديخواهان و دانشجوياني كه در زندانهاي مخوف اوين و گوهردشت و ساير زندانهاي جمهوري اسلامي، مشعل پايداري و آزادگي را فروزان نگاه داشته و براي رهايي و آبادي ايران از حاكميت استبداد پافشاري ميكنند, خصوصا آقايان احسان منصوری، احمد قصابان، مجيد توکلی، کيوان انصاری، سعيد درخشنده و پويا جهاندار ..

اينک ضربان قلب ما را بشمار
تا حکم دهند لحظه ها را بشمار
گفتند: سخن نگو، نينديش، بمان!
تعداد زبان بريده ها را بشمار
پرونده عاشقان آزادی را
تک تک بگشا ستاره ها را بشمار
تعليق، هزار ترم! تهديد! اخراج!
صفحه پس صفحه ناروا را بشمار
تک واحد آزادی را بيست شديم
بر جرگه عشق نام ما را بشمار
وآنک که تن سياه شب می سوزد
معکوس، پسين شماره ها را بشمار
بيش از 70 مورد بازداشت, بيش از 217 مورد احضار به كميته هاي انضباطي و202 حكم محروميت از تحصيل و توقيف 44 نشريه دانشجويي , بيلان يك ساله سركوب جنبش دانشجويي در ايران بوده است .
و سال تحصيلي جديد را در شرايطي آغاز ميكنيم كه دانشجويان آزاده باتهامات واهي و دروغين در بند و زندان ، اساتيد آگاه زير تيغ پاكسازي و اخراج، فعالين حقوق مدني زير احكام حبس و اعدام , قلم نويسندگان و روشنفكران شكسته و موج نقض حقوق بشر و اجراي احكام ضدانساني اعدام و سنگسار , از دستاوردهاي دولت باصطلاح مهر ورز نهم ميباشد.
واي اگر از پس امروز بود فردايي!!!

ما دانشجويان دانشگاههاي سراسركشور،ضمن اعتراض به كليه بازدداشت ها و احكام انضباطي محروميت از تحصيل كه طي دوسال اخير توسط دولت نهم بر دانشجويان و دانشگاهيان اعمال شده , ماه مهر را ماه همبستگي و اعتراض عليه اين اقدامات سركوبگرانه اعلام كرده و تا محقق شدن تك تك خواسته هاي خود سكوت نخواهيم كرد :
1.ما خواهان بازگشت تمامي ياران در بند و محروم شده از تحصيل , به حريم مقدس دانشگاه هستيم و اعلام ميكنيم كه هيچ مقام دولتي و نظامي اجازه محروم كردن دانشجويان از تحصيل را ندارد .
2.دانشگاه را كه همواره در طول تاريخ ملت ايران ، سنگر آزادي بوده همچنان بعنوان نقطه ثقل مبارزات سياسي مردم ايران حفظ كرده و خواهان پاكسازي حريم مقدس دانشگاه از حضور نيروهاي انتظامي هستيم .
3.در برابر زورگوييها و فشار ايادي و نمايندگان و نهادهاي جمهوري اسلامي ايستاده و خواستار برقراري انتخابات آزاد براي تعيين نمايندگان واقعي دانشجويان در تمامي دانشگاههاي سراسر كشور هستيم .
4.با پشتيباني و حمايت از يكديگر در برابراحكام ظالمانه احضار و اخراج و تصفيه اساتيد و دانشجويان قد علم كرده و با اتحاد و همبستگي، در مقابل اين اقدامات سركوبگرانه خواهيم ايستاد .



كميته ي دفاع از آزادي دانشگاه
1 مهرماه 1386
+ نوشته شده توسط در جمعه سی ام شهریور 1386 و ساعت 12:11 |

مسئولين دولت و نمايندگان آنها در دانشگاهای اصفهان بيشترين فشار خود را متوجه دانشجويان اين دانشگاه در 2 سال گذشته نموده اند به طوری که بالغ بر 15 کانون دانشجويی - فرهنگی و حتی کانون های ورزشی نظير کانون کوهنوردی را تعطيل نموده اند. مهمتر از همه انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه را با 14 دفتر زير مجموعه که از بزرگ ترين و فعال ترين دفاتر کشور بوده است تعطيل نموده اند.فشار بر دانشجويان عمدتا از طريق ارعاب و تهديد والدين دانشجويان صورت گرفته است که سياهترين شيوه در برخورد با دانشجويان محسوب ميشود. از طرف ديگراحضار به دادگاه های انقلاب و کميته های انضباطی از شيوه های مرسوم آنان بوده است.از سوی ديگر احضارهای تلفنی و تهديد خصوصی دانشجويان به اخراج از دانشگاه که در مواردی با ضرب و شتم آنان از سوی منابع ناشناخته همراه می باشد. نصب دهها دوربين در دانشگاه که فقط تعداد آنان در دانشکده پزشکی 16 عدد ميباشد برای کنترل تمام حرکت های دانشجوی صورت گرفته است. معاون دانشگاه شخصاً دانشجويان را احضار نموده و با افشای اطلاعات خصوصی و محرمانه دانشجويان سابقه دار سياسی به تهديد آنها می پردازد.تشکيل پرونده های قضايی و انضباطی بدون صدور حکم و مفتوح ماندن آنها برای مدت طولانی به طوری که دانشجويان بدون دريافت حکم رسمی عملا ماه ها و سال ها از هر عمل سياسی تعليق ميگردند و حقوق اجتماعی آنها زايل ميشود.
آنچه که در ادامه می آيد گوشه کوچکی از موارد ذکر شده ميباشد:
تشکيل پرونده برای آقايان ميثم گلستانی عليرضا نجفيان علی داودی محمد حسن طالبی محمد صادقی امين قلعه ای محمد امين مدهوش احمد ميرزايی رامين فاتح امير اميريان
که از سال 81 تا کنون بدون هرگونه حکم رسمی با پروندهای مفتوح به اداره اطلاعات و دادگاه انقلاب احضار و مورد بازجويی قرار ميگيرند.آقای وحيد شکوهی نيا به دليل روابط ويژه با اعضای انجمن اسلامی و پشتيبانی مالی پنهانی در تاريخ 12\\ مرداد ماه \\ 86 از سوی افراد ناشناخته مورد تهديد و ضرب و شتم قرار گرفت.احضار بيش از 200 نفر از دانشجويان دانشگاه اصفهان به کميته انضباتی به دلايل مختلف درسال تحصيلی 85-86


ا
+ نوشته شده توسط در جمعه سی ام شهریور 1386 و ساعت 11:43 |

به گزارش منابع آگاه، سه تن از دانشجویان ایرانی که به عنوان پناهجو در هفته گذشته به خاک یونان وارد شده بودند، توسط پلیس این کشور بازداشت شده و تهدید به دیپورت شده اند.

این افراد که به نامهای وحید شکوهی نیا- دانشجوی پزشکی، محمدحسن طالبی- دانشجوی پزشکی، محمدحسین جعفری- دانشجوی خبرنگاری، همگی از دانشجویان اخراجی دانشگاه اصفهان هستند، چندی پیش به دلیل تحت تعقیب بودن از سوی دادگاه انقلاب، ناچار به خروج از کشورشدند.

گفتنی است، این سه پناهجو پس از خروج از کشوردر خاک ترکیه به سر می بردند، که بعد از بازداشت پنج پناهجوی ایرانی توسط پلیس ترکیه و عدم اطلاع از وضعیت آنها، به ناچار خاک ترکیه را به قصد یونانترک کردند و پس از بازداشت از سوی پلیس یونان در خطر دیپورت به ایران قرار دارند.

همچنین لازم به ذکر است که تاکنون هیچگونه اطلاعی از وضعیت پنج پناهجوی ایرانی بازداشت شده درکشور ترکیه، دردست نیست.

