تبليغاتX
Image Hosted by I-ImageHost شوک http://www.imagehosting.com/show.php/879400_626mcrk.jpg.html
ماهها از سرگردانی قیمت بنزبن میگذرد و هنوز دولت و مجلس نتوانسته اند تصمیمی بگیرند. زیرا که قیمت واقعی بنزین 800 تومان می باشد و هر ساله دولت هزینه های زیادی بابت پرداخت یارانه می پردازد . و در واقع در ایران یارانه ها به عنوان حق السکوت به مردم پرداخت می شود . و اکنون دولت بر سر چند راهی مانده است از یک سو شعار دولت نهم آوردن پول نفت بر سر سفره مردم بوده است و از سوی دیگر برای پیوستن به سازمان تجارت جهانی و ماندن و تعامل با کشورها راهی جزء حذف یارانه ها ندارد . ایجاد کارت های هوشمند سوخت در عمل بی فایده است ودر آینده ای نه چندان دور برای ملت و دولت معلوم می شود که این کارت ها جزء هزینه ای سنگین برای دولت و سرگردانی برای مردم چیز دیگری نداشته است . دولت نهم و سایر افرادی که قصد دارند وارد بازی سیاسی شوند باید بدانند که اقتصاد علم واقعیت هاست و نه شعارها ی انتخاباتی ... و اینکه آیا دولت ،آینده ایران را در نظر می گیرد و یا به دادن حق السکوت ادامه می دهد سوالی است که باید همچنان منتظر پاسخ آن بمانیم
+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 و ساعت 15:27 |
فعالان دانشجويی دانشگاه شاهرود روزه سياسی گرفتند

جمعی از فعالان دانشجويی دانشگاه شاهرود در اعتراض به توهين به ائمه در نشرياتی که با لوگوی نشريات منتقد دانشگاه اميرکبير به چاپ رسيد، روزه سياسی گرفتند.
به گزارش "ايلنا"، حدود ۵۰ نفر از فعالان دانشجويی دانشگاه شاهرود در اعتراض به توهين به ائمه، تدارک برخورد سازمان‌‏يافته با دانشگاه‌‏ها و طرح مجدد شعار انقلاب فرهنگی،    روزه سياسی گرفتند.
در مراسمی که به اين مناسبت برگزار شد، دانشجويان با در دست داشتن پلاکاردهايی مانند «توهين به ائمه با هر توجيهی محکوم است»، «ما خواهان برخورد با جاعلان نشريات پلي‌‏تکنيک هستيم»، «احمد قصابان و بابک زمانيان را آزاد کنيد»، «دانشگاه سنگر آزادی باقی خواهد ماند» و «دانشجوی زندانی آزاد بايد گردد»، خواستار برخورد با عاملان اين قضيه شدند.
همچنين تعدادی