تبليغاتX
Image Hosted by I-ImageHost شوک http://www.imagehosting.com/show.php/879400_626mcrk.jpg.html

یك عضو سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی ( ادوار تحكیم وحدت ) شعبه‌ی اصفهان گفت: حكم دو سال حبس به مدت ۵ سال تعلیق به علت فعالیت در انجمن اسلامی در زمان دانشجویی بنده صادر شده است.
بهرام اسماعیل بیگی با بیان این‌كه در سال ۸۳ فارغ‌التحصیل شده است، اظهار داشت: به دلیل فعالیت بنده در انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان، در آن زمان پرونده‌ای تشكیل شد و ۱۶ تیر امسال احضاریه‌ی خود را دریافت كردم و ۲۵ همان ماه آخرین دفاعیات بنده صورت گرفت كه در پایان در تاریخ ۲۸ تیر حكم بنده صادر شد.
وی با اشاره به اتهام‌های ذكرشده تصریح كرد: در آن دادگاه اتهام‌های من توهین به امام راحل، نقد شورای عالی انقلاب فرهنگی، تبلیغ علیه نظام و برگزاری جلسات غیرقانونی ذكر شد.





+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 12:50 |

به گزارش خبرگزاري فارس، وزیردادگستری از ارسال لايحه حمايت از خانواده به مجلس خبر داد و گفت: در اين لايحه محدوديت‌هايي براي ازدواج مجدد پيش بيني شده است. وی درباره ه ماده 23 لايحه‌ جامع حمايت از خانواده كه از سوي قوه‌ قضائيه به دولت و سپس به مجلس ارائه شده و مورد اعتراض جمعي از نمايندگان مجلس قرار گرفته، اظهار داشت: لايحه‌ حمايت از خانواده يك لايحه‌ جامع است كه قبلاً به صورت طرح و از سوی فراكسيون بانوان در مجلس مطرح بود منتها اگر به صورت طرح ارائه مي‌شد، مشكلاتي از نظر ساختاري پيدا مي‌كرد و اشكال پيش مي‌آمد. وي ادامه داد: در اين راستا در نهايت قوه‌ قضائيه نيز موافق بود كه به صورت مشترك به صورت يك لايحه‌ جامع آن را ارائه دهند و مدت مديدي بر روي اين لايحه در قوه‌ قضائيه و بعد دولت كار شد.

وزير دادگستري بيان داشت: بر اساس اين فعاليت‌ها يك لايحه‌ جامع ارائه شده كه شامل مسائل عمومي مربوط به خانواده از جمله عقد، نكاح، آثار آن، شروط ضمن عقد، طلاق، نفقه و بحث‌هاي كيفري كه احتمالاً ممكن است در اين ارتباط به وجود آيد، است.

وي تصريح كرد: در ارتباط با حضانت فرزندان نيز در اين قانون مواردي آمده است، همچنين بحث اهداي جنين نيز در اين لايحه گنجانده شده است و يك بحث ساختاري نيز در اين لايحه هست كه دادگاه خانواده از چه اشخاصي تشكيل شود.

الهام با بيان اين كه اين لايحه به صورت جامع ديده شده است،خاطرنشان ساخت: الزامات ثبت واقعه‌ ازدواج چه به صورت موقت و چه دائم در اين لايحه گنجانده و پيش‌بيني شده كه از نهادهاي حقوقي استفاده‌ مضر به حال حقوق خانواده و فرزندان نشود و از جمله‌ مواردي كه در آن بيان شده، ازدواج مجدد است.

وزير دادگستري در پاسخ به مواردي كه در ارتباط با ماده 23 اين لايحه مبني برحذف لزوم اجازه شوهر از همسر اول براي ازدواج مجدد و صرف اثبات تمكن مالي مرد مطرح مي‌شود، با بيان اين كه ازدواج مجدد را اين لايحه ايجاد نكرده است، گفت:در واقع اين لايحه براي ازدواج مجدد محدوديت‌هايي را ايجاد كرده است و پيام آن ايجاد محدوديت‌هايي براي ازدواج مجدد است.

وي ادامه داد: در قانون مدني در مورد اين ازدواج مواردي گنجانده شده، اما طبق اين لايحه علاوه بر مواردي كه در قانون هست مرد براي ازدواج مجدد به نظر دادگاه نيازمند است و بدون نظر و رأي دادگاه نمي‌تواند در اين ارتباط اقدامي صورت دهد تا دادگاه توانمندي‌هاي يك فرد را براي اداره‌ بيش از يك خانواده بررسي كند. در واقع اين لايحه براي استفاده از حقي كه از يك جهت به شكل مطلق در قانون پيش‌بيني شده، قيودي را گذاشته و اين علاوه بر قيودي است كه قبلاً بوده است.

الهام افزود: شروط ضمن عقد كه مي‌تواند راجع به اين قضيه وجود داشته باشد به اعتبار خود باقي ‌است و اين در مواردي است كه آن شروط مطرح نباشد.

وزير دادگستري بيان داشت: از همه مهمتر اين كه در حال حاضر لايحه در اختيار مجلس است و هر نوع اصلاح و تغييري در حوزه‌ اختيارات مجلس مي‌تواند انجام شود و منعي براي تغيير آن وجود ندارد.
(جهت حمایت از خانواده ، ما زنان هم سعی کنیم تمکن مالی مان را حفظ کنیم و افزایش دهیم ؛ چون لازم می شود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟)
+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 12:44 |

تغییر برای برابری : نخستین دادگاه اعضای کمپین یک میلیون امضا برگزارشد. دادگاه نسیم سرابندی و فاطمه دهدشتی روز 21 مرداد در شعبه 28 دادگاه انقلاب برگزارو همان موقع هم حکم دادگاه اعلام شد. آنان به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغاتی علیه نظام محکوم شدند. استناد قاضی در مورد اتهام آنان ماده 500 قانون مجازات اسلامی بود. نسیم و فاطمه هردو به 6 ماه حبس تعلیقی تا 2 سال محکوم شدند.

