سوسن طهماسبی
درخواست حقوق برابر توسط زنان ایرانی و شکل گیری جنبش زنان ایرانی، قدمتی یک صد ساله دارد و به زمان انقلاب مشروطه در ایران باز می گردد. بنابراین می توانیم بگوییم با وجود این که واقعیتهای سیاسی هر دوره ی تاریخی مطمئنا بر شکل دهی خواسته های زنان تاثیر گذار بوده، اما این خواسته ها بیشتر بر اساس نیازها و واقعیت زندگی زنان متمرکز بوده است تا تلاش برای کسب قدرت سیاسی. به علاوه، تاریخ طولانی جنبش زنان در ایران، به این نکته اشاره دارد که با وجود دستاوردهای حقوقی و سیاسی در طول این 100 سال، سیستم حقوقی حتی در مترقی ترین دورانهای خود، با استفاده از توجیهات، باورهای فرهنگی و دینی و محظورات، با زنان به صورت تبعیض آمیز برخورد کرده است. در حال حاضر سیستم حقوقی ایران مبتنی بر قانون شرع است، که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی درسال 1357 به کار گرفته شده است. با وجود این حقیقت که تفاسیر متنوعی توسط فقهای دینی از شرع ارائه شده است که برخی از آنها را می توان مترقی دانست و با وجود فقه پویا که اجازه ی تفسیر مجدد از شرع برای تطابق بیشتر با زمان و مکان را می دهد، سیستم حقوقی ایران در مورد زنان، چه در قانون جزایی و چه در قانون خانواده، بسیار نزدیک به تفاسیر محافظه کارانه و سنتی است.
زنان ایرانی از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در 1357 دستاوردهای اجتماعی مهمی کسب کرده اند. برای مثال، نرخ ورود زنان به دانشگاهها 65 درصد است و نرخ فارغ التحصیلی آنها از این هم بالاتر است. زنان در ترکیب قدرت حاضرند، از جمله انتخابات مانند انتخابات مجلس ( در دوره های ششم و هفتم مجلس، 4/4 درصد نمایندگان زن بوده اند و به ترتیب 3/7 و 89/9 درصد کاندیداها را نیز زنان تشکیل می داده اند) زنان همچنین فعالانه در انتخابات شورای شهر شرکت کرده اند، تعداد زنان شرکت کننده در دوره ی اول و دوم این انتخابات به ترتیب 164021 و 109587 بوده است. ایران یک معاون رییس جمهور زن نیز داشته است. نرخ باسوادی زنان 80 درصد است. و سن ازدواج در میان زنان و مردان تا حدود 25 سال افزایش یافته است. این پیشرفت اجتماعی و فرهنگی زنان در طول 28 سال گذشته، موید ناهماهنگی موجود میان وضعیت اجتماعی و فرهنگی زنان و موقعیت آنان در جامعه با حقوق آنان در سیستم حقوقی است.
در چندین سال گذشته شاهد ظهور مجدد جنبش زنان ایرانی به عنوان یک صدای قوی عدالتخواهانه بوده ایم که توجه محافل ملی و جهانی را به خود جلب کرده است. شاید بتوان دلیل قدرت فعلی جنبش زنان را تا حدی مربوط به این واقعیت دانست که بر تقاضایی گسترده و فراگیر، یعنی وجود عدالت در سیستم حقوقی متمرکز شده است.
در حالی که احزاب و گروههای سیاسی تا حدی به حقوق زنان توجه نشان داده اند، مثلا از طریق تلاش برای بررسی و تصحیح تبعیض قانونی در مجلس اصلاح طلب ( دور ششم،1379-1383) این تلاشها اغلب ناموفق بوده اند. مهم ترین تلاش مجلس اصلاح طلب، مربوط به طرح قانونی برای پیوستن ایران به کنوانسیون منع هرگونه تبعیض علیه زنان یا سیدا بود. در حالی که مجلس با این پیشنهاد موافقت کرد و توانست این طرح را در سطحی عمومی مطرح کند، این قانون توسط شورای نگهبان رد شد. طرحهای دیگری به نفع زنان نیز مطرح شده اند، مانند قانونی که سن ازدواج را برای دختران به 15 سال افزایش داد یا حق حضانت مادران برای فرزندانی که کمتر از 7 سال سن دارند یا قانونی که اخیرا مطرح شده است و به زنان اجازه می دهد تابعیت خود را به فرزندانشان انتقال دهند و غیره. این تلاشهای قانونی در کل تاثیر اندکی بر وضعیت کلی حقوقی زنان داشته است و متاسفانه موفق به کسب حمایت وسیع زنان، افکار عمومی، گروههای سیاسی و حاکمیت نشده و به همین خاطر نتوانسته است این موضوع حقوق زنان را در سطح یک گفتمان اجتماعی-سیاسی مطرح کند.