این پنج پناهجو،25 روز پیش از سوی پلیس ترکیه بازداشت شده و برخی از اخبار حکایت از انتقال این افراد به خاک عراق داشته است. با این حال مقامات سازمان ملل مستقر در کشور ترکیه، خبر از استرداد آنان به مقامات دولت ایران داده اند، اما این خبر تا به حال از سوی منبع دیگری تأیید نشده است.

خانواده این پناهجویان نیز با وجود پیگیری های متعدد، نتوانسته اند اطلاعی از شرایط فرزندان خود کسب کنند.

گفته می شود، جمعی از ایرانیان ساکن در کشور آمریکا قصد دارند در اعتراض به عدم اطلاع از وضعیت پناهجویان بازداشتی، در روزهای سه شنبه و چهارشنبه جاری در مقابل کنسولگری ترکیه در لس آنجلس متحصن شده و دست به اعتصاب غذا بزنند.



احضار محمد حسن طالبی عضو انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به دادگاه انقلاب

ادوار : محمد حسن طالبي، دبير واحد سياسي انجمن اسلامي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان به دادگاه انقلاب احضار شد.طالبي، پيش از اين در تاريخ 7 مرداد 86 به دادگاه فرا خوانده شده كه در پي عدم حضور مجدداً احضار شده است. محمد حسن طالبي، دانشجوي رشته پزشكي پيش از اين دو بار در سال 84 به ستاد خبري وزارت اطلاعات احضار و تحت بازجويي هاي طولاني مدت قرار گرفته است. طالبي در سال 80 در پي تحريم سمينار سراسري نماز توسط حفاظت اطلاعات ناجا بازداشت و مدت يك هفته در بازداشت بسر برده است. وي در سال 83 همزمان با انتخابات شوراهاي شهر و روستا نيز در پي برگزاري سمينار جمهوري اسلامي، تهديدها و فرصت ها به شعبه 4 دادگاه انقلاب استان اصفهان احضار شد كه احضار اخير وي بدنبال همين پرونده شكل گرفته است.كميته دانشجويي حقوق بشر نگراني فزاينده خود را نسبت به روند برخورد و سركوب جنبش دانشجويي و دستگيري گسترده فعالان سياسي و دانشجويي در هفته هاي اخير ابراز مي دارد. بيم آن مي رود كه بدنبال عدم توجه گروه ها و نهادها نسبت به نقض گسترده و سيستماتيك حقوق بشر، برخوردها با فعالان جامعه مدني ادامه يافته و فضاي آزادي بيان عقايد بيش از پيش تحت تأثير قرار گيرد.

+ نوشته شده توسط در جمعه سی ام شهریور 1386 و ساعت 11:42 |
شایعات به گوش رسیده حکایت از عزم راسخ شماری از مسولین جهت تدفین ۳ شهید در دانشگاه اصفهان در شبهای قدر دارد.
+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت 13:8 |

خبرنگار رسانه های مختلف که برای بازدید از زندان اوین دعوت شده بودند، اجازه دیدار با سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر را نیافتند.
گفتنی است قوه قضاییه با دعوت از خبرنگاران رسانه های گروهی برای بازدید از زندان اوین سعی نمود، با موج خبری ایجاد شده در خصوص بدرفتاری با زندانیان به خصوص متهمین امنیتی و سیاسی در هفته های اخیر سرپوش بگذارد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر خبرنگاران در این بازدید تنها اجازه یافتند از محل ها و سالن های خاصی که مسئولین سازمان زندان ها برایشان مشخص کرده بودند بازدید نمایند. بنا بر این گزارش، عکاسان خبرنگاران داخلی اجازه ورود به سالن های زندان را نیافتند. اما تصويربرداران BBC، CNN، AP، NHK، REUTERS، العالم و سحر علاوه بر عكاسان و تصويربرداران صدا و سيما، شبكه خبر، واحد مركزي خبر، باشگاه خبرنگاران جوان، ايرنا و روزنامه حمايت و ماوي جهت بازديد در زندان حضور يافتند.
جمشیدی، سخنگوی قوه قضاییه، در پاسخ به اعتراض خبرنگاران داخلی نسبت به این اعمال تبعیض بین خبرنگاران اظهار داشت: درهيچ كجاي دنيا مرسوم نيست كه از زندان‌ها و زندانيان فيلم و عكس تهيه شود. استدلال اين موضوع نيز قوانين و مقررات و حقوق متهم است. اما سخنگوي قوه قضاييه توضيح نداد كه آيا حقوق متهمان فقط با حضور عكاسان چند خبرگزاري و روزنامه داخلي و معتبر نقض مي‌شود؟
سلیمانی، مدیرکل زندان های استان تهران، در پاسخ به درخواست خبرنگاران برای ملاقات با احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری، سه دانشجوی شکنجه شده دانشگاه امیرکبیر، گفت: اين سه نفر در اختيار قاضي پرونده هستند و ملاقات با آنها با اجازه‌ي قاضي پرونده است. آنها در زندان نگهداري مي‌شوند و چند روز پيش با خانواده‌هايشان ملاقات داشتند.
در این دیدار که کیان تاجبخش، یکی از زندانیان امنیتی که تابعیت دوگانه ایرانی-آمریکایی دارد، برای ملاقات با خبرنگاران از بند ۲۰۹ به مقابل ساختمان مديريت سازمان زندان‌ها، آورده شده بود، از شرایط نگه داریش در این بند ابراز رضایت کرد. کیان تاجبخش در سخنان کوتاه خود در حالی که اصرار عجیبی بر این داشت که بگوید، در بند ۲۰۹ دسترسی به استخر ندارد، فراموش کرد به جای عبارت سلول انفرادی از سوئیت مجهز استفاده کند و اظهار داشت که ۱۲۰ روز است که در سلول انفرادی نگه داری می شود.
جمشیدی در خصوص این بخش از اظهارات غیرهماهنگ شده کیان تاجبخش، ضمن تکذیب ضمنی وجود سلول انفرادی، ادعا کرد: تفاوت سلول انفرادي و سوييت انفرادي كه در حال حاضر وجود دارد، مصداق اين ضرب المثل است كه ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا آسمان است. دليل تاسيس سوييت‌هاي انفرادي براي استفاده در مواردي است كه احتمال تباني متهم وجود داشته باشد اما در اين سوييت‌ها هيچ يك از حقوق متهمان كاسته نمي‌شود.
سخنگوی قوه قضاییه در حالی که خبرنگاران اجازه بازدید از بند ۲۰۹، که بیشتر افرادی که در این بند نگه داری می شوند متهمین امنیتی و سیاسی هستند، ادعا کرد: تعداد متهمین امنیتی خيلي زياد نيست و در كل استان تهران كمتر از ۳۰ نفر هستند.
+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت 12:43 |
خبرهای رسیده حکایت از اخراج دکتر جعفری ـاز اساتید برجسته ی علوم سیاسی دانشگاه اصفهان ـبه دلایل واهی از دانشگاه دارد.