نسیم سرابندی و فاطمه دهدشتی در دی ماه 1385 هنگام جمع آوری امضا در مترو به مدت 24 ساعت بازداشت شده بودند. ابتدا به نظرمی آمد پرونده شان بسته شده است اما آنها مجددا در پی تغییر روند بازپرسی احضارو تفهیم اتهام شدند. به آنها گفته شد که اتهام شان اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام است و آنها نیز در آخرین دفاع ازخود این اتهام را نپذیرفتند. اما سرانجام محکوم شدند.این درحالی است که جمع آوری امضا اقدامی مدنی و مسالمت آمیز است و نمی تواند جرم محسوب شود.
+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 12:38 |
11مرداد: خانم زهره نيروبخش مادر اميرجنت آبادي دانشجوي ٢۴ ساله يي
كه از دو ماه پيش ناپديد شده است از طريق ايجاد ارتباط با رسانه هاي بين
المللي در هفته هاي اخير كوشيده است تا مراجع حقوق بشر را از وضعيت
نامعلوم پسر خود با خبر كند
١١ مرداد: حمله و فحاشي رئيس دانشگاه اميرکبير به خانواده احسان
منصوري دانشجوي زنداني ١١ مرداد: برادر مجيد توکلي: نمي دانم برادرم را
از زندان نجات بدهم يا پدر و مادرم را از مرگ
١٢ مرداد: وكيل مدافع ٩ تن از بازداشتشدگان پروندهي تجمع مقابل
دانشگاه اميركبير و دفتر ادوار تحكيم وحدت از آزادي »سعيد حسيننيا « با
صدور وثيقه ۵٠ ميليون توماني خبر داد
١٢ مرداد: آتشسوزي در يكي از ساختمانهاي دانشکده علوم پايه دانشگاه
گيلان
١٣ مرداد: پدر مجيد توکلي در مراسم دعاي کميل در منزل وي: مگر مي
شود فرزندمان را درحال دست وپنجه نرم کردن با مرگ ببينيم و رفتار غير
مسئولانه دانشگاه و قوه ي قضاييه ما را آرام کند
١٣ مرداد: مجيد توکلي ٢٣ روز در اعتصاب غذا- ياران دبستاني ما را آزاد
کنيد!
١٣ مرداد: ديوان عدالت اداري دستورتوقف اجراي حكم يك ترم محروميت
ازتحصيل دبيرشوراي صنفي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه را صادر
كرد
١٣ مرداد: بازداشت مهرداد بزرگ، دانشجوي مهندسي کامپيوتر دانشگاه
تهران، کوروش جنتي، دانشجوي ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي و حسين
فياضي مقابل حسينيه ارشاد
١٣ مرداد: مسعود حبيبي و سعيد حسين نيا شب گذشته پس از تحمل ٢٣
روز حبس در بند ٢٠٩ با سپردن قرار وثيقه از زندان آزاد شدند
١۴ مرداد: مدير امور فرهنگي دانشگاه تربيت دبير رجايي از استعفاي تعدادي
از اعضاي شوراي صنفي دانشجويان اين دانشگاه خبر داد
١۴ مرداد: اعتراض انجمن اسلامي دانشگاه علامه به ادامه بازداشت
دانشجويان: ما ايستاده ايم و خواست ما نابودي زندان است
١۴ مرداد: عضو انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير مجلس
خبرگان فراتر از نگاه هاي جناحي و حزبي است
١۴ مرداد: حبيب حاج حيدري عضو سازمان دانش آموختگان و مسئول كميته
روابط عمومي ادوار تحكيم روز گذشته با قرار وثيقه از بند ٢۴٠ زندان اوين آزاد
شد
١۴ مرداد: صدور احکام انضباطي براي چهار دانشجوي دانشگاه طباطبايي
١۴ مرداد: اعتصاب غذاي دانشجويان کرد در اعتراض به احکام اعدام
١۴ مرداد: درخواست ٢٠٠ دانشجو ودانش آموخته دانشگاههاي شهركرد
براي آزادي حنيف يزداني
١۵ مرداد: خانم مومني همسر عبدالله مومني سخنگوي بازداشت شده
سازمان دانش آموختگان نسبت به فشارهاي وارده به همسرش در زندان
اوين به شدت ابراز نگراني کرد
١۵ مرداد: آرش خاندل عضو شوراي عمومي دفتر تحكيم وحدت روز گذشته
با قرار وثيقه از بند ٢۴٠ زندان اوين آزاد شد
١۶ مرداد: مجيد توکلي به درخواست جمع کثيري از اعضاي انجمن اسلامي
اميرکبير اعتصاب غذاي خود را موقتا متوقف نمود
١۶ مرداد: مجيد توكلي گفت، كليه اعترافات وي تحت شكنجه صورت گرفته
است
١٧ مرداد: انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان: خود
را از روسياهي تاريخ برهانيد
١٧ مرداد: »بهاره هدايت » ،« علي وفقي » ،« عبدالله مومني » ،« علي
نيكونسبتي » ،« مجتبي بيات » ،« محمد هاشمي « و »بهرام فياضي « با قرار
وثيقه از زندان آزاد شدند
+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 12:26 |
چندی پیش یکی از دوستان مطلب جالبی برام نوشت . متنش این بود که تو چرا اصلا مطلب اقتصادی نداری ؟ البته برای خودم جالب بود ..چون اصلا کار اصلی ام را یادم رفته بود .
ولی هر وقت می خوام اقتصادی بنویسم ، غول سیاست را حس می کنم که اقتصاد را سفت گرفته ..وقتی میبینی این همه نظریات اقتصادی و (خرد کلان سنجی مالیه و...) در یک تصمیم سیاسی زیر پا میره ، آیا بازهم می شه از اقتصاد نوشت ...
در آخر این را فهمیدم که اقتصاد در ایران چیزی نیست جزء همونی که همه مردم هر روز باهاش سرگرم اند : مستأجرایی که هنوز تو بهت گرونی خونه اند .مردمی که هروز صبح که بیدار می شوند همین که پاشون را بیرون بذارند تورم راخیلی راحت تر از ما دانشجویان اقتصاد در غالب اقتصاد کلان حس می کنند.
مشکلات هروز بیشتر می شه و نفت مونم گرون تر . و مسلما تا چند ماه دیگر فاجعه بزرگ اقتصادی در راه است .
تورم حاصل از کاهش سود بانکی ، افزایش مخارج دولت ، افزایش قیمت نفت و در آخر تحریم ها به سرعت در راه است .
باید منتظر باشیم تا ببینیم این بار شاید اقتصاد پای سیاست را شکست و آن را سرنگون کرد ؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده توسط در شنبه سیزدهم مرداد 1386 و ساعت 0:46 |
جندی است که دولت نهم و وزرا و حامیان آن تصمیم گرفته اند که گزارشاتی از فعالیت های خود بدهندو و به عبارتی از خدمت های بی منتشان سخن بگویند .5شنبه برنامه ای از کانال یک تحت عنوان با همسفران رسانه پخش شد که در ان ر ئیس دولت از خاطراتش و مهربانیهایش در سفرهای استانی سخن می گفت ؟؟؟
در آن زمان بود چندی فکر کردم به یاد همه دانشجویان در اوین .که در همین زمان آن ها نیز در اوین مهرورزی ها را به شدت حس می کنند و در خود نه در رسانه ها ولی در یاد و فکر همه آزاد اندیشان سخن ها دارند از خاطرات مهرورزی و عدالت خواهی
+ نوشته شده توسط در شنبه سیزدهم مرداد 1386 و ساعت 0:25 |

به گزارش ادوار نیوز متن کامل بیانیه به شرح زیر است :
در زمانی که، دفاع از حقوق زنان و تلاش برای تغيير مناسبات تبعيض آميز جنسيتی، به يکی از ريشه ای ترين حرکت های مسالمت آميز کنشگران جنبش های اجتماعی ايران بدل شده است؛ و در شرايطی که متاثر از اين تلاش ها، خوشبختانه بخش هايی از جناح های مختلف حاکميت، هم رای شده اند تا قوانين ناعادلانه ای چون ديه، ارث و شهادت را اصلاح کنند؛ متاسفانه هنوز، جرياناتی خشونت گرا وجود دارند که تحمل مواجه شدن با واقعيت های اجتماعی را ندارند. جرياناتی که اوليه ترين حقوق انسانی را ناديده گرفته و پايمال می کنند. فشارها و برخوردهای غيرقانونی و خشونت آميز يک ماهه اخير، از قبيلِ دستگيری و بازداشتِ غيرقانونی فعالان جنبش های زنان، دانشجويی، سنديکايی و معلمان، و صدور احکام سنگين حبس و شلاق برای فعالان جامعه مدنی (همچون عاليه اقدام دوست، دلارام علی، مريم ضيا و... برای شرکت در تجمع مسالمت آميز ۲۲ خرداد ميدان هفت تير و...)، صدور احکام اعدام برای فعالان مدنی (همچون عدنان حسن پور و هيوا بوتيمار که در کردستان به فعاليت های مدنی و مسالمت آميز مشغول بودند)، گسترش فضای امنيتی بر شهر به بهانه پوشش زنان، پخش برنامه های اعتراف تلويزيونی، توقيف مطبوعات، و محدود ساختن گردش آزاد اطلاعات ، موجِ جديدی از ناامنی را هشدار می دهند.

به نظر می رسد اين بار، هدف و کانونِِ فشارها، نقاط وصل جنبش های اجتماعی هستند. کنشگرانی که با ايجاد وحدت ميان جنبش ها به فعاليت اجتماعی می پردازند، مورد کينه قرار گرفته اند. امير يعقوبعلی و بهاره هدايت هر دو از فعالان جنبش زنان و جنبش دانشجويی هستند که بيش از سه هفته است در بازداشت به سر می برند و از وضعيت آنها خبری نيست. بهاره هدايت، عضو شورای مرکزی تحکيم وحدت، و از فعالان جنبش زنان، در روز ۱۸ تيرماه در تحصن شش نفره ای که به منظور درخواست آزادی برای دانشجويان بازداشت شده اميرکبير انجام گرفته بود، دستگير شد و اکنون در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوين بسر می برد. و امير يعقوبعلی، از اعضای جوان کمپين يک ميليون امضاء و عضو انجمن منتخب دانشگاه علامه طباطبايی، از آنجايی که به عنوان يک مرد توانسته است گفتمان برابری جنسيتی را فراتر از جداسازی های نظام مردسالار با مردم در ميان گذارد، در روز ۲۰ تيرماه هنگام جمع آوری امضاء در پارک انديشه بازداشت شد و در حال حاضر در زندان اوين بسر می برد. علاوه بر دستگيری و بازداشت ناموجه اين دو تن؛ عدم امکان ارتباط و ملاقات آنها با خانواده و وکلايشان، و همچنين احتمال وجود فشارهای ديگری در داخل زندان، نگرانی درباره وضعيت آنها را دوچندان می کند.

ما امضاء کنندگان اين بيانيه، ضمن اعتراض نسبت به بازداشت اين دو فعال جنبش زنان و رفتارهای غيرقانونی و خشونت آميز با آنان؛ خواستار آزادی هرچه سريعتر امير يعقوبعلی و بهاره هدايت و ديگر دانشجويان بازداشت شده، و نيز لغو احکام سنگين، از جمله لغو احکام اعدام های اخير برای فعالان مدنی کشور هستيم.
+ نوشته شده توسط در شنبه سیزدهم مرداد 1386 و ساعت 0:11 |
وکيل مدافع عمادالدين باقی، رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان از محکوميت موکلش به سه سال حبس تعزيری خبر داد.
محمود علم اظهار داشت: شعبه‌ی ۶ دادگاه انقلاب تهران طی حکمی موکلم را به اتهام اجتماع و تبانی به منظور انجام جرايم بر ضد امنيت کشور به دو سال حبس و به اتهام تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامی ايران به نفع گروه‌های بيگانه و مخالف نظام به يک سال حبس محکوم کرد.
وی افزود: اتهامات موکلم به دليل مصاحبه با برخی رسانه‌ها، نامه‌نگاری و مصاحبه درباره‌ی محکومان زندان و اعدام در حوادث اهواز عنوان شده است.
علم ادامه داد: در اين پرونده علاوه بر عمادالدين باقی، چهار نفر ديگر از جمله همسر و دختر وی نيز به اتهام اجتماع و تبانی به منظور انجام جرايمی بر ضد امنيت کشور به ۳ سال حبس به مدت ۵ سال تعليق محکوم شده‌اند که اتهام آن‌ها مربوط به سفر به امارات و شرکت در کنفرانسی مربوط به حقوق بشر است که گفته شده بود از سوی سازمان ملل برگزار شده اما بعدها مشخص شده که اين سازمان دخالتی در تشکيل اين کنفرانس نداشته است.
وی افزود: در مدت قانونی نسبت به احکام صادره برای موکلانم تجديدنظرخواهی می‌کنم و اميدوارم دادگاه با توجه به دلايل و مدافعات متهمان در مرحله‌ی تجديدنظر حکم به برائت موکلانم دهد.