اما جنبش زنان توانسته است با موفقیت موضوع حقوق زنان را به سطح یک گفتمان اجتماعی-سیاسی ارتقا دهد. در جهت تلاش برای ایجاد همبستگی میان گروههای مختلف زنان، فعالان حقوق زنان تصمیم گرفتند که با وجود تمایلات و وابستگی های سیاسی، به شیوه ای فراجناحی خواسته ی برابری در قانون را دنبال کنند. این تصمیم که نتیجه ی چندین سال همکاری و بحث متداوم بود، در خرداد 1384 به وقوع پیوست، زمانی که فعالان حقوق زنان و سازمانهای غیردولتی زنان تجمعی مسالمت آمیز در مقابل دانشگاه تهران ترتیب دادند. در این تجمع هزاران طرفدار حقوق زنان گرد هم آمدند و خواستار حقوق برابر برای زنان و مردان شدند. هرچند برخی از گروههای سیاسی، چه اصلاح طلب و چه محافظه کار، و برخی از گروههای فعالان زنان با استراتژی برگزاری تجمعهای عمومی مخالفت کرده و آن را مورد انتقاد قرار دادند، اما این واقعیت که تجمع در زمان نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری برنامه ریزی شده بود، عامل مهمی در ارتقای مباحث حقوقی زنان به عنوان یک موضوع مهم سیاسی به حساب می آمد. با این وجود از آن زمان به بعد بسیاری از گروههای زنان کمپین هایی برنامه ریزی کرده و در جهت دستیابی به حقوق برابر برای زنان تلاش کرده اند و بسیاری از گروههای سیاسی اظهار داشته اند که باید راه حلی برای موقعیت فرودست زنان در قانون یافت.
در واقع از خرداد 1384، جامعه ی ایران شاهد ظهور یک گفتمان متمرکز بر حقوق زنان بوده است که حتی به محافظه کارانه ترین بخشها نیز نفوذ کرده است و بخش بزرگی از اجتماع مانند فعالان حقوق زنان، سازمانهای غیردولتی و جامعه ی مدنی، جامعه ی دانشگاهی، دولت، رهبران مذهبی و عموم مردم را پوشش داده است. به عقیده ی من بخش اعظم این موفقیتها مربوط به تلاشهای یک کمپین است، کمپینی که تلاش می کند برای اصلاح قوانین تبعیض آمیز یک ملیون امضا جمع آوری کند.
این کمپین که در شهریورسال 1385 شروع به کار کرد، توانسته است حمایت و مشارکت هزاران داوطلب و حامی را کسب کند. ( نزدیک به 1000 نفر به طور مستقیم و رسمی با کمپین در ارتباطند و تعداد بیشماری نیز مستقلا به جمع آوری امضا می پردازند) کمپین در تمامی شهرهای بزرگ ایران بوسیله ی داوطلبان اجرا می شود.
اهداف کمپین: اهداف اصلی کمپین یک ملیون امضا عبارت است از : آموزش عمومی و ارتقای آگاهی و جمع آوری امضا برای انجام اصلاحات در قانون.