این در حالی است که ترم گذشته پس از شدت گرفتن اعتراضات دانشجویی مسولین قول مساعد جهت لغو حکم ایشان را به دانشجویان داده بودند واکنون با استفاده از تعطیلات تابستانی اقدام به اخراج این استاد مطرح در عرصه ی داخلی وبین المللی نمودند
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 11:3 |

امروز چشمم به کتاب فروغ افتاد و به شعر قشنگش به نام حلقه
حالا می خوام تو وبلاگم بنویسمش:
حلقه
دخترک خنده کنان گفت که چیست
را این حلقه زر
راز این حلقه که انگشت مرا
اینچنین تنگ گرفته است به بر
راز این حلقه که درچهره او
این همه تابش و رخشندگی است
مرد حیران شد و گفت :
حلقه خوشبختی است ، حلقه زندگی است
همه گفتند مبارک باشد
دخترک گفت : دریغا که مرا
باز در معنی آن شک باشد
سال ها رفت و شبی
زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر
دید در نقش فروزنده او
روزهایی که به امید وفای شوهر
به هدر رفته هدر
زن پریشان شد و نالید که وای
وای ، این حلقه که در چهره او
باز هم تابش و رخشندگی است
حلقه بردگی و بندگی است
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 9:6 |

دیروز در جایی مشغول جمع کردن امضاء برای کمپین بودم ، برگه رو به یکی از دخترها دادم ، یک نگاهی انداخت و اون را پرت کرد ، گفت این چیه ؟ مثل گلد کواست می مونه ؟هرمیه ؟ مو ضوع را با خونسردی براش توضیح دادم بعد شروع کردم از حقوق زنان براش گفتن . بهم گفت این اراجیف چیه .... ما همه زنیم و تو یک حس مشترک و اون اینه که جنس دوم باشیم و به یک مرد تکیه کنیم . برای ما زن ها مستقل بودن حماقته
ازش سوال کردم چرا این طوری فکر می کنی ؟ جوابش برام جالب بود
اشک تو چشماش جمع شد گفت خسته ام .....از کار کردن تو محیط کار بودن ، نگاه های سنگین مردونه
از اینکه رییس من یک مرده // به من مثل عروسک نگاه می کنه....
می گفت ترجیح می دم همیشه یک منشی بمونم ، نمی خوام جلو باشم ترجیح می دم پشت یک مرد کار کنم..گفتم پس چرا کار می کنی برو بشین خونه
از احتیاج مالی گفت .. ..: می خوام زودتر ازدواج کنم مردی که تمکن مالی داشته باشه ، به شوهرم تکیه کنم ، دیگه اون موقع دلیلی برای کار نیست ....
و اما هدفش از ازدوا ج ....
محبت او به شوهرش و در عوض تامین مالی از جانب شوهر
خیلی ناراحت شدم ...دفترچه کمپین و بهش دادم و ازش خواهش کردم بخونه
امروز وقتی دیدمش با خوشحالی پیشم اومد و ازم برگه خواست ، اونو امضا کرد و چند برگه ازم گرفت که امضا جمع کنه...این بهترین خاطره من از کمپین بود ...
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 9:2 |

سوسن طهماسبی
درخواست حقوق برابر توسط زنان ایرانی و شکل گیری جنبش زنان ایرانی، قدمتی یک صد ساله دارد و به زمان انقلاب مشروطه در ایران باز می گردد. بنابراین می توانیم بگوییم با وجود این که واقعیتهای سیاسی هر دوره ی تاریخی مطمئنا بر شکل دهی خواسته های زنان تاثیر گذار بوده، اما این خواسته ها بیشتر بر اساس نیازها و واقعیت زندگی زنان متمرکز بوده است تا تلاش برای کسب قدرت سیاسی. به علاوه، تاریخ طولانی جنبش زنان در ایران، به این نکته اشاره دارد که با وجود دستاوردهای حقوقی و سیاسی در طول این 100 سال، سیستم حقوقی حتی در مترقی ترین دورانهای خود، با استفاده از توجیهات، باورهای فرهنگی و دینی و محظورات، با زنان به صورت تبعیض آمیز برخورد کرده است. در حال حاضر سیستم حقوقی ایران مبتنی بر قانون شرع است، که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی درسال 1357 به کار گرفته شده است. با وجود این حقیقت که تفاسیر متنوعی توسط فقهای دینی از شرع ارائه شده است که برخی از آنها را می توان مترقی دانست و با وجود فقه پویا که اجازه ی تفسیر مجدد از شرع برای تطابق بیشتر با زمان و مکان را می دهد، سیستم حقوقی ایران در مورد زنان، چه در قانون جزایی و چه در قانون خانواده، بسیار نزدیک به تفاسیر محافظه کارانه و سنتی است.

زنان ایرانی از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در 1357 دستاوردهای اجتماعی مهمی کسب کرده اند. برای مثال، نرخ ورود زنان به دانشگاهها 65 درصد است و نرخ فارغ التحصیلی آنها از این هم بالاتر است. زنان در ترکیب قدرت حاضرند، از جمله انتخابات مانند انتخابات مجلس ( در دوره های ششم و هفتم مجلس، 4/4 درصد نمایندگان زن بوده اند و به ترتیب 3/7 و 89/9 درصد کاندیداها را نیز زنان تشکیل می داده اند) زنان همچنین فعالانه در انتخابات شورای شهر شرکت کرده اند، تعداد زنان شرکت کننده در دوره ی اول و دوم این انتخابات به ترتیب 164021 و 109587 بوده است. ایران یک معاون رییس جمهور زن نیز داشته است. نرخ باسوادی زنان 80 درصد است. و سن ازدواج در میان زنان و مردان تا حدود 25 سال افزایش یافته است. این پیشرفت اجتماعی و فرهنگی زنان در طول 28 سال گذشته، موید ناهماهنگی موجود میان وضعیت اجتماعی و فرهنگی زنان و موقعیت آنان در جامعه با حقوق آنان در سیستم حقوقی است.

در چندین سال گذشته شاهد ظهور مجدد جنبش زنان ایرانی به عنوان یک صدای قوی عدالتخواهانه بوده ایم که توجه محافل ملی و جهانی را به خود جلب کرده است. شاید بتوان دلیل قدرت فعلی جنبش زنان را تا حدی مربوط به این واقعیت دانست که بر تقاضایی گسترده و فراگیر، یعنی وجود عدالت در سیستم حقوقی متمرکز شده است.

در حالی که احزاب و گروههای سیاسی تا حدی به حقوق زنان توجه نشان داده اند، مثلا از طریق تلاش برای بررسی و تصحیح تبعیض قانونی در مجلس اصلاح طلب ( دور ششم،1379-1383) این تلاشها اغلب ناموفق بوده اند. مهم ترین تلاش مجلس اصلاح طلب، مربوط به طرح قانونی برای پیوستن ایران به کنوانسیون منع هرگونه تبعیض علیه زنان یا سیدا بود. در حالی که مجلس با این پیشنهاد موافقت کرد و توانست این طرح را در سطحی عمومی مطرح کند، این قانون توسط شورای نگهبان رد شد. طرحهای دیگری به نفع زنان نیز مطرح شده اند، مانند قانونی که سن ازدواج را برای دختران به 15 سال افزایش داد یا حق حضانت مادران برای فرزندانی که کمتر از 7 سال سن دارند یا قانونی که اخیرا مطرح شده است و به زنان اجازه می دهد تابعیت خود را به فرزندانشان انتقال دهند و غیره. این تلاشهای قانونی در کل تاثیر اندکی بر وضعیت کلی حقوقی زنان داشته است و متاسفانه موفق به کسب حمایت وسیع زنان، افکار عمومی، گروههای سیاسی و حاکمیت نشده و به همین خاطر نتوانسته است این موضوع حقوق زنان را در سطح یک گفتمان اجتماعی-سیاسی مطرح کند.

اما جنبش زنان توانسته است با موفقیت موضوع حقوق زنان را به سطح یک گفتمان اجتماعی-سیاسی ارتقا دهد. در جهت تلاش برای ایجاد همبستگی میان گروههای مختلف زنان، فعالان حقوق زنان تصمیم گرفتند که با وجود تمایلات و وابستگی های سیاسی، به شیوه ای فراجناحی خواسته ی برابری در قانون را دنبال کنند. این تصمیم که نتیجه ی چندین سال همکاری و بحث متداوم بود، در خرداد 1384 به وقوع پیوست، زمانی که فعالان حقوق زنان و سازمانهای غیردولتی زنان تجمعی مسالمت آمیز در مقابل دانشگاه تهران ترتیب دادند. در این تجمع هزاران طرفدار حقوق زنان گرد هم آمدند و خواستار حقوق برابر برای زنان و مردان شدند. هرچند برخی از گروههای سیاسی، چه اصلاح طلب و چه محافظه کار، و برخی از گروههای فعالان زنان با استراتژی برگزاری تجمعهای عمومی مخالفت کرده و آن را مورد انتقاد قرار دادند، اما این واقعیت که تجمع در زمان نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری برنامه ریزی شده بود، عامل مهمی در ارتقای مباحث حقوقی زنان به عنوان یک موضوع مهم سیاسی به حساب می آمد. با این وجود از آن زمان به بعد بسیاری از گروههای زنان کمپین هایی برنامه ریزی کرده و در جهت دستیابی به حقوق برابر برای زنان تلاش کرده اند و بسیاری از گروههای سیاسی اظهار داشته اند که باید راه حلی برای موقعیت فرودست زنان در قانون یافت.