منبع:ایسنا
+ نوشته شده توسط در شنبه سیزدهم مرداد 1386 و ساعت 0:7 |

دیروز مادران دانشجویان بازداشت شده به دیدار شیرین عبادی؛ حقوقدان رفتند تا احساسات و نگرانیهای مادرانه شان را با او در میان گذارند.
در این جمع کوچک احساسات و عواطف مادرانه بیش از هر چیزی به چشم می خورد مادربهاره هدایت و محمد هاشمی کنار یکدیگر نشسته اند. مادر دو دانشجوئی که روز ۱۸ تیرماه همراه با چهار عضو دیگر دفتر تحکیم وحدت مقابل دانشگاه امیر کبیردستگیر و روانه زندان اوین شدند. مادر محمد هاشمی با نگرانی و دلهره از وضعیت نامعلوم فرزندش و بی نتیجه بودن پی گیریهایشان برای خبر گرفتن از او می گوید.
شیرین عبادی که با دقت به حرفهای او گوش می دهد ، می گوید: “از همه مراجع قضائی داخلی استدعا دارم که کمک کنند تا هر چه زودتر این بچه ها که از بهترین فرزندان این مرز و بوم هستند به آغوش خانواده هایشان بازگردند جای این بچه ها نه در زندان که کنار خانواده و در دانشگاه است.” و بلافاصله ادامه می دهد: “ما از همه امکانات خود برای اینکه بی گناهی این دانشجویان را اثبات کنیم استفاده خواهیم کرد”
اما در این جلسه اعضای کمیته مادران کمپین یک میلیون امضا هم حضور دارند تا همدردی شان را با دیگر مادران نشان دهند. مادر امیر یعقوبعلی فعال جنبش زنان نیز در این جمع حضور دارد. امیر ۲۰ روز قبل هنگام جمع آوری امضا برای این کمپین دستگیر و روانه زندان شد. مادر امیر با بغضی فرو خورده در گلو از بی گناهی فرزندش می گوید و اینکه هفته هاست از او خبری ندارد و حاضر است برای دیدن و آزادی فرزندش هر کاری انجام دهد.
پروانه اسانلو؛ همسر منصور اسانلو فعال جنبش کارگری هم از وضعیت نامعلوم همسرش میگوید. اسانلو برای چندمین بار به دلیل دفاع از حقوق صنفی کارگران دستگیر وروانه زندان شده است پروانه اما با لحنی محکم به مادران نگران دانشجویان دلداری می دهد.
چند دقیقه ای از جلسه می گذرد که مادر احمد قصابان و احسان منصوری از دیگر دانشجویان بازداشت شده دانشگاه امیر کبیر هم از راه می رسند. دانشجویانی که سه ماه است دربند ۲۰۹ زندان اوین به سر می برند. آنها از وضعیت نامناسب نگهداری فرزندانشان در زندان اوین گلایه مندند .
مادر احسان منصوری با چشمانی اشک آلود از فرزندش که صبح به ملاقاتش رفته بود و حال نامناسب روحی اش می گوید و از وضعیت او اظهار نگرانی می کند.
مادر احمد قصابان هم با بغضی در گلو از تیکهای عصبی پسرش تعریف می کند: ” پسرم با مشکلات روحی و جسمی متعددی روبه رو شده در حالیکه پیش از آن هیچ مشکلی نداشت.”
در همین موقع مادر محمد هاشمی هم از وضعیت پسرش دربند ۲۰۹ زندان اوین می گوید”:مدام خبر می رسد که محمد هنگام بازجوئی بیهوش شده و این ما را در وضعیتی که او اصلا به ما تلفن هم نمی زند بسیار نگران می کند.” در ادامه شیرین می گوید:
” مادران هرگز از حق فرزندان شان نمی گذرند و تمام تلاش خود را برای آزادی فرزندانشان به کار خواهند بست. احساسات مادرانه ورای هر احساس دیگری است.”
منبع: کانون زنان ایران
+ نوشته شده توسط در شنبه سیزدهم مرداد 1386 و ساعت 0:2 |

وضعیت جسمانی مجید توکلی پس از گذشت ۲۰ روز از اعتصاب غذای وی به شدت رو به وخامت گذارده است. مجید توکلی در اعتراض به شکنجه های طاقت فرسا و غیرانسانی، گرفتن اعترافات دروغ و تحت فشار، اصرار دادگاه انقلاب و علیرضا رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، بر انتشار نشریات موهن توسط دانشجویان و عدم توجه تیم بازجویی به حقوق شهروندی و انسانی ایشان از تاریخ ۲۳ تیرماه دست به اعتصاب غذا زده است.
خانواده مجید توکلی در این خصوص به خبرنگار خبرنامه امیرکبیر اظهار داشتند: وضعیت مجید بسیار وخیم است. ما به شدت نگران او هستیم. مجید پس از انتقال ابولفضل جهاندار و سعید درخشندی به بند ۳۵۰ زندان اوین و رسیدن به یکی از خواسته هایش قصد داشت اعتصاب غذای خود را بشکند، ولی هم زمان با این مسئله بازجویی و فشارهای گذشته ظاهرا دوباره شروع شده و قصد دارند هر طور شده از مجید اعتراف تلویزیونی بگیرند. ما مجید را صحیح و سالم به دانشگاه فرستادیم و هر اتفاقی برای او بیفتند مسئولش رئیس دانشگاه، دکتر رهایی، است که می گویند همه این برنامه ها زیر سر اوست و جعل نشریات هم کار خودش بوده است.
همچنین مادر مجید توکلی در حالی از شدت تاثر نمی توانست سخن بگوید، به خبرنگار خبرنامه امیرکبیر گفت: پسرم دارد می میرد، هر چه به او التماس کردم غذا بخورد فایده ای ندارد. می گوید دوباره فشارها و شکنجه ها شروع شده و به محض آن که اعتصابم را بشکنم فشارها مضاعف می شود. این هفته که تماس گرفت، دیگر نمی توانست صحبت کند. گفت ۱۵ کیلو وزن کم کرده ام. ما شهرستان زندگی می کنیم، نمی توانیم به تهران بیاییم و وضعیت فرزندمان را پیگیری کنیم. فرزندم دارد می میرد، نمی دانم چرا هیچ کس کاری نمی کند؟ مگر این بچه ها چه کار کرده اند که این بلاها را به سرشان می آوردند؟!
مجید توکلی دانشجوی دانشگاه امیرکبیر است که از اردیبهشت ماه تاکنون به دنبال پخش نشریات جعلی در این دانشگاه بازداشت شد و از همان زمان در بند ۲۰۹ زندان اوین نگه داری می شود. در خصوص این غائله ۸ نفر از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر بازداشت شدند که هفته های گذشته ۵ نفر از آنان با قرار وثیقه ۸۰ میلیون تومانی آزاد شدند ولی همچنان مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری در بازداشت به سر می برند.
خبرنامه امیرکبیر
+ نوشته شده توسط در شنبه سیزدهم مرداد 1386 و ساعت 0:1 |

دو فعال دانشجويي دانشگاه اصفهان به دادگاه انقلاب احضار شدند.
به گزارش خبرنگار ادوارنيوز، آقايان حسن طالبي و ميثم گلستاني به دليل فعاليتهاي دانشجويي خود از سوي دادگاه انقلاب اصفهان احضار شده‌اند .
بنا بر احضاريه‌هايي كه اين دو نفر دريافت كرده‌اند حسن طالبي 7 مرداد و ميثم گلستاني 4 مردادماه بايستي در دادگاه حاضر شوند.
+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 0:22 |