1) اطلاع رسانی و ارتقای آگاهی در مورد وضعیت حقوقی زنان: این فعالیت از طریق گفتگوی چهره به چهره و اطلاع رسانی در مورد قوانین فعلی و مشکلاتی که زنان در سیستم حقوقی با آن مواجه هستند، انجام می شود. گروهی از آموزشگران مسائل حقوقی، نحوه ی ارتباط با عامه ی مردم و نحوه ی رعایت مسائل امنیتی را به داوطلبان آموزش می دهند. بعد به عهده ی خود داوطلب است که به گفتگوهای چهره به چهره ی کوتاه با دوستان، خویشاوان و همکاران بپردازد یا در محلات شهر از خانه ای به خانه ی دیگر برود یا در مراکز تجمع، در خطوط حمل و نقل عمومی، مانند مترو یا اتوبوس، در دانشگاهها یا هر جای دیگری که بتوان زنان دیگر را یافت، به فعالیت بپردازد. در این گفتگوهای چهره به چهره، داوطلبان کمپین سیستم حقوقی فعلی را برای فرد یا گروه شرح می دهند و برخی از اشکالاتی را که برای زنان و برای جامعه به وجود آورده است، بیان می دارند. از کسانی که علاقه مند به اصلاحات قانونی باشند، خواسته می شود بیانیه ی کمپین را امضا کنند. تا به امروز بیش از 600 نفر برای انجام این گفتگوهای آموزشی، آموزش دیده اند. درحالی که کمپین ساختار مدیریتی غیرمتمرکزی دارد، اعضای اولیه کمپین، که اغلب ساکن تهرانند، کمیته هایی را تشکیل دادند که از طریق آنها فعالیتهایشان را انجام می دهند. کمیته ی آموزش یکی از چندین کمیته ی تشکیل شده است و وظیفه ی برگزاری جلسات آموزشی برای داوطلبان در تهران و دیگر استانها را بر عهده دارد. چندین ماه اول فعالیت کمپین به آمادگی برای آموزش و ارتباط گیری با گروهها و افراد کلیدی در نقاط مختلف کشور سپری شد. در استانهای دیگر اعضا می توانند فعالیتهای خود را در راستای نیازهای محلی و بر اساس منابع محلی انجام دهند، بنابراین می توانند فعالیتهایشان را از طریق ساختارها و مکانیسم هایی بومی که به نظرشان موثرترین است، سازماندهی کنند.
2) جمع آوری امضا: امضاها زیر بیانیه ای جمع می شوند که خواستار تغییر مواد قانونی فعلی، در قانون خانواده و در قانون جزا، است. در نهایت اعضای کمپین امضاها را تقدیم مجلس می کنند، به این امید که قوه ی مقننه بعضی از این قوانین را مورد اصلاح قرار دهد. البته امید می رود که حقوقدانان برجسته ی کشور و مشارکت کننده در کمپین، در نوشتن پیش نویس قوانینی که کاملا با نیازهای زنان تطابق داشته باشد، با قانون گزاران همکاری کنند. شایان ذکر است که کمپین تا زمان جمع آوری یک ملیون امضا به فعالیت خود ادامه خواهد داد و تا اتمام جمع آوری 1 ملیون امضا، هیچ امضایی را تسلیم مجلس نخواهد کرد. بخاطر تمرکز بر آموزش داوطلبان و اطلاع رسانی در مورد کمپین، جمع آوری امضا در ماههای اول کمپین با کندی انجام می شد اما با گسترش فعالیت به 15 استان، انتظار می رود که روند جمع آوری امضا سرعت بیشتری پیدا کند. بنیان گزاران کمپین معتقدند که اگر همه برنامه کمپین به خوبی پیش برود، می توانند در 2-3 سال یک ملیون امضا را جمع آوری کنند.
کمپین تلاش می کند قوانین ایران را با قوانین بین المللی تطبیق دهد. ایران چندین کنوانسیون سازمان ملل را امضا کرده است، از جمله کنوانسیون حقوق مدنی و سیاسی. بر اساس این تعهدات، دولت ایران پدیرفته است نسبت به اصلاح قوانین تبعیض آمیز، اقداما کند..