در واقع از خرداد 1384، جامعه ی ایران شاهد ظهور یک گفتمان متمرکز بر حقوق زنان بوده است که حتی به محافظه کارانه ترین بخشها نیز نفوذ کرده است و بخش بزرگی از اجتماع مانند فعالان حقوق زنان، سازمانهای غیردولتی و جامعه ی مدنی، جامعه ی دانشگاهی، دولت، رهبران مذهبی و عموم مردم را پوشش داده است. به عقیده ی من بخش اعظم این موفقیتها مربوط به تلاشهای یک کمپین است، کمپینی که تلاش می کند برای اصلاح قوانین تبعیض آمیز یک ملیون امضا جمع آوری کند.

این کمپین که در شهریورسال 1385 شروع به کار کرد، توانسته است حمایت و مشارکت هزاران داوطلب و حامی را کسب کند. ( نزدیک به 1000 نفر به طور مستقیم و رسمی با کمپین در ارتباطند و تعداد بیشماری نیز مستقلا به جمع آوری امضا می پردازند) کمپین در تمامی شهرهای بزرگ ایران بوسیله ی داوطلبان اجرا می شود.

اهداف کمپین: اهداف اصلی کمپین یک ملیون امضا عبارت است از : آموزش عمومی و ارتقای آگاهی و جمع آوری امضا برای انجام اصلاحات در قانون.

1) اطلاع رسانی و ارتقای آگاهی در مورد وضعیت حقوقی زنان: این فعالیت از طریق گفتگوی چهره به چهره و اطلاع رسانی در مورد قوانین فعلی و مشکلاتی که زنان در سیستم حقوقی با آن مواجه هستند، انجام می شود. گروهی از آموزشگران مسائل حقوقی، نحوه ی ارتباط با عامه ی مردم و نحوه ی رعایت مسائل امنیتی را به داوطلبان آموزش می دهند. بعد به عهده ی خود داوطلب است که به گفتگوهای چهره به چهره ی کوتاه با دوستان، خویشاوان و همکاران بپردازد یا در محلات شهر از خانه ای به خانه ی دیگر برود یا در مراکز تجمع، در خطوط حمل و نقل عمومی، مانند مترو یا اتوبوس، در دانشگاهها یا هر جای دیگری که بتوان زنان دیگر را یافت، به فعالیت بپردازد. در این گفتگوهای چهره به چهره، داوطلبان کمپین سیستم حقوقی فعلی را برای فرد یا گروه شرح می دهند و برخی از اشکالاتی را که برای زنان و برای جامعه به وجود آورده است، بیان می دارند. از کسانی که علاقه مند به اصلاحات قانونی باشند، خواسته می شود بیانیه ی کمپین را امضا کنند. تا به امروز بیش از 600 نفر برای انجام این گفتگوهای آموزشی، آموزش دیده اند. درحالی که کمپین ساختار مدیریتی غیرمتمرکزی دارد، اعضای اولیه کمپین، که اغلب ساکن تهرانند، کمیته هایی را تشکیل دادند که از طریق آنها فعالیتهایشان را انجام می دهند. کمیته ی آموزش یکی از چندین کمیته ی تشکیل شده است و وظیفه ی برگزاری جلسات آموزشی برای داوطلبان در تهران و دیگر استانها را بر عهده دارد. چندین ماه اول فعالیت کمپین به آمادگی برای آموزش و ارتباط گیری با گروهها و افراد کلیدی در نقاط مختلف کشور سپری شد. در استانهای دیگر اعضا می توانند فعالیتهای خود را در راستای نیازهای محلی و بر اساس منابع محلی انجام دهند، بنابراین می توانند فعالیتهایشان را از طریق ساختارها و مکانیسم هایی بومی که به نظرشان موثرترین است، سازماندهی کنند.
2) جمع آوری امضا: امضاها زیر بیانیه ای جمع می شوند که خواستار تغییر مواد قانونی فعلی، در قانون خانواده و در قانون جزا، است. در نهایت اعضای کمپین امضاها را تقدیم مجلس می کنند، به این امید که قوه ی مقننه بعضی از این قوانین را مورد اصلاح قرار دهد. البته امید می رود که حقوقدانان برجسته ی کشور و مشارکت کننده در کمپین، در نوشتن پیش نویس قوانینی که کاملا با نیازهای زنان تطابق داشته باشد، با قانون گزاران همکاری کنند. شایان ذکر است که کمپین تا زمان جمع آوری یک ملیون امضا به فعالیت خود ادامه خواهد داد و تا اتمام جمع آوری 1 ملیون امضا، هیچ امضایی را تسلیم مجلس نخواهد کرد. بخاطر تمرکز بر آموزش داوطلبان و اطلاع رسانی در مورد کمپین، جمع آوری امضا در ماههای اول کمپین با کندی انجام می شد اما با گسترش فعالیت به 15 استان، انتظار می رود که روند جمع آوری امضا سرعت بیشتری پیدا کند. بنیان گزاران کمپین معتقدند که اگر همه برنامه کمپین به خوبی پیش برود، می توانند در 2-3 سال یک ملیون امضا را جمع آوری کنند.

کمپین تلاش می کند قوانین ایران را با قوانین بین المللی تطبیق دهد. ایران چندین کنوانسیون سازمان ملل را امضا کرده است، از جمله کنوانسیون حقوق مدنی و سیاسی. بر اساس این تعهدات، دولت ایران پدیرفته است نسبت به اصلاح قوانین تبعیض آمیز، اقداما کند..

از طرفی دیگر، خواسته های کمپین به هیچ وجه در تناقض با اساس اسلام نیستند. در واقع، تغییرات مورد درخواست کمپین، همواره مورد بحث فقها و روحانیان بوده است. برای مثال، آیت اله صانعی و آیت اله بجنوردی، سالها تقاضای بازنگری و اصلاح قوانین تبعیض آمیز علیه زنان را مطرح می کردند و صریحا بیان داشته اند که چنین اصلاحاتی منافاتی با قوانین اسلام و شرع ندارد. از زمان شروع به کار کمپین، تعدادی از چهره های مهم مذهبی دیگر، حمایت خود از خواسته های کمپین را بیان داشته اند. اخیرا آیت اله فاضل میبدی، در مصاحبه ای با وب سایت کمپین، اعلام داشته است که فقه پویا امکان انجام کلیه ی تغییرات قانونی مطرح شده توسط کمپین را فراهم می کند و تغییرات خواسته شده توسط کمپین هیچ منافاتی با اسلام ندارند. در کمال تعجب این مصاحبه ی کوتاه توسط یک روزنامه ی اصلاح طلب بزرگ هم به چاپ رسید.