ابوطالب ادامه داد: دولت بايد توجه داشته باشد كه اگر با رسانه‌ها و مطبوعات داخلي برخورد يا انسداد حاكم شود، افكار عمومي جذب رسانه‌ها غيرخودي و شبكه‌هاي ماهواره‌يي و رسانه‌هاي خارجي مي‌شوند كه اين به صلاح نظام و كشور نخواهد بود.
ایران 31/4/1386
يك عضو جريان اصولگرايان مستقل از تهيه نامه‌اي خطاب به رييس‌جمهور در انتقاد به برخورد تهديدآميز و سليقه‌اي دستگاه‌هاي دولتي با رسانه‌هاي غيردولتي خبر داد.
به گزارش ايسنا، سعيد ابوطالب روز يك‌شنبه در جمع خبرنگاران افزود: در اين نامه به برخوردهاي اخير با برخي از مطبوعات و سايت‌هاي خبري و خبرگزاري‌ها اشاره شده و از رييس‌جمهور خواسته شده تا جلوي اين گونه برخوردها را هرچه سريع‌تر بگيرد.
وي اظهار كرد: دراين نامه به فشار برخي از افراد در دولت نسبت به تغيير روش در مديريت خبرگزاري ايسنا، اطلاعيه‌ عليه بخشي از برنامه‌هاي صدا و سيما، برخورد با سايت‌هاي پر مخاطب مانند ايرا‌نيوز، بازتاب و ايلنا و برخورد با مطبوعات اشاره شده است.
اين عضو كميسيون فرهنگي مجلس با ابراز تاسف نسبت به دولت در راستاي نحوه‌ توزيع يارانه نقدي بين خبرگزاري‌ها و رسانه‌ها غيردولتي مدعي شد: دولت به بعضي از سايت‌ها كه بدون مجوز فعاليت مي‌كنند و حتي مجوز ندارند بودجه كلان داده است و برعكس به برخي از خبرگزاري‌ها يا بودجه اختصاص نداده يا بخش قابل توجه آن‌ را حذف كرده است.
ابوطالب ادامه داد: دولت بايد توجه داشته باشد كه اگر با رسانه‌ها و مطبوعات داخلي برخورد يا انسداد حاكم شود، افكار عمومي جذب رسانه‌ها غيرخودي و شبكه‌هاي ماهواره‌يي و رسانه‌هاي خارجي مي‌شوند كه اين به صلاح نظام و كشور نخواهد بود.
او از ادامه جمع‌آوري امضا براي اين نامه در بين نمايندگان خبر داد.


+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 0:20 |

ادوارنيوز: كميته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ايران پيرامون بازداشت اعضاي اين سازمان ، اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت و پلمپ دفتر مركزي سازمان بيانيه اي صادر كرد.
در اين بيانيه آمده است :
هر کس حق دارد که از آزادی مجامع و انجمنهای مسالمت آمیز برخوردار باشد.
(ماده ی 20 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر)
مطابق اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و میثاق حقوق مدنی – سیاسی که دولت جمهوری اسلامی به آن پیوسته آزادی تشکل و تجمعات مسالمت آمیز ، از جمله حقوق مسلم افراد است. اصل 26 قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز به آزادی احزاب، تشکلها و انجمنهای غیر دولتی تصریح کرده است،همچنین آزادی تجمعات مسالمت آمیز بدون حمل سلاح در اصل 27 قانون اساسی مورد تاکید قرار گرفته است.
مع الاسف طی سالیان دراز گذشته این حقوق از قاطبه ی ملت ایران سلب شده است، گروههای مخالف و منتقد- حتی آنها که عمل در چارچوب قانون اساسی موجود را پذیرفته اند – از کمترین امکان فعالیت در داخل کشور برخوردار نبوده اند. همچنین طی 29 سال اخیر حکومت اجازه برگزاری آرام حتی یک تجمع مسالمت آمیز غیر دولتی را به مردم و نهادهای مدنی نداده است. در ایران کوچکترین تجمع غیر دولتی با حمله و سرکوب نیروهای امنیتی – انتظامی و افراد لباس شخصی مواجه می شود. از این رو نقض حق تشکل و تحزب و حق تجمع را می بایست از جمله موارد پر تعداد نقض مستمر، نهادین، گسترده و سازمان یافته ی حقوق بشر در ایران به شمار آورد.

در آخرین فقره از این مورد، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی که طی ماههای اخیر ضمن برخورد خیابانی با زنان و جوانان مهمترین مجری نقض حقوق بشر در ایران بوده است با حمله به یک تجمع شش نفره که در سالروز حمله به کوی دانشگاه تهران برگزار شده بود، هر شش تجمع کننده - که اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بزرگترین تشکل دانشجویی منتقد حکومت- بودند را ضمن ضرب و شتم بازداشت و بدون حق دسترسی به وکیل روانه ی زندان کرد. این اقدام مقارن ساعت هفت و سی دقیقه ی صبح 18 تیر 1386 صورت گرفت اسامی بازداشت شدگان به این شرح می باشد: محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، مهدی عربشاهی، بهاره هدایت، حنیف یزدانی و علی وفقی.

پس از آن مامورین نیروی انتظامی مقارن ساعت ده صبح همان روز در اقدامی خشونت آمیز و کم سابقه به زور اسلحه، بدون ارائه ی هیچگونه حکم قضایی پس از شکستن درب وارد دفتر مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم) شدند و پس از ضرب و شتم همه ی حاضرین را بازداشت کردند. در میان بازداشت شدگان نام عبدالله مومنی (سخنگو، مسئول کمیته ی تشکیلات و عضو شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان) بهرام فیاضی (عضو شورای مرکزی) و حبیب حاج حیدری ( مسئول روابط عمومی سازمان) به چشم می خورد.

علاوه بر نامبردگان افراد زیر نیز روز 18 تیر در محل دفتر سازمان بازداشت شدند: مجتبی بیات (عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت)، عزت الله قلندری (كه چند روز بعد آزاد شد) و مرتضی اصلاحچی ، مسعود حبیبی، سعید حسین نیا، آرش خاندل و اشکان غیاسوند در گزارشهای بعدی مشخص شد دانشجویی به نام محمد حسین مهرزاد نیز در بین دستگیر شدگان 18 تیر بوده است.

مامورین پس از بازداشت حاضرین در اقدامی غیر قانونی و بر خلاف تمامی قوانین داخلی و بین المللی به طور خود سرانه و در حالي كه چنين اقدامي قانونا در صلاحيت آنها نبوده است اقدام به پلمپ دفتر مرکزی سازمان دانش آموختگان کردند.

سازمان دانش آموختگان یک حزب داراي مجوز فعالیت قانونی است که به طور علنی و با رعایت تمامی چارچوبهای فعالیت مسالمت آمیز و قانونی برای ارتقای سطح حقوق بشر و دموکراسی در ایران تلاش می کند، از این رو برخورد خشن و غیر قانونی صورت گرفته با سازمان به هیچ روی قابل قبول نبوده و حق شکایت از عاملان و آمران این هجوم خشونت بار به دفتر سازمان محفوظ خواهد بود. خصوصا اقدام خودسرانه ی مامورین در پلمپ دفتر سازمان با هیچ معیار حقوقی و قانونی قابل توجیه نبوده و اقدامی مجرمانه به شمار می آید و انتظار مي رود مراجع قضايي براساس ماده 570 قانون مجازات اسلامي هرچه سريعتر متعديان به حقوق و آزادي هاي قانوني ملت را به اشد مجازات برسانند و به وظيفه ذاتي و قانوني خود عمل نمايند.

کمیته ی حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ضمن اعتراض شدید به اقدامات صورت گرفته علیه سازمان دانش آموختگان و با ابراز نگرانی شدید نسبت به سرنوشت اعضای زندانی خود و سایر بازداشت شدگان 18 تیر 1386 که محروم از حق داشتن وکیل و دیگر حقوق اولیه ی متهم در زندان به سر می برند توجه تمامی فعالین حقوق بشر در داخل و خارج از کشور را به وضعیت اسفناک حقوق بشر در ایران جلب می کند.

کمیته ی حقوق بشر سازمان دانش آموختگان نسبت به اعمال فشار بر افراد بازداشت شده ابراز نگرانی می کند و با توجه به شواهدي كه در دست دارد اقدام به ضرب و شتم بازداشت شدگان در محل دفتر سازمان به ويژه آقاي عبدالله مومني را محكوم مي نمايد و نسبت به تداوم چنين شكنجه هايي در داخل زندان نسبت به ايشان نيز هشدار مي دهد و اعلام مي كند كه هر نوع اقرار و اعترافي كه از بازداشت شدگان در شرايط عدم دسترسي به وكيل و ملاقات با خانواده و درمدت بازداشت موقت فاقد اعتبار و قابليت استناد حقوقي است.

کمیته ی حقوق بشر سازمان دانش آموختگان توجه تمامي نهادها و فعالان حقوق بشري را نسبت به وضعيت نگران كننده حقوق بشر در ايران جلب مي نمايد و ضمنا نسبت به تحت الشعاع قرار گرفتن وضعیت وخیم حقوق بشر در ایران از سوي ساير مسايل سياست خارجي در مجامع جهاني هشدار می دهد.

کمیته ی حقوق بشر سازمان دانش آموختگان صراحتا اعلام می کند برخوردهای شدید صورت گرفته با اعضای ارشد این سازمان و فشارهای سنگین وارد شده هیچ خللی در عزم راسخ اعضای سازمان و کمیته ی حقوق بشر برای دفاع همه جانبه از حقوق بشر و رصد نقض این حقوق در جامعه ایران وارد نکرده است. ما از دولت جمهوری اسلامی مصرانه می خواهیم به معیارهای بین المللی حقوق بشر و قوانین داخلی احترام بگذارد و به نقض گسترده ی حقوق بشر خاتمه دهد.
+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 0:16 |

ادوارنيوز: جمعي از دانشجويان با انتشار نامه‌اي به زنداني بودن بیش از ۲۵ دانشجو اعتراض كردند.