از طرفی دیگر، خواسته های کمپین به هیچ وجه در تناقض با اساس اسلام نیستند. در واقع، تغییرات مورد درخواست کمپین، همواره مورد بحث فقها و روحانیان بوده است. برای مثال، آیت اله صانعی و آیت اله بجنوردی، سالها تقاضای بازنگری و اصلاح قوانین تبعیض آمیز علیه زنان را مطرح می کردند و صریحا بیان داشته اند که چنین اصلاحاتی منافاتی با قوانین اسلام و شرع ندارد. از زمان شروع به کار کمپین، تعدادی از چهره های مهم مذهبی دیگر، حمایت خود از خواسته های کمپین را بیان داشته اند. اخیرا آیت اله فاضل میبدی، در مصاحبه ای با وب سایت کمپین، اعلام داشته است که فقه پویا امکان انجام کلیه ی تغییرات قانونی مطرح شده توسط کمپین را فراهم می کند و تغییرات خواسته شده توسط کمپین هیچ منافاتی با اسلام ندارند. در کمال تعجب این مصاحبه ی کوتاه توسط یک روزنامه ی اصلاح طلب بزرگ هم به چاپ رسید.
توانمندسازی زنان: جدای از این واقعیت که کمپین تلاش می کند از طریق تضمین حقوق قانونی برابر برای زنان، آنها را توانمند سازد، کمپین در عین حال مکانی برای توانمندسازی داوطلبان ( اعم از زن و مرد) بوده است که در جستجوی محفلی برای کار و فعالیت اجتماعی در جهت خلق یک تغییر اجتماعی مثبت در اجتماعشان بوده اند. چون کمپین برای ایجاد تغییر اجتماعی از روش پایین به بالا سود می برد و از مدنی ترین استراتژی ها، مانند آموزش عمومی و جمع آوری امضا استفاده می کند، توانسته است در مدتی کوتاه داوطلبان زیادی را جذب کند. در میان این داوطلبان، یکی از کلیدی ترین گروهها، گروه زنان جوان، بخصوص دانشجویان هستند که در طول تاریخ نقش مهمی در پر کردن فاصله میان گروههای روشنفکری و عامه ی مردم بر عهده داشته اند. چون کمپین ساختار مدیریتی متمرکزی ندارد و اجازه می دهد استراتژی ها با نیازها و حساسیتهای محلی تطابق داده شوند، فرصتی برای مردم فراهم می کند تا به هر طریقه ای که می توانند در آن مشارکت کنند. این فقدان رهبری متمرکز، همچنین اجازه ی ظهور رهبران جوان در جنبش زنان، اغلب دختران جوان، و فعالیت آنها را نیز فراهم کرده است.
کمپین به همه ی مشارکت کنندگان اجازه می دهد تجارب و دیگاههای خود را بر روی وب سایت کمپین مطرح کنند. این استراتژی دو هدف را دنبال می کند، مستند کردن تجربیات اعضای کمپین ( و تا حدی جنبش زنان) ، همین طور فراهم کردن فرصتی برای تبادل آزادانه ی آراء توسط زنان جوان که پیش از این از دسترسی محدودی به تریبون های اجتماعی برخوردار بودند. شایان ذکر است که مردان جوان نیز عکس العمل بسیار خوبی نسبت به کمپین نشان داده اند و تعداد زیادی از آنها به کمپین پیوسته اند و در حال حاضر یک کمیته ی پسران در کمپین در حال فعالیت است.
یکی از نکات تعجب برانگیز جنبش زنان در ایران، حضور و مشارکت جوانان بوده است، روندی که با کل جهان در تضاد است. شاید اگر به وضعیت ویژه ی آنان در جامعه ی ایرانی توجه کنیم، فهم این موضوع چندان دشوار نباشد. نزدیک به 70 درصد جمعیت ایران کمتر از 30 سال سن دارند. بسیاری از این جوانان که در بحبوبه ی انقلاب یا بعد از آن به دنیا آمده اند، در در طول دوران اصلاحات، زمانی که آزادی های اجتماعی زیادی به وجود آمد و جوانان فعالانه تشویق به مشارکت در اجتماع می شدند، به بلوغ رسیدند.این جوانان از تحصیلات بالاتری نسبت به نسل پیش برخوردارند. مانند کل جامعه ی ا یران، آنان نیز درگیر تلاش برای گذار از سنت به مدرنیته هستند و فعالانه با چالشهای مربوط به این گذار، برخورد می کنند. به طورهمزمان، آنها بیشتر از نسل قبل برای حقوق و هویت فردی خود ارزش قائل هستند. با در نظر داشتن این واقعیتها، بسیار قابل فهم است که آنها کاندیداهای محتمل برای مشارکت در فعالیتهایی باشند که در صدد بهبود وضعیت جامعه خود تلاش می کنند و جامع را با درک آنها از فردیت، حقوق بشر و حقوق زنان تطابق می دهد. نمی خواهم بگویم که در میان این نسل از ایرانیان هیچ مانع فرهنگی بر سر راه پیشرفت زنان وجود دارد، چنین موانعی البته وجود دارند، اما این نسل جوان بیشتر از نسلهای گذشته، معنای حقوق برابر برای زنان و در کل معنای حقوق بشر را درک می کند و خود را به آن پایبند می داند.