توانمندسازی زنان: جدای از این واقعیت که کمپین تلاش می کند از طریق تضمین حقوق قانونی برابر برای زنان، آنها را توانمند سازد، کمپین در عین حال مکانی برای توانمندسازی داوطلبان ( اعم از زن و مرد) بوده است که در جستجوی محفلی برای کار و فعالیت اجتماعی در جهت خلق یک تغییر اجتماعی مثبت در اجتماعشان بوده اند. چون کمپین برای ایجاد تغییر اجتماعی از روش پایین به بالا سود می برد و از مدنی ترین استراتژی ها، مانند آموزش عمومی و جمع آوری امضا استفاده می کند، توانسته است در مدتی کوتاه داوطلبان زیادی را جذب کند. در میان این داوطلبان، یکی از کلیدی ترین گروهها، گروه زنان جوان، بخصوص دانشجویان هستند که در طول تاریخ نقش مهمی در پر کردن فاصله میان گروههای روشنفکری و عامه ی مردم بر عهده داشته اند. چون کمپین ساختار مدیریتی متمرکزی ندارد و اجازه می دهد استراتژی ها با نیازها و حساسیتهای محلی تطابق داده شوند، فرصتی برای مردم فراهم می کند تا به هر طریقه ای که می توانند در آن مشارکت کنند. این فقدان رهبری متمرکز، همچنین اجازه ی ظهور رهبران جوان در جنبش زنان، اغلب دختران جوان، و فعالیت آنها را نیز فراهم کرده است.

کمپین به همه ی مشارکت کنندگان اجازه می دهد تجارب و دیگاههای خود را بر روی وب سایت کمپین مطرح کنند. این استراتژی دو هدف را دنبال می کند، مستند کردن تجربیات اعضای کمپین ( و تا حدی جنبش زنان) ، همین طور فراهم کردن فرصتی برای تبادل آزادانه ی آراء توسط زنان جوان که پیش از این از دسترسی محدودی به تریبون های اجتماعی برخوردار بودند. شایان ذکر است که مردان جوان نیز عکس العمل بسیار خوبی نسبت به کمپین نشان داده اند و تعداد زیادی از آنها به کمپین پیوسته اند و در حال حاضر یک کمیته ی پسران در کمپین در حال فعالیت است.

یکی از نکات تعجب برانگیز جنبش زنان در ایران، حضور و مشارکت جوانان بوده است، روندی که با کل جهان در تضاد است. شاید اگر به وضعیت ویژه ی آنان در جامعه ی ایرانی توجه کنیم، فهم این موضوع چندان دشوار نباشد. نزدیک به 70 درصد جمعیت ایران کمتر از 30 سال سن دارند. بسیاری از این جوانان که در بحبوبه ی انقلاب یا بعد از آن به دنیا آمده اند، در در طول دوران اصلاحات، زمانی که آزادی های اجتماعی زیادی به وجود آمد و جوانان فعالانه تشویق به مشارکت در اجتماع می شدند، به بلوغ رسیدند.این جوانان از تحصیلات بالاتری نسبت به نسل پیش برخوردارند. مانند کل جامعه ی ا یران، آنان نیز درگیر تلاش برای گذار از سنت به مدرنیته هستند و فعالانه با چالشهای مربوط به این گذار، برخورد می کنند. به طورهمزمان، آنها بیشتر از نسل قبل برای حقوق و هویت فردی خود ارزش قائل هستند. با در نظر داشتن این واقعیتها، بسیار قابل فهم است که آنها کاندیداهای محتمل برای مشارکت در فعالیتهایی باشند که در صدد بهبود وضعیت جامعه خود تلاش می کنند و جامع را با درک آنها از فردیت، حقوق بشر و حقوق زنان تطابق می دهد. نمی خواهم بگویم که در میان این نسل از ایرانیان هیچ مانع فرهنگی بر سر راه پیشرفت زنان وجود دارد، چنین موانعی البته وجود دارند، اما این نسل جوان بیشتر از نسلهای گذشته، معنای حقوق برابر برای زنان و در کل معنای حقوق بشر را درک می کند و خود را به آن پایبند می داند.

چالش ها: در حالی که کمپین در کسب حمایت و همکاری روشنفکران، استادان دانشگاه، حقوقدانان، نویسندگان، روزنامه نگاران، هنرمندان، سازمانهای جامعه ی مدنی، سازمانهای غیردولتی زنان و گروههای دانشجویی موفق بوده است و گامهای مهمی در جهت کسب حمایت و مشارکت توده مردم برداشته است، هنوز در ارتباط گیری و لابی با حاکمیت و روحانیان و دولت ما موانعی رو برو بوده است. در میان اعضای کمپین بحث زیادی در مورد اینکه با چه کسی و چگونه باید ارتباط گرفت و لابی کرد، وجود دارد و بعضی افراد معتقدند که چنین حرکتی باید فاصله ی خود را از ساختارهای سیاسی قدرت حفظ کند. اما دیگران باور دارند که چون کمپین نهایتا خواسته های خود را از ساختار قدرت، قوه ی مقننه، طلب می کند، تلاش برای ایجاد اتحاد و ارتباط با گروهها و احزاب سیاسی، و کسانی که در حال حاضر در قدرتند، قدمی ضروری در جهت موفقیت این تلاش است.

خوشبختانه ساختار نامتمرکز کمپین به اعضا اجازه داده است با توجه به درک خود از آنچه باید انجام گیرد، عمل کنند و همچنان در چهارچوب کمپین که مرزهای آن توسط بیانیه مشخص شده است، باقی بمانند. به همین خاطر، عده ای فاصله ی خود با ساختارهای سنتی قدرت را حفظ کرده اند، درحالی که دیگران فعالانه برای کسب حمایت احزاب و گروههای سیاسی و روحانیان، به لابی پرداخته اند.

در همین راستا، اعضای کمیته ی روابط عمومی کمپین چندین نشست با زنان اصلاح طلب ترتیب داده اند. این زنان با استقبال از اهداف کمپین نه تنها بیانیه ی آن را امضا کرده اند بلکه بعضی از آنان فعالانه به جمع آوری امضا نیز می پردازند. دیگر اصلاح طلبان و محافظه کاران نیز هرچند رسما به کمپین نپیوسته اند اما در سازمانها، احزاب سیاسی یا در جلسات خصوصی، به شیوه ای غیرمتمرکز، موضوع اصلاحات قانونی را مطرح و مورد بررسی قرار داده اند. بعضی از این افراد، که از جایگاه مناسبی در ساختار قدرت برخوردارند، خود شروع به لابی و ترویج موضوع در میان فقها و رهبران مذهبی کرده اند. این اقدامات با ساختار غیر متمرکز کمپین هم خوانی دارد و اعضای کمپین همواره از این فعالیتها استقبال کرده اند.

در حالی که برای پیشبرد اهداف کمپین و تضمین این که اصلاحات قانونی جامع باشند، نیاز به ترویج و لابی بیشتر است اما کمپین در جهت ترویج بحث آزادانه در مورد حقوق زنان در سطح گروههای سیاسی و صاحبان قدرت، به شکل یک نیروی کاتالیزور عمل کرده است. البته ظهور این بحث را می توان نتیجه ی تلاش گروه وسیعی از مدافعان حقوق زنان اعم از دولتی، محافظه کار، اصلاح طلب یا غیردولتی دانست. اما بر خلاف گذشته که حقوق زنان موضوع بحثهای خصوصی و لابی های خصوصی بود- و اغلب زنان برای ایجاد تغییر در وضیعت حقوقی خود وارد گفتگو با آقایان می شدند- در سال گذشته ما شاهد ظهور این گفتمان در سطح جامعه بوده ایم. این موفقیت را می توان تا حد زیادی به کمپین نسبت داد و در میان موافقان و مخالفان، فوریت طرح مسائل حقوقی زنان بر گفتمان سیاسی و اجتماعی در ایران تاثیر گذاشته است.