در بيانيه اين دانشجويان كه در سايت اخبار روز منعكس گرديده ،‌آمده است :

۱٨ دیگری در ماتم سپری شد

اما نه ماتمی از سوی دانشگاه، که دانشجو سکوت هم اگر می کند از غم نیست، فرصت اندیشیدن است و به دست و پا زدن های بیهوده ی ظلم کنندگان خندیدن. اما ظالم سکوت اگر می کند از ناتوانی است و فریاد هم اگر می زند از ناتوانی بیشتر!

۱٨ تیر دیگری در ماتم سپری شد
و لکه ی ننگین ترس آنان که سال هاست از پشت خنجر زدن را مرام خویش کرده اند بر دروازه های آهنین دانشگاه پررنگ تر نشست تا عابران پیاده هم ببینند استخوان های دانشجو زیر ضربه ی پای چکمه پوشان خرد می شود اما نمی گذارد از این دروازه های مقدس پا فراتر نهند.

۱٨ تیر دیگری در ماتم سپری شد
تا همگاه ببینند خاطره ی تجاوزی سهمناک با تجاوز های بیشتر پاک نمی شود و این زخم قدیمی را هر چه بیشتر تحریک کنند فریاد عدالت خواهی دانشجو بلندتر می شود و بلندتر شنیده خواهد شد. فریاد پدران و مادران آنان نیز و فریاد یاران و هم پیمانان آنان نیز و فریاد تمامی ستم دیدگان و رنج کشیدگان نیز... و بی این همه مگر چند نفر از ملت باقی می ماند جز همان خوش خدمتان و چاپلوسان همیشگی؟!

۱٨ تیر دیگری در ماتم سپری شد
تا نان به نرخ روز خوران بدانند، دروغ های آنان را تنها ساده دلان سر سپرده باور می کنند نه آنان که با ما زیسته اند و راه رفتن های ما را دیده اند. معنای تهمت های فساد و اعتیاد به دانشجو که فرزند ملت است جز آنکه ملتی را فاسد خطاب کرده باشید چیست؟ و اگر چنین است، این چه حکومتی است که ملتش همه فاسدند؟
نه آقایان! دانشجو تنها به یک چیز معتاد است و آن اندیشیدن در فرجام ظلم و زور و استبداد شماست!

حال که دوستان ما را گرفتید، خانه شان را ظالمانه غصب کردید و بر تمام اعمالتان ردایی از دل سوزی و خیرخواهی پوشاندید بدانید دانشجویان ایران آزادی یارانشان را نه با التماس که با فریاد حق طلبی می خواهند آزادی حق یاران دبستانی ماست. آنان را آزاد کنید، و خود را از مردابی که هر روز در آن فرو تر می روید نجات دهید.


اگر قدری حقیقت جویی در وجودتان مانده بیاندیشید هیچ انسانی برای مرگ خود به گوری این سان وسیع که شما می کنید نیاز ندارد!

***

آبتین سراهی طلب، آذر طاهری، آرام حمیدی، آرزو اسلامی، آرزو حیدری، آرش بهمنی، آرش پارسی پور، آرش حافظی، آرش نصیری اقبالی، ارزو یغمایی، آ رش کوهی، آرش کیا، آرمان صداقتی، آرمان مجیدی، آرمین صادقی پور، آریا عبدی، ارمیا ذوالریاستین، اریا ارین، آزاد علی اکبر، آزاده احمدی، آزاده اکبری ، آزاده بنایی، آزاده کاظمی، آنیتا ملک، آیدا مهدوی، آیدا ابوالحسنی، آیدا راد، آیدا کنعانی، آیدین اخوان، ا حسان جوانمرد، احسان دولتشاه، احسان رمضانیا ن، احسان صلح جو، احسان ملاحسینی، احسان مهتدی، احسان کسگری، احمد باطبی، احمد حسینی، احمد خداداد، احمد خواجه، احمد عبادی نسب، احمد عبدالعلی، احمد عشقیار، احمد محصل، احمد مساحی، احمد میرزایی، احمدرضا حائری، ادریس خاچیکیان، اردلان نیکو نسب، اسد زمینی،اشکان آرش کیا، اشکان شریعتی، اصغر مولایی، اعظم مهرانی، افروز نیازی، افشین دیبا، افشین ایزدی، اکبر تبریزیان، اکبر دامغانی، اکبر صامت، اکبر صمصامی، اکبر مزارعی اکبرنیازی، اکبر زرگر، اکتای داراب زاده، البرز زاهدی، امیر حسین سیم‌ جور، امجد امجدی، امیر امیر قلی، امیر حسن نژاد، امیر سالاری، امیر رییسیان، امیر زاهدی، امیر عسگری، امیر کاکیا، امیر سلیمانی، امیر المولی، امیر الهی فرس، امیریزدان بخش، امیر حسین بهرامی، امیر حسین صالحی،امیرحسین اعتمادی، امیرحسین ایرجی، امیرحسین سلیمانیان، امیرحسین سیم جور، امین پویا، امین خسروی، امین قلعه ای،امین نظری، انوشه لبافیان طوسی، ابراهیم آقاجانی، ابراهیم شیزلی، ابراهیم مرادی، ابوا لفضل گنج خیبری، ارس ارمانی اسحاق نوذری، المیرا شاهوردی، النار محمدی، الناز انصاری، الناز ناطقی،الهام پیرو، الهام رفیع زاده، الهام عبادتی، الهام فقیهی، الهام گرامی، الهام محمدعلی رجب، الهام محمودپور، الهام یاوری، الهام یزدانیان، الهه ستاری، امید سعیدی، ایمان هاشمی نژاد، ایران سلطانی، ایرج طبابایی، ایلقار صمدزاده، ایلقار صمدزاده، ایمان رازی آبادی، ایمان مهرآبادی، ایلیا صدر

بابک فروتن، بابک ارانی فر، بابک داوودی،بامشاد نوری، بردیا حیدری، بلال مراویسی، بنفشه رنجی، بنفشه یغمایی، بهار اعتماد، بهاره آزادی، بهاره فرشید، بهاره گیلانی، بهراد صفایی، بهرام اسماعیل بیگی، بهرام راد، بهرام سپاسگزار، بهرام علامه زاده، بهران معینی، بهراد دهقان، بهروز علامه زاده، بهروز علی نژاد، بهروز کشاورز، بهروز گنجه، بهروز نیکو نسب، بهزاد احمدنیا، بهزاد دلشاد،بهزاد معماریان، بهزاد مهرانی، بهزاد مهیمنی، بهمن روحانی، بهناز بخشی، بهناز رحیمی، بهنام بهشتی، بهنام سپهرمند، بیتا پاکزاد، بیتا حاجی زاده، بیتا طاهباز،، بینا داراب زاده، بیژن مومیون

پارسا بخشایی، پارسا گرانمایه، پروانه چنگیریان، پروانه وحیدمنش، پرویز هراتی نژاد، پریسا اسداللهی، پریسا افکاری، پریسا هاشمی، پگاه پیروزبخت، پگاه حمزه ای، پگاه نصبی، پوریا گشتاسبی، پوریا یزدی، پوریا براتیان، پونه پورایرانی، پویا مرات، پویا یزدی، پویش عزیزالدین، پویا زندی، پویا سعدی نژاد، پویان تحویلداری، پویان دانش پژوه، پیام استان بوس، پیمان استان بوس، پیمانه گشتاسبی، پیمان انجیدانی، پیمان محتشمی، پیمان عارف، پیمان مسکین‌خو

تارا سپهری فر، تارا نجداحمدی، تارا کریمایی، ترانه امیرتیموری، ترانه بنی یعقوب، تهمینه بهشتی، تورج جعفریه

ثریا سهرابی نژاد

جاسم فرزادی،جعفر ابراهیمی، جلال تهرانی، جلوه جواهری، جمشید اکبری، جهانگیر قشقایی، جهانگیر هاشمی، جواد رحیم پور، جواد شمس، جواد فلاحی، جواد نوربخش، جیران تبریزی

حامدادینه وند،حامد جمشیدی، حامد شهریاری،حامد طهماسبی،حامد غیبی، حامد قهرمانیان، حامد منزه، حامدرضا حیدری، حببیب فرحزادی، حجت نجارباشی، حسام ساروقی، حسام سلامت، حسام فیروزی، حسام مهردادیان، حسن اکبری نیا، حسن حسنی،حسن دعاگو، حسن رحیمی، حسن طالبی، حسن عرب زاده حجازی، حسین ابطحی، حسین خدابنده لو، حسین فتاحی، حسین کمره ای، حسین کیانزاد، حسین لقمانی، حسین لنکرانی، حسین مجتهد، حسین مطلبی،حسینعلی ده بیدی، حسین بحیرایی،حسین بهادری، حسین خیری فام، حسین رضایی نیا، حسین قراچه لو، حسین مطلبی،حلیمه ورجاوند، حماسه غفاری، حمزه فرهانی، حمید حسین نیا،حمید مهردادیان، حمید نمازی شیرازی، حمید نیکپور، حمیده عبداللهی،حمید اذر،حمید بیاتی، حمید پالیزگر، حمید رضا رمضانی، حمید قهوه چیان، حمید گل محمد زاده، حمید مقدم، حمید کوله ور، حمیدرضا حسینی، حمیدرضا قلی پور، حمیدرضا اسعدی، حنانه دارابی، حنیف رهبری

خدیجه تبریزی، خدیجه ذاکری، خزر گرجانی، خسرو خواجه نوری

داود نوروزی، درنا شیبانی، دلارام دهقان، دلارام سحرخیز، دلارام علی، دنا شیبانی، دینا بلندی

رامین رفیعیان، رامیز پیفون، رخشید ورشک، رسول رستم نژاد، رسول عبدالحسینی، رسول مظفریان، رشید اسماعیلی،رضا افخم، رضا بحری، رضا بصیری، رضا پیامی، رضا خامنه ای، رضا خنلان، رضا شیرخدایی، رضا صفایی، رضا عباسی، رضا غلامرضایی، رضا قاسمی، رضا قاضی نوری، رضا محتشمی، رضا محسنی، رضا نادری زند، رضا نیوت، رضا کاکاوندی، رضا کلانتریان، رضوانه حقیری، رعنا طاهرزاده، روح الله اقا صالح، روزا پولادی، روزبه شاه گلدی، روشنک غیاثیان، رویا دهقانی،رویا کاردان، ریحانه افراسیابی

زری هاتف، زنیار احمدی، زهرا اسماعیل صادقی، زهرا امیری، زهرا امیری ریگی، زهرا خدابخش، زهرا علیباری،زهرا کیانی،زهرا موسی وند، زهرا هوشنگی، زهره اسدپور، زهره خوزستانی، زهره شاکرین، زهره شجاعی، زهره صفری، زیبا خوزستانی، زیبا علاقبند، زیبا شیبانی، زینب آژیراک، زینب پیغمبرزاده، زیور تاسوری

ژاله دهقان، ژاله دیناری

سارا احمدپور، سارا اسمی زاده، سارا امیری، سارا ایلخان،سارا داودیان، سارا سالاری، سارا لقایی، سارا کرمانیان، سارا عابدی،ساغر افشاری، سامان فیروزی، سبحان سالاری، سپیده سیار، سپیده انوری، سپیده پور آقائی، سپهر مساکنی، ستاره سجادی، سجاد سلطان زاده، سجاد شریف جعفری، سجاد طبسی،سجادشریف جعفری، سحر احمدی، سحر رضا زاده، سحر رمضانی، سعید ایزدبخش، سعید نعیمی، سعید شرافتی، سعید کاملی، سعید یعقوبی نژاد، سعید جعفری، سعید حبیبی، سعید قاسمی نژاد، سعید محمدی، سعید کلناکی، سعیده اسلامی، سعیده عزیزی، سعیده اسمی زاده، سلیمان محمدی، سمانه طاقدره، سمانه گلاب، سمیه خراسانی، سمیه کیانزاد، سمیه جهان بین، سمیه کارگر، سمیه عبداللهی، سمیرا دشتی پور،سمیرا مرتضوی، سهند دادخواه فر، سهیل طباطبایی، سهراب معین، سوده نیاکان، سونیا غفاری، سیاوش خانلرذی، سیاوش لقمانی، سید ضیاء الدین نبوی، سیروس مشکین، سیما اطهری، سیما بوشهری، سیما سبزواری، سیما مهین دوست، سیما یغمایی، سیامک انصاری، سیاوش حاتم، سیاوش معراجی فر، سیاوش کریم زاده، سید اشکان مدنی، سید حسن حسنی، سید حسین میرکریمی، سید حمید حسینی نیا، سید سامان موسوی، سید وریا حسینی

شادی جهانگیری، شاهین زینعلی،شادان فلاحی، شبنم درویش،شبنم مددزاده،شبنم گل محمدی، شعله نوردرخشان، شکیلا صبوری، شهاب رحیمی، شهاب عسگری، شهاب رضایی، شهرام عدالتی، شهرزاد آل داوود، شهرنوش سمنانی، شهره دامغانی، شهلا شفیق، شهلا طیبی، شهناز ناطوری، شیرین ناجی، شیدا نیک انجام، شیرین آسا، شیرین برقی، شیرین کریمی، شیما شریف، شیما فرزادمنش، شیوا اکبری، شیوا نظر اهری

صادق شجاعی، صادق ناهومی، صبا سحر، صدیقه بحرایی، صغری علامه نیا، صفورا کشاورز، صفیه قره باغی، صمد قاسمی، صنم حدادیان

صادق شجاعی، صادق ناهومی، صبا سحر، صدیقه بحرایی، صغری علامه نیا، صفورا کشاورز، صفیه قره باغی، صمد قاسمی، صنم حدادیان

طیاز فخری

عاطفه گندم آبادی، عباس حاجیلو، عباس حق شناس، عباس ذکایی، عباس شکوهمند، عباس کیا، عباس محمد زاده، عباس مخبر، عباس میلانی،عباس محمودی، عبدالکریم شیبانی، عبدالوحید زارع، عسگر داوودی، عسگر عسگرنیا، عسل اخوان، عسل مهربانی، عطیه وحیدمنش، علی اخوان، علی بشرنیا، علی رستمی،علی فلاح، علی آموزگار،علی فضی پور، علی اجاقی، علیرضا اسدللهی،علی تارخ،علیرضا جوان بخت، علیرضا شفایی، علیرضا فخر، علی احمدی، علی اسلامی، علی اوحدی اصفهانی، علی اکرمی، علی بزرگیان، علی بشرنیا، علی تجودین، علی ترخوش، علی تقی پور، علی حسین نیا، علی داوودی، علی رستمخانی، علی رضا کلارستاقی نژاد، علی رضایی، علی رنجی پور، علی روزبهانی، علی سالاری، علی عبدلی، علی عبدی، علی فتوتی، علی فرمانده، علی قائدی، علی قلیزاده، علی میر بیگی، علی نادری، علی کلائی، علی کلایی، علی موسویان، علی یوسفی،علیرضا ارشادی فرد، علیرضا امینی، علیرضا بوربور، علیرضا جباری، علیرضا سپهسالاری، علیرضا صمدی، علیرضا موسوی، عماد بهاور، عماد مدهوش، عمید مشرف زاده، عیسی عادلی

غدیر سیستانی، غزال رستم زاده، غزل سلطان بیگی، غلام شاکریان، غلامحسین دیبایی، غلامحسین منتظری، غلامرضا پهلوان زاده، غلامرضا جعفری، غلامرضا فتاح، غلامرضا مهر افزا

فاطمه پیغمبرزاده، فاطمه جواهری، فاطمه حاجیلو، فاطمه حسینی،فاطمه جعفری، فاطمه خوش رو، فاطمه ده داشتی، فاطمه صدوی، فاطمه فاطمی، فاطمه نادری، فاطمه نوروزی، فتانه فراهانی، فتانه وفایی، فرامرز خراسانی، فرانک حبیبی،فرانک چالاک، فرخ داوودی، فرخ درودی، فرخنده بختیارزاده، فرخنده جبارزادگان، فرخنده شیبانی، فرزاد جاسمی، فرزانه آقائی پور، فرزانه جلالی پور، فرزانه رجی، فرزانه سلطانی، فرزانه سید سعیدی، فرزین امیری، فرزین رفعت پور، فرزاد نعمتی، فرشاد شاکر لو، فرشاد شرفشاهی، فرشاد شیروانی، فرشته بیات، فرشته شیروانی، فرشته میهن دوست، فرشته کاری، فرناز معیریان، فرهاد افشار نیا، فرهاد روشنگر، فرهاد زرینی، فرهاد سلمانیان، فرهاد فرنود، فرهاد کیانی، فرهاد مرادیان، فرهام سرافراز، فرهمند رکنی، فرهنگ اسلامی، فرهود بیگلربیگی، فروغ مرادی نیا، فریبا بهارلو، فرید اسدی،فرید جعفریان، فرید دهزی، فرید کاملی، فرید هاشمی، فرید آموزگار، فریدون لشت نشاکی، فریبا جعفری، فریبا داوودی، فریده حیدرزاده، فریدون لواسانی، فرین روحانیان، فهیمه شجاع، فیروز وفایی، فیروزه فروردین

قاسم مرتضایی، قبا جوادی، قربان علیزاده

کامران پاک نژاد، کبری صفایی، کوروش اریامان، کوکب تهرانی نژاد، کیوان تختی، کاملیا کوثری، کاوه رضایی، کریستینا مقدم(دانشگاه استنفرد)، کوروش جنتی، کوروش خردمنش، کوهیار گودرزی، کیانا کمالی ها، کیانوش سنجری، کیوان رضایی مقدم، کیوان مهجور، کیا فرهمند

گرجی مرزبان، گشتاسب اسفندیاری، گلنوش رحیم زاده، گوهر شمیرانی، گیتا اذری، گیتا طاهری، گیسو خوشه چین، گیلدا مجتهدی

لادن مقدم، لاله کیان زاد، لیلا انصاری، لیلا منصور، لیلی افشاری، لیونا عیسی قلیان، لاله شاکری
مانلی جلالی زاده،مازیار سمیعی، ماشاالله نوروزی، ماندانا چترچی،مجتبی رمزی، مجتبی سمیع نژاد، مجتبی شهریاری، مجتبی لاچینی، مجتبی لچینانی، مجید خاموش، مجید برقی، مجید پور آقاجان، مجید دری، مجید رحمتی، مجید رمضانی، محسن ارجمندی، محسن پناهی، محسن حسن نژاد، محسن خسروی، محسن خوشنیت، محسن عبدالله زاده، محسن مطیعی فر، محسن مظهری نژاد، محسن نوربخش، محمد ادیب زاده، محمد استکی، محمد اموزگار، محمد امین آزمون، محمد امین صولتی، محمد انصافی، محمد تابع، محمد تقدیری، محمد حسن طالبی، محمد حسین جعفری، محمد خشنود، محمد ذکایی، محمد رخشان، محمد رضا بی الایش، محمد رضا عابدی، محمد رضا منصوری، محمد رضا نوربخش، محمد رفیق خالدیان، محمد ریاحی، محمد شورآب، محمد صادق شاکریان، محمد عاشرلو، محمد علی طباطبایی، محمد علی صفویه، محمد علی مختاری، محمد فرزانه، محمد گلپا، محمد مستوفی، محمد نوری، محمد نیکونسبتی، محمدرضا سعادت نژاد، محمدرضا قربانی، محمودرضا مقدم‌شاد، محمود نوری،مختار بزرگ، مرتضی دیباج، مرتضی رفیق دوست، مرتضی صفایی نایینی، مرتضی حیدری، مرتضی طلاکوب، مرتضی مساکنی، مرجان بزرگ، مرضیه حقانی، مرضیه دیلم صالحی، مرضیه سپیدبر،مرضیه قاصدی، مرضیه اسلامی، مرضیه بلانی، مرضیه جهانیان، مرضیه سپیدبر، مریم اسدی، مریم امینی، مریم لقمانی، مریم اکبرزادگان، مریم بزرگ، مریم خواجوی، مریم رضایی، مریم عمادی، مریم ملک، مریم نظام، مریم نوری، مریم کاشی، مزدا جلال زاده فرد، مزدک بامدادان، مزدک دانشور، مسعود اعتصامی، مسعود رهبری، مسعود شجاع، مسعود عابدی، مسعود عسگرپور، مسعود هاشمی، مسیح وهابی،مصطفی حسن، مصطفی رئیسیان، مصطفی روستا، مصطفی صداقت جو، مصلح فتاح پور،مصومه نصیری، مطهره پارسی، معصومه تقی پور، معصومه قلیزاده، معصومه لقمانی، معین اسلامی جم، مقصود رنجبر، مقصود فراست خواه، مقصود کرمی، ملوک عزیززاده، ملیکا سفیدری، منصور تقی پور، منصوره تهرانی، منوچهر بهاروند، مهدخت پارسا، مهدی حسین زاده، مهدی شریف النبی، مهدی کدخدا زاده، مهدی آدینه سردار، مهدی احمدی دیبا، مهدی ترکمان، مهدی چاوشی ها، مهدی رفیعی، مهدی زرتشت،مهدی سرعتی، مهدی شیرزاد، مهدی فرقانی، مهدی فخرزاده، مهدی قلی زاده اقدم، مهدی مشایخی، مهدی منادی، مهدی محمدی، مهدی کشاورز، مهدی کمالی، مهدیه گلرو، مهران حمزه ای، مهران شکوری، مهران کوشا، مهران ایازادی، مهرانگیز کیانی، مهرداد بزرگ، مهرداد ترابی، مهرداد درویش پور، مهرداد رحیمی، مهرشاد الوندی، مهرنوش ذنوزی، مهرنوش ریاضی، مهرنوش زنوری، مهزاد تشکری، مهسا مهرداد، مهناز بزرگی، مهناز سرتیپ زاده، مهناز بدیهی، مهوش نوایی، مونا تاجیک، مونا رجبی، موید صادقیان، میترا جهانبازی، میراث خجسته پور، میلاد امانی، میلاد اسدی، میترا آزادفر، میترا ترابی،میترا ریئسی، میترا شهبازی، میثم گلستانی، میرا قربانی فر، میلاد موسوی، مینا معتمدی، مینا ملکی

نادیا کریمی، نازنین محمد زاده، نازنین رامشک، نازنین کارگشا، ناصح فریدی، ناصر قارداش فر، ناهید حدادی، ندا بهرامی، نجمه معصومی،نرگس جودکی، نرگس رحیمی، نرگس فراهانی، نرگس میهن دوست، نسترن دادگستر،،سرین ابراهیمی، نسرین مزرعه،نصیبه بهشتی، نسیم سرابندی، نسیم سلطان بیگی، نصرااله سعادت فر، نعمان ادهمی، نعیمه مولایی، نفیسه کریمی، نگار بزرگ مهر، نگار بزرگمهر، نگار چگنی، نگار صیاد، نگین فرازمند، نوشین احمدیان، نوشین جعفری، نوشین خاکی، نوشین عظیمی، نوگل منصوری، نوید نوری فر، نیاز علمداری، نیره ارجمندی، نیره اصفهانی، نیکو صبری، نیکی صبوری، نیما بهارلو، نیما پاشایی، نیما رحمانی، نیلوفر گلکار، نیوشا درخشان

وحیده مولوی، وحدت احمدپور، وحید جوادی،وحید زارع، وحید شاملو، وحید کاملی، وحید خدادادی، وحید خلج، وحید شکوهی نیا، وحید شیوانی، ویدا تقدسی، ویدا خسروی، ونوشه اریا

هادی ارجمندی، هادی بینایی، هادی صامت، هادی کیانزاد، هادی فاطمی، هادی فرزامی، هاشم ایزدی، هاشم بحرینی، هاشم حکیمی، هاشم شادمان، هاشم ورجاوند، هاله سالاری، هانا دارابی، هانیه میرزایی، هایده تابش، هدی کیانی راد، هرداد افراسیابی، هستی خضروی، هما مداح، همایون مکتبی، همایون نوبرایی، هوشنگ دولتشاهی، هوشنگ گلستانه، هومن ببدی، هومن شریفی، هومن کیا، هدی توحیدی

یغماء یغمایی، یادگار صالح، یاسر آزاده، یاسر بهرامی، یاسر مختاری، یونیک کریم مسیحی، یوسف سادات

اساتید دانشگاه،روشنفکران و فعالین NGOها که از این بیانیه حمایت کردند:

رویا طلوعی _ ژیلا بنی یعقوب_ محمد ملکی_ فاطمه سرحدی زاده_ سید علی صالحی_ ناصر زرافشان _ همازرافشان_ باقر عباسی_ عالمتاج شمیرانی_ علی فایض پور_ پروین جلایی_ فریبرز رییس دانا_ فرج الله شریفی _ حمید بی آزار_ شهلا انتصاری_ رضی جعفرزاده_ محمد علی عمویی_ فرشین کاظمی نیا_ حمید رضاعسکری نژاد_ سیف الله اکبری_ اقدس چرونده_ نجف رحیمی_ یوسف پژوم_ شهناز دارابیان_ سیمین بهبهانی_ علی اشرف درویشیان_ ابوالقاسم ایرانی_ هژیرپلاسچی_ پژمان خرسند_ ارشیا نوری_ مجیدملکی_ النازانصاری_ پیام ابوطالبی_ بهنام دارایی زاده_ سیاوش سعادتیان_ شایا شهوق_ حسین سرحدی زاده_ زهرا سرحدی زاده_ خسروسیف_ کاظم فرج اللهی_ محسن اسداللهی_ نادراسداللهی_ مریم محبوب_ عفت محبوب_ احسان محبوب_ ژیلا بشیری_ بهروز خوشباف_ فاطمه سلطان زاده_ مجیدمددی_ محمد رضوانیان_ سعید نیکویی _ حسین پوررضا_ یوسف کبیری_ فرزانه آقایی پور_ ناصر شیرمحمدی_ علی امینی_ نازی اسکویی_ ایرج کیا_ حسین حسن پور_ نورالدین پزشکی_ یونس اورنگ خدیوی_ سیامک طاهری_ کاظم طاهری_ نسرین طاعتیان_ ویکتوریا آزاد_ حجت نارنجی_ خسروباقری_ حسن نیکبخت_ ناصر اشجاری_ حیاس حسینی_ ناصر نصرالهی_ محسن حکیمی_ منیژه گازرانی_ منصوره بهکیش_ مژده حبیبی_ بابک پاکزاد_ بهرام دزکی_ ایران باقری {آزاده}_ نزهت حافظی_ احمد علی بنی حسن_ عبدالله عرفان طلب_ صادق فقیرزاده_ یدالله نجفی_ مریم افشار_طیبه اخوان اقدم_ سیامک امینی_ محمدامینی_ جاوید جاویدان_ سهراب حسنی_ مجتبی درخشان_ دارین داریوش_ منصور دریاباری_ ترانه راد_ مینا سری_ مسعود رجایی_ قاسم قشلاقی_ علی زمانی_ حسین خسروانی_ علی عسکری_ مسعود داوران_ فرهاد فرهادی_ اسماعیل صادقی_ فرزاد فرحبخش_ ناهید صفایی_ ابوالفضل فلاح _ فریبا داوودی مهاجر_ علی افشاری
+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 0:11 |
ا
مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد
من هوارم را سر خواهم داد
چاره درد مرا باید این داد کند
از شما خفته چند
چه کسی می آید با من فریاد کند…

روزگار غریبی است.روزگاری که سنگها را بسته اند و سگها را رها کرده اند. این روزها زتند باد حوادث نمی توان دیدن در این چمن که گلی بوده است یاسمنی. کثیری از یاران آزادیخواهمان که خواستی جز زندگی شایسته و آزاد برای خود و دیگران ندارند بدین جرم در بندند و باقی تلخکامانه شاهد بی خردی و انسان ستیزی حاکمان این دیار و در دل زمزمه می کنند :
هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلور آجین
زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است!

آری روزگار، روزگار سرمای زمستان است و کامها به زهر کین کینه توزان تمامیت خواه به تلخی آغشته و طعم شیرین آزادی و عدالت از یادها رفته.ناخدای استبداد دلخوشانه و شاد کمر همت به نابودی حریت بسته است و بی هیچ شرمی شمشیر را از رو بسته و آشکارا در میانه میدان هل من مبارز می طلبد.
روزی به انتقام فریاد اعتراض دانشجویان بر سر رییس دولت مهرورز جمهوری اسلامی و پس از ناکامی مریدان حلقه به گوش قدرت در مسند ریاست دانشگاه در سرکوب و قلع و قمع و ریشه کن کردن نهال آزادیخواهی پلی تکنیک به حیله و ناجوانمردی و رذالت نشریات دانشجویان مظلوم را جعل می کنند و سپس در کوی و برزن فریاد سر می دهند که پیشاپیش “یقین” داریم که کار، کار دانشجویان است و صدالبته چون انبانشان از سند و مدرک و برهان تهی است و خود نیک می دانند که اگر مثقالی عدالت و قضاوت و شرافت در کار باشد این خود آنانند که متهم اصلی غائله خواهند بود و دامان دانشجویان از این تهمت پاک، یاران شکنجه گرشان را به مدد می گیرند تا مگر دانشجویان را تحت فشار و شکنجه و ارعاب به ارتکاب به گناه ناکرده معترف کنند و این اعتراف را به درگاه اربابانشان هدیه کنند و از آن بهانه سرکوب های آینده را بسازند وسیاست النصر بالرعب خود را بیشتر پیش برند.
روز دیگر و زمانی که این حربه ناجوانمردانه خود را در برابر مقاومت دانشجویان و شجاعت جمع چند نفره شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت کارساز نمی یابند و آنان به نمایندگی از پیکره زخم خورده جنبش دانشجویی ایران و در روزی که نماد مظلومیت دانشجویان و سمبل توحش و درندگی اقتدارگرایان است یعنی ۱۸ تیرماه تحصنی چند نفره و مسالمت آمیز را در دفاع از برادران دربندشان برگزار می کنند، چاره کار را در ربودن آنان می یابند و روز روشن آنها را با ضرب و شتم به دانشگاه اوین! منتقل می کنند و باز به همین هم اکتفا نمی کنند و مغول وار و کف به دهان آورده با گلوله و باتوم وشلاق به دفتر یک حزب قانونی یورش می برند ، به ضرب گلوله در می شکنند و حرمت انسانیت می درند و جمعی از بهترین فرزندان ایران زمین را راهی محبس می کنند.

و اینک ما مانده ایم و دانشگاههایی ویران و زندان هایی آباد . چه جای دانشگاه است بهتر است بگوییم قربانگاه. دستپخت دولت مهرورز و عدالت پرور که الحق و الانصاف در تقسیم ظلم و سرکوب ، انصاف و عدالت را رعایت می کند وسهم هیچ کس را از یاد نمی برد.هیچ جای دنیا با دانشگاهیان و دانشجویان خود چنین نمی کنند که در این ملک می کنند.دانشگاههای ایران امروز تاوان خردستیزی جریانی را می پردازد که با دو ابزار دروغ پراکنی سازمان یافته و سرکوب و تهدید و تحدید لجام گسیخته به باز گرداندن جامعه ایران به سالهای تاریک دهه ۶۰ می اندیشد و در این راه تاب تحمل صدای هیچ مخالف و منتقدی را ندارد.

اشغال کنندگان امروز جایگاه قدرت در ایران هرچند در ابتدا سعی بر آن داشتند تا با گرفتن ژست های مردم فریبانه و وعده های دروغین و لبخندهای ساختگی به گونه ای وانمود کنند که نسبتی با سرکوب ندارند و همه این شایعات را به دشمن موهوم و خیالی نسبت می دادند اما با گذر زمان و آشکار شدن ماهیت پلید اندیشه مستبدانه شان از یک سو و ناتوانیشان در اداره امور اولیه و بدیهی جامعه از سوی دیگر و از آنجا که نه جامعه ایران جامعه ۲ دهه پیش است و نه دوران، دوران سکوت مردم در برابر زورگویی و تمامیت خواهی،چاره ای جز استفاده آشکار و گسترده از ابزار زور و سرکوب در راه رسیدن به سراب خام خود نیافتند. هم از این رو بود که تاوان اعتراضات همه صنوف از معلم و کارگر تا استاد و دانشجو باتوم و زندان شد و برای زهر چشم گرفتن از جامعه و پیش گیری از هر اعتراضی زنان و جوانان کشور هم هر یک شاهد تحقیر گسترده و سازمان یافته خود از سوی نیروی سرکوب حاکمیت شدند. صدالبته دانشجویان و دانشگاهیان به جرم روشن نگاه داشتن مشعل انتقاد و مخالفت با حجت شرعی برای استبداد تراشیدن بیش از همه به زحمت حاکمان نابخرد گرفتار آمدند.

اما در میانه این همه سرکوب و بی عدالتی از ربودن و دربند کردن دانشجویان تا شکنجه و ضرب و شتم و شب بیداری و تهدید و ارعاب آنان نباید از یاد برد که بزرگترین هدف تاریک اندشان حاکم کردن “ناامیدی” و “یاس” بر فضای جامعه تحول خواه ایران است. شب نهادانی که ایده ها و اعمالشان ریشه در جمود و ایستایی قرون وسطایی دارد با خود می اندیشند که با تند کردن هر چه بیشتر برخورد ها و سنگین کردن فضای فعالیت های مدنی می توانند ناامیدی را در ذهن و روح آزادیخواهان حاکم کنند و امید به هر تحولی را از اذهان بزدایند.
بی شک روزگار ناامیدی حساس ترین مقطع تاریخ هر جامعه ای است.از اینجاست که یا بر می خیزند با عزمی جزم، امیدی برقرار و همتی بلند یا فرو می افتند و آرمان ها و مطالباتشان با گزدش ایام گرد فراموشی می گیرد و تنها یادی از آنها در تاریخ باقی خواهد ماند. پس امروز بر ما است که با تلاش و پی گیری مستمربرای آزادی دوستان دربندمان که تاوان استقلال خود از درگاه قدرت را می پردازند و روشن نگاه داشتن چرغ آزادیخواهی و مقابله با حاکم شدن فضای پلیسی-امنیتی بر کشور اجازه ندهیم امید شوم تاریک اندیشان در ناامید کردن همگان از تحول به نفع حاکمیت آزادی و تحقق دموکراسی به بار بنشیند و ابلیس پیروز مست سور عزای آزادی را به سفره بنشیند. ما در کنار سایر یاران دبستانیمان و جامعه تحول خواه و پویای ایران اجازه نخواهیم داد آنان که سودای خام حقنه کردن سالهای تلخ و تیره دهه ۶۰ به جامعه را در سر می پرورند بار دیگر جامعه را بدان روزگار تلخ بازگردانند.

در پایان انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر ضمن محکوم کردن بازداشت اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و اعضای سازمان دانش آموختگاه ایران اسلامی و ابراز نگرانی نسبت به اخبار شکنجه و ضرب و شتم شدید آنان دربند ۲۰۹ اوین برای اخذ اعترافات دروغین، اعلام می کند تا آزادی تمامی بازداشت شدگان ۱۸ تیرماه ۸۶ از پای نخواهد نشست و با تمامی توان در کنار آنان می ایستد و برای آزادیشان تلاش خواهد کرد.

گمان مبر که به پایان رسیده کار مغان هزار باده ناخورده در رگ تاک است
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر
(پلی تکنیک تهران)
+ نوشته شده توسط در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 23:43 |