چالش ها: در حالی که کمپین در کسب حمایت و همکاری روشنفکران، استادان دانشگاه، حقوقدانان، نویسندگان، روزنامه نگاران، هنرمندان، سازمانهای جامعه ی مدنی، سازمانهای غیردولتی زنان و گروههای دانشجویی موفق بوده است و گامهای مهمی در جهت کسب حمایت و مشارکت توده مردم برداشته است، هنوز در ارتباط گیری و لابی با حاکمیت و روحانیان و دولت ما موانعی رو برو بوده است. در میان اعضای کمپین بحث زیادی در مورد اینکه با چه کسی و چگونه باید ارتباط گرفت و لابی کرد، وجود دارد و بعضی افراد معتقدند که چنین حرکتی باید فاصله ی خود را از ساختارهای سیاسی قدرت حفظ کند. اما دیگران باور دارند که چون کمپین نهایتا خواسته های خود را از ساختار قدرت، قوه ی مقننه، طلب می کند، تلاش برای ایجاد اتحاد و ارتباط با گروهها و احزاب سیاسی، و کسانی که در حال حاضر در قدرتند، قدمی ضروری در جهت موفقیت این تلاش است.
خوشبختانه ساختار نامتمرکز کمپین به اعضا اجازه داده است با توجه به درک خود از آنچه باید انجام گیرد، عمل کنند و همچنان در چهارچوب کمپین که مرزهای آن توسط بیانیه مشخص شده است، باقی بمانند. به همین خاطر، عده ای فاصله ی خود با ساختارهای سنتی قدرت را حفظ کرده اند، درحالی که دیگران فعالانه برای کسب حمایت احزاب و گروههای سیاسی و روحانیان، به لابی پرداخته اند.
در همین راستا، اعضای کمیته ی روابط عمومی کمپین چندین نشست با زنان اصلاح طلب ترتیب داده اند. این زنان با استقبال از اهداف کمپین نه تنها بیانیه ی آن را امضا کرده اند بلکه بعضی از آنان فعالانه به جمع آوری امضا نیز می پردازند. دیگر اصلاح طلبان و محافظه کاران نیز هرچند رسما به کمپین نپیوسته اند اما در سازمانها، احزاب سیاسی یا در جلسات خصوصی، به شیوه ای غیرمتمرکز، موضوع اصلاحات قانونی را مطرح و مورد بررسی قرار داده اند. بعضی از این افراد، که از جایگاه مناسبی در ساختار قدرت برخوردارند، خود شروع به لابی و ترویج موضوع در میان فقها و رهبران مذهبی کرده اند. این اقدامات با ساختار غیر متمرکز کمپین هم خوانی دارد و اعضای کمپین همواره از این فعالیتها استقبال کرده اند.
در حالی که برای پیشبرد اهداف کمپین و تضمین این که اصلاحات قانونی جامع باشند، نیاز به ترویج و لابی بیشتر است اما کمپین در جهت ترویج بحث آزادانه در مورد حقوق زنان در سطح گروههای سیاسی و صاحبان قدرت، به شکل یک نیروی کاتالیزور عمل کرده است. البته ظهور این بحث را می توان نتیجه ی تلاش گروه وسیعی از مدافعان حقوق زنان اعم از دولتی، محافظه کار، اصلاح طلب یا غیردولتی دانست. اما بر خلاف گذشته که حقوق زنان موضوع بحثهای خصوصی و لابی های خصوصی بود- و اغلب زنان برای ایجاد تغییر در وضیعت حقوقی خود وارد گفتگو با آقایان می شدند- در سال گذشته ما شاهد ظهور این گفتمان در سطح جامعه بوده ایم. این موفقیت را می توان تا حد زیادی به کمپین نسبت داد و در میان موافقان و مخالفان، فوریت طرح مسائل حقوقی زنان بر گفتمان سیاسی و اجتماعی در ایران تاثیر گذاشته است.
برای مثال، اخیرا زنان اصولگرا در ملاقاتی با رفسنجانی، رییس جمهور سابق ایران و رییس فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام، خواستار تغییر قوانین موجود شده اند و برای مثال تقاضای برابری دیه ی زنان و مردان را مطرح کرده اند. رفسنجانی در اظهاراتی غیرمنتظره از مجلس خواسته است که به این موضوع رسیدگی کنند اما همچنین تهدید کرده است که اگر نمایندگان مجلس به طریقه ای مناسب به موضوع نپردازند، خود مجمع تشخیص مصلحت نظام این مساله را در دستور کار قرار خواهد داد. آیت اله خامنه ای نیزاخیرا در ملاقات با زنان اصولگرا به مناسبت تولد حضرت فاطمه(س) دختر پیامبر، بیان داشته است که تفسیر فعلی از شرع، به شکلی که در قوانین ایران وجود دارد، حرف آخر را نمی زند و فقهای باید این اختلافات را مورد بررسی قرار دهند. در حالی که پیشتر حقوق زنان در خفا مورد بحث قرار می گرفت، ظهور این بحثهای عمومی نشانگر تغییر جهت در گفتمان حقوق زنان است، اصلاحاتی که تا پیش از این به دلیل این که ریشه در اسلام غیرقابل تغییر و استوار داشت در سطح اجتماع مورد بحث عمومی قرار نمی گرفت. این اظهارات علنی را می توان دستاورد تلاش های فعالان در کمپین یک میلیون امضا و به طور کلی تمام زنانی که دراین حوزه فعالیت می کنند، دانست.
در حالی که بحث در مورد حقوق زنان به خصوص در میان دولتی ها و حاکمیت بسیار مهم است و دستاوردی است که تمامی فعالان حقوق زنان می توانند به آن افتخار کنند اما موضوع چگونگی تغییر قوانین و لزوم تطبیق قوانین با نیازهای واقعی زنان در پرده ای از ابهام قرار دارد. در حالی که اعضای کمپین ملاقاتهایی را با زنان محافظه کار و اصلاح طلب درون حاکمیت و برخی فقهای دینی ترتیب داده اند و در تلاش برای برگزاری نشستهایی با آیات عظام هستند، تلاش و ترویج بیشتری بایستی در این جهات انجام گیرد، بخصوص برای برقرای ارتباط با بخشهای محافظه کارتر، مثلا قانون گزاران، قضات و مسئولان قوه قضایی. در واقع اعضای کمپین و دیگر مدافعان حقوق برابر بایستی نسبت به تلاش برای اصلاح قوانین هوشیار باشند، ودر جهت اصلاح قوانین به گونه ای که پاسخگو نیازهای زنان جامع ما باشند و همچنین با استانداردهای بین المللی حقوق بشر تطابق داشته باشند تلاش کنند. بنابراین فعالیتهای لابی در جهت تاثیرگزاری بر فرآیند اصلاحات قانونی باید بیش از گذشته در دستور کار اعضای کمپین و فعالا حقوق زنان قرار گیرد. البته این تلاش می تواند مستقیما از طریق فعالان کمپین صورت گیرد یا به طور غیرمستقیم توسط همکاری و بحث با زنان اصلاح طلب و محافظه کار و گروههای سیاسی مدافع حقوق برابر زنان انجام شود.
منبع:زنستان
+ نوشته شده توسط در جمعه نهم شهریور 1386 و ساعت
15:11 |