برای مثال، اخیرا زنان اصولگرا در ملاقاتی با رفسنجانی، رییس جمهور سابق ایران و رییس فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام، خواستار تغییر قوانین موجود شده اند و برای مثال تقاضای برابری دیه ی زنان و مردان را مطرح کرده اند. رفسنجانی در اظهاراتی غیرمنتظره از مجلس خواسته است که به این موضوع رسیدگی کنند اما همچنین تهدید کرده است که اگر نمایندگان مجلس به طریقه ای مناسب به موضوع نپردازند، خود مجمع تشخیص مصلحت نظام این مساله را در دستور کار قرار خواهد داد. آیت اله خامنه ای نیزاخیرا در ملاقات با زنان اصولگرا به مناسبت تولد حضرت فاطمه(س) دختر پیامبر، بیان داشته است که تفسیر فعلی از شرع، به شکلی که در قوانین ایران وجود دارد، حرف آخر را نمی زند و فقهای باید این اختلافات را مورد بررسی قرار دهند. در حالی که پیشتر حقوق زنان در خفا مورد بحث قرار می گرفت، ظهور این بحثهای عمومی نشانگر تغییر جهت در گفتمان حقوق زنان است، اصلاحاتی که تا پیش از این به دلیل این که ریشه در اسلام غیرقابل تغییر و استوار داشت در سطح اجتماع مورد بحث عمومی قرار نمی گرفت. این اظهارات علنی را می توان دستاورد تلاش های فعالان در کمپین یک میلیون امضا و به طور کلی تمام زنانی که دراین حوزه فعالیت می کنند، دانست.

در حالی که بحث در مورد حقوق زنان به خصوص در میان دولتی ها و حاکمیت بسیار مهم است و دستاوردی است که تمامی فعالان حقوق زنان می توانند به آن افتخار کنند اما موضوع چگونگی تغییر قوانین و لزوم تطبیق قوانین با نیازهای واقعی زنان در پرده ای از ابهام قرار دارد. در حالی که اعضای کمپین ملاقاتهایی را با زنان محافظه کار و اصلاح طلب درون حاکمیت و برخی فقهای دینی ترتیب داده اند و در تلاش برای برگزاری نشستهایی با آیات عظام هستند، تلاش و ترویج بیشتری بایستی در این جهات انجام گیرد، بخصوص برای برقرای ارتباط با بخشهای محافظه کارتر، مثلا قانون گزاران، قضات و مسئولان قوه قضایی. در واقع اعضای کمپین و دیگر مدافعان حقوق برابر بایستی نسبت به تلاش برای اصلاح قوانین هوشیار باشند، ودر جهت اصلاح قوانین به گونه ای که پاسخگو نیازهای زنان جامع ما باشند و همچنین با استانداردهای بین المللی حقوق بشر تطابق داشته باشند تلاش کنند. بنابراین فعالیتهای لابی در جهت تاثیرگزاری بر فرآیند اصلاحات قانونی باید بیش از گذشته در دستور کار اعضای کمپین و فعالا حقوق زنان قرار گیرد. البته این تلاش می تواند مستقیما از طریق فعالان کمپین صورت گیرد یا به طور غیرمستقیم توسط همکاری و بحث با زنان اصلاح طلب و محافظه کار و گروههای سیاسی مدافع حقوق برابر زنان انجام شود.

منبع:زنستان

+ نوشته شده توسط در جمعه نهم شهریور 1386 و ساعت 15:11 |

46 دانشجوی دانشگاه آزاد شهر ری ظرف چند روز اخیر از سوی کمیته انضباطی محکوم گردیده اند.

به گزارش “روزانه تهران جنوب” از میان این ۴۶ دانشجو تنها ٣ دانشجو به کمیته انضباطی احضار و سایر دانشجویان به صورت غیابی و بدون اینکه فرصت دفاع از خود را داشته باشند در این کمیته محکوم گردیده اند.

تاکنون اخبار دقیقی از محتوای احکام صادره منتشر نگردیده است اما گفته می شود بیشتر حکم ها به دلیل آنچه عدم رعایت شئونات دانشجویی و همچنین عدم رعایت پوشش مناسب ذکر شده و ۲ مورد نیز به دلیل درگیری با نیروهای حفاظت فیزیکی بوده است.

گفتنی است صدور این احکام در شرایطی صورت گرفته است که دانشگاه آزاد شهر ری و به خصوص قسمت های اداری آن در این روز های سال در وضعیت نیمه تعطیل بسر می برد. اسامی دانشجویان به ترتیب گروه های مربوطه به صورت زیر می باشد:

گروه مکانیک:
۱- سید رضا احمدی
۲- محمد عزیزی
٣- علیرضا مهربانی
۴- محمد رضا دهقان نظری
۵- سعید ناهیدی
۶- امیر کریمی
۷- سید رمضان حسینی
٨- مهدی خطیبی
۹- رضا عابدی
۱۰- آقای نوذریان
۱۱- مجید محمد ابراهیم
۱۲- مرتضی زمانی
۱٣- محمد علی کرمی
۱۴- آقای طالبی
۱۵- حسین عباسیان
۱۶- اردشیر فلاح مهر
۱۷- بهزاد بهروز پور عسگر آباد
۱٨- مجتبی زارع خور میزی
۱۹- جواد سبحانی
۲۰- محسن روحی میاب
۲۱- محمد صادق دارابی

گروه زیست:
۱- سارا اینانلو دوقوز
۲- نسیبه فاضلی حشمت

گروه ریاضی کاربردی:
۱- میثم یوسفی

گروه برق و الکترونیک:
۱- محسن جورابلو
۲- فاطمه افرند
٣- شیدا زرین
۴- حیدر ناهید قره شیرازی
۵- حسین اکبری
۶- صادق خدادادی
۷- روح الله فیروز اردکانی
٨- ریحانه نعمتی کش
۹- مهرو ستاد
۱۰- کلثوم غریب نواز
۱۱- حمیدرضا هژبری
۱۲- علیرضا سعیدی
۱٣- معصومه اکبر نژاد
۱۴- امیر حاجی احمدی
۱۵- جواد آذرخش
۱۶- مهدی مرادی
۱۷- میثم فریدونی
۱٨- پوراقدم پورناکی
۱۹- فاطمه احمدی

افراد احضار شده به کمیته از گروه مکانیک:
۱- مهدی خانی زاده
۲- محمد عزیزی
٣- سید رضا احمدی

منبع:روزانه تهران جنوب
+ نوشته شده توسط در جمعه نهم شهریور 1386 و ساعت 15:6 |

ادوارنیوز:انجمن اسلامی دانشجويان دانشکده حقوق و علوم سياسی دانشگاه تهران با صدور بيانيه‌ای نسبت به دور جديد اخراج استادان باسابقه اين دانشگاه اعتراض کرد:

دانشگاه اين روزها سخت‌ترين روزها را پشت سر می‌گذراند. هرچند در اين مرز و بوم نهاد علم همواره مورد تعدی و تجاوز نهاد قدرت بوده است. صاحبان قدرت هيچ‌گاه تيغ نقد صاحبان انديشه را تحمل نکرده‌اند و همواره علم را دربند و محصور خواسته‌اند. در دوسالی که از به قدرت رسيدن صاحب منصبان جديد می‌گذرد، دانشگاه تجربه تلخ روزهای فشار و تحديد را تجربه می‌کند. زمزمه‌های انقلاب فرهنگی دوم، حذف اساتيد دگرانديش و اسلامی کردن دانشگاه از زبان تازه به قدرت رسيده‌ها به گوش می‌رسد. اين روزها سينه دانشگاه مالامال درد است ای دريغا مرهمی!

هنوز سنگينی ستاره‌ها بر شانه‌های دانشجويان سنگينی می‌کند و هنوز دانشجويان دربند به تمامی آزاد نشده‌اند. هنوز زخم «بازنشستگی اجباری» درمان نشده است که ضربتی ديگر بر پيکره علم و دانشگاه وارد می‌شود.

همين ديروز بود که تعدادی از اساتيد برجسته حقوق و علوم سياسی به حکم بازنشستگی خانه نشين شدند.دکتر دروديان استاد صاحب کرسی حقوق مدنی ايران، دکتر رئيس طوسی استاد صاحب کرسی اقتصاد سياسی نفت و دکتر ساعی استاد صاحب کرسی مسائل جهان سوم، مشمول حکم بازنشستگی شدند.

هنوز درد اين خانه‌نشينی تسکين نشده بود که اينک اخباری در مورد اخراج سه تن از اساتيد ديگر صاحب کرسی علوم سياسی شنيده می‌شوند.دکتر بشيريه، دکتر سمتی و دکتر شاهنده.

دکتر حسين بشيريه پدر جامعه‌شناسی سياسی ايران، که نه تنها فضای آکادميک ايران در سالهای اخير تحت تاثير انديشه و آثار ايشان بوده که بسياری جريان دوم خرداد را محصول انديشه های اين استاد علوم سياسی می‌دانند. چه اينک بسياری از اساتيد علوم سياسی و نيز تئوری پردازان سياسی ايران زمانی شاگردان او بوده‌اند.

دکتر هادی سمتی استاد برجسته روابط بين‌الملل که در سالهای اخير در محافل آکادميک خصوصا در محافل علمی خارج از کشور به طور جدی منبعی برای تحليل و شناخت مسائل ايران بوده است و دکتر سعيد شاهنده برجسته‌ترين استاد متخصص مسائل شرق آسيا و چين.

اين سه استاد صاحب کرسی در دانشگاه که در يک سال اخير به واسطه فرصت مطالعاتی در دانشگاه های خارج از کشور به تحصيل يا تدريس مشغول بوده اند اينک که به سر کار بازگشته اند تا به تدريس بپردازند با حکم اخراج به دليل غيبت مواجه شده‌اند
.
از مسئولين که اين حکم را صادر کرده‌اند بايد پرسيده شود که در غياب اين اساتيد، رشته علوم سياسی به چه منظور تداوم می‌يابد؟ آيا اساتيدی که بعضا با هزينه شخصی به مسافرت رفته تا دانش خود را به سطح دانشگاه های دنيا برسانند بايد اينگونه برخورد شود؟ سوال اصلی اين است که اگر قرار است هر روز يکی از اساتيد علوم سياسی به بهانه‌ای از دانشگاه خارج شوند بهتر نيست رشته علوم سياسی در ايران تعطيل شود تا کسی به زحمت اخراج و بازنشسته کردن نيز نيفتد؟


تبليغات خبرنامه گويا
advertisement at gooya dot com

BEBIN TV
اولین تلویزیون اینترنتی ایرانی
WWW.BEBIN.TV

نرخ روزانه ارزهای جهان
ایرانین ترید دات کام
www.theiraniantrade.com

چه کسی بهتر تخته نرد بازی می کند؟
بازی سر پول يا برای تفريح
www.play65.com

سایت اینترنتی دکتر علیرضا نوری زاده
پنجره‌ای رو به خانه‌ی پدری
www.nourizadeh.com


در پايان، اين انجمن اسلامی، ضمن ابراز نگرانی شديد نسبت به اخبار مربوط به اخراج اين اساتيد، دلسوزانه از صاحبان امر و خصوصا رياست دانشگاه می‌خواهد که در اين احکام تجديدنظر جدی صورت داده و زمينه بازگشت اين اساتيد به آغوش دانشگاه را فراهم سازند
+ نوشته شده توسط در جمعه نهم شهریور 1386 و ساعت 15:4 |

۱۰ نماینده مجلس در تذکری مکتوب به احمدی نژاد خواستار توقف اخراج سیاسی اساتید دانشگاهها شدند.

۱۰ تن از نمایندگان مجلس شامل شجاع پوریان نماینده بهبهان، قمی نماینده پاکدشت، کعبی نماینده آبادان، نصیری نماینده گرمی، شهبازخانی نماینده ملایر، نوروززاده نماینده اسفراین، ابوطالب نماینده تهران، رعیت نماینده قائمشهر، قنبری نماینده ایلام و مروتی نماینده خلخال در تذکری به رئیس جمهور از وی خواستند تا دستور توقف اخراج سیاسی اساتید فرهیخته و نمونه دانشگاه‌های شهید بهشتی و تهران و فراهم کردن موجبات خانه نشینی و یا خروج از کشور را صادر کند.

همچنین طی خبر دیگری اعلام شد تشکل های دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران جهت پیگیری وضعیت برخی اساتید این دانشکده که در روزهای گذشته مشمول حکم اخراج شده بودند در محل دفتر آیت الله عمید زنجانی رئیس دانشگاه تهران حاضر شدند.

نمایندگانی از انجمن اسلامی دانشجویان، شورای صنفی دانشجویان، انجمن های علمی دانشجویی حقوق و علوم سیاسی و جامعه فرهنگی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با آیت الله عمید زنجانی در خصوص وضعیت بشیریه، سمتی و شاهنده سه استاد این دانشکده که اخیرا حکم اخراجی دریافت کرده یا در شرف دریافت حکم بوده اند، بحث و گفتگو کردند.

دانشجویان از آیت الله عمید زنجانی خواستار ایجاد زمینه لازم برای بازگشت حسین بشیریه، دکتر شاهنده، دکتر هادی سمتی به دانشکده حقوق و علوم سیاسی شده اند.

نمایندگان تشکل های دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با بیان نیاز دانشجویان به این اساتید و ذکر مراتب علمی آنها از آیت الله عمید زنجانی خواستار تجدید نظر در حکم این اساتید شدند.

رئیس دانشگاه تهران در این نشست از تلاش خود برای بازگشت اساتید اخراجی این دانشگاه خبر داد. آیت الله عمید زنجانی ضمن آنکه اخراج برخی اعضای هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران را ناظر بر حکم شورای بدوی کمیته انضباطی دانست از تلاش برای بازگشت این اساتید خبر داد. عميد زنجاني برکناري دو نفر از استادان دانشگاه را به دليل درخواست بازنشستگي و علت صدور حکم اخراج دو نفر ديگر را نيز به دليل «غيبت طولاني» طبق مصوبه مجلس ارزيابي کرد و گفت: اين افراد مي توانستند تقاضاي تجديدنظر کنند و اين حق براي آنان محفوظ است که در هيات تجديدنظر ادله غيبت خود را بيان کنند و عذر خود را از غيبت ابراز بدارند. پس از ارائه ادله اين افراد هيات تجديدنظر مساله را بررسي خواهد کرد و خواه ناخواه به احتمال زياد راي هيات بدوي شکسته خواهد شد و اينان به دانشگاه باز خواهند گشت.

وي با بيان اينکه اين اتفاقات نمي تواند سياسي باشد، خاطرنشان کرد؛ نبايد چنين پنداشت که اساتيد دانشگاه از رسيدگي به امورشان منزه هستند. اين افراد چون از دانشگاه حقوق مي گيرند بايد در دانشگاه حاضر باشند و به تدريس بپردازند، ولي متاسفانه يکي از آقايان به تجارت مشغول بوده است.

عمید زنجانی درباره دکتر بشریه و دکتر سمتی اعلام کرد حکم شورای بدوی کمیته انضباطی برای این دو استاد صادر شده است اما قول می دهم تلاش کنم تا در شورای تجدید نظر دانشگاه امکان بازگشت این اساتید فراهم و حکم مذکور ملغی شود.

رئیس دانشگاه تهران در مورد وضعیت دکتر شاهنده نیز تاکید کرد که هنوز حکمی برای وی صادر نشده است.
+ نوشته شده توسط در جمعه نهم شهریور 1386 و ساعت 15:2 |
کمپین 1 میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان،یک ساله شد

برخي قوانين ايران با فرهنگ جامعه نه تنها انطباق ندارد بلكه چند پله هم عقب‌تر است.»
شيرين عبادي، حقوقدان اين را مي‌گويد. او با حضور در اولين نشست مطبوعاتي كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين به نكاتي در قانون اشاره مي‌كند كه نه تنها همگام با برخي ابعاد فرهنگ اجتماع نيست بلكه در مواردي همچنان در حال پس‌رفت است. از جملهء اين موارد لايحهء اخيري است كه قوهء قضاييه پيشنهاد داده و دولت آن را تقديم مجلس كرده است. يكي از بندهاي اين لايحه، ازدواج مجدد مردان با كسب اجازه از دادگاه به شرط رعايت عدالت است اما شيرين عبادي اين ماده را نقد مي‌كند:«به لحاظ قانوني دادگاه چگونه مي‌تواند شرط برقراري عدالت را احراز كند در حالي كه هنوز ازدواج مجددي انجام نشده تا ببينيم مرد توانايي برقراري عدالت را دارد يا نه؟»او همچنين جنبهء ديگري از اين ماده را مدنظر قرار مي‌دهد: «آيا محبت و عشق قابل تقسيم است؟ مگر در قرآن براي محدود كردن تعدد زوجات يادآوري نشده كه ازدواج مجدد نكنيد مگر آن‌كه بتوانيد عدالت را برقرار كنيد.»او تصويب اين قانون را يك عقب‌گرد مي‌داند و توصيه مي‌كند: «اين ماده را از دستور جلسه خارج كنيد چراكه هم از جهت حقوقي غلط است و هم با موازين اسلام مغايرت دارد.»

او در ادامه با اشاره به اشكالات قانون مجازات اسلامي دربارهء اعدام مي‌‌گويد: «در سال 1304 قانون مجازات عمومي تصويب شد، آن زمان مجازات اعدام زير 18 سال ممنوع بود اما حالا در قانون سال 1386 من موكل 14 سال و 9 ماهه‌‌اي به نام «محمد لطيف» دارم كه حكم اعدامش صادر شده، اما ما تلاش مي‌كنيم.»او به اين اشكالات اشاره مي‌كند و بحث‌هاي حقوقي را كه كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين انجام مي‌دهد، مطرح مي‌كند: «فعاليت‌هاي كمپين فراتر از تصور اوليه‌مان به پيش مي‌رود. مهم‌ترين دستاورد ما آگاه‌سازي است اما در اين تلاش يكساله عده‌اي از تلاشگران محكوم شدند آن هم به جرم اقدام عليه امنيت ملي. اما من نمي‌دانم كدام عمل زني كه دلش نمي‌خواهد هوو داشته باشد، اقدام عليه امنيت ملي محسوب مي‌شود؟»پنجم شهريورماه سال گذشته كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين فعاليت رسمي خود را آغاز كرد. مهم‌ترين هدفش هم تغيير قوانيني همچون طلاق، حضانت، ارث، ديه و شهادت است كه با استناد به فتواهاي برخي مراجع و علما به اين نكته تاكيد كرده كه اين قوانين از جمله قوانيني هستند كه قابل تغييرند.حالا بعد از گذشت يك سال، اولين نشست مطبوعاتي و ارايهء گزارش عملكرد يكساله، اين كمپين، صبح ديروز با حضور فعالان جنبش زنان، شامل مردان و زنان برابري طلب برگزار شد.

بابك احمدي، نويسنده يكي از حاضران است كه خطاب به خبرنگاران مي‌گويد: «صراحتا اعلام مي‌كنم كه من يك فمينيست هستم.»به گفتهء او، ماهيت فعاليت كمپين كمك به آيندهء كشور است: «فعاليت كمپين بسيار مسالمت‌آميز و برمبناي اولين اصل حقوق بشر يعني برابري است اما من بارها تاكيد كرده‌ام كه جنبش زنان متعلق به خود زنان است و بايد توسط خود آن‌ها پيگيري شود اما مردان هم مي‌توانند در اين راه كمك كنند.»او كه در آغاز سخنانش از زناني كه براي به دست آوردن برابري و آگاه‌سازي تلاش مي‌كنند، تشكر مي‌كند و در پايان سخنانش هم از مرداني ياد مي‌كند كه در اين يكساله به كمپين پيوسته‌اند و تلاش مي‌كنند.نرگس محمدي، سخنگوي كانون مدافعان حقوق بشر نيز كمپين را يك دغدغهء اجتماعي مي‌داند; اين‌كه هدف اصلي اش برقراري عدالت است.

اما ژيلا شريعت‌پناهي، محقق و قرآن‌پژوه، جنبه‌هاي ديگري از فعاليت‌هاي كمپين يك ميليون امضا را در بحث همايش مطرح مي‌كند: «مترجمان قرآن، اكثرا به ريشهء لغات كم‌توجهي مي‌كنند. براي مثال نشوز زنان براي زنان را به معناي نافرماني تلقي مي‌كنند و نشوز براي مردان را بي‌ميلي‌اش نسبت به زن معنا مي‌كنند يا دربارهء واژهء «قوام» كه آن را مسلط و رييس ترجمه كرده‌اند در حالي كه اين واژه در اصل به معناي ستون وسط چادر يا همان تكيه‌گاه است.»

او در ادامه از مشكلات موجود در شماري از تفسيرهاي قرآني اشاره مي‌كند و اين‌كه مفسران به احاديث استناد مي‌كنند.شريعت‌پناهي از انتشار جلد دوم كتاب «حقوق زن در خانواده» با همكاري دفتر آيت‌الله صانعي خبر مي‌دهد: «اين كتاب، گامي است در جهت روشن‌سازي مسايل و نابرابري‌هاي حقوقي. اين‌كه در قرآن هيچ گونه تبعيضي ميان زن و مرد قايل نشده و حتي در قرآن از مزاياي مادري و همسري دفاع شده است.»

در اسلام انسان بودن مهم است

سيمين بهبهاني، بانوي شعر ايران كه در فعاليت يك سالهء كمپين در بيش‌تر مراسم‌اش حضور يافته، اين بار هم با خواندن شعري بر حمايت خود از فعاليت كمپين تاكيد مي‌كند.

به گفتهء او، در اسلام انسان بودن مطرح است، بنابراين زنان بايد براي گرفتن حقوق‌شان تا آخرين توان تلاش و ديگران را آماده كنند.كيوان صميمي، مديرمسوول نشريهء توقيف شدهء «نامه» نيز كه ميزبان برگزاري اين نشست مطبوعاتي بود، لازمهء هر حركتي را تقبل پرداخت برخي هزينه‌ها مي‌داند.اما در اين جلسه، نسل سومي‌هاي كمپين هم حضور داشتند; نسل اولي‌ها كساني چون سيمين بهبهاني، نسل دومي‌ها كه كمپيني براي مادران ترتيب داده‌اند و نسل سومي‌ها كه جوانان پرشوري هستند كه در اين يك ساله براي جمع‌آوري امضا و آگاه‌سازي تلاش مي‌كنند از جمله ناهيد كشاورز و سارا لقماني.ناهيد كشاورز از فرآيند فعاليت يك سالهء كمپين مي‌گويد و سارا لقماني به اين نكته اشاره مي‌كند كه خواسته‌محوري به جاي ايدئولوژي‌محوري از مهم‌ترين ويژگي كمپين يك ميليون امضاست.حالا اين كمپين در 20 شهر فعاليت دارد و بيش از 500 عضو فعال آن مشغول پيشبرد اهداف هستند.
+ نوشته شده توسط در جمعه نهم شهریور 1386 و ساعت 14:56 |
دادگاه
حکم یک سال زندان به مدت پنج سال تعلیق از سوی دادگاه انقلاب اصفهان به دلیل فعالیتهای سیاسی سید میثم گلستانی _دانشجوی علوم پزشکی اصفهان واز اعضای انجمن اسلامی دانشگاه اصفهان وعلوم پزشکی_برای ایشان صادر گردید.
+ نوشته شده توسط در جمعه نهم شهریور 1386 و ساعت 14:46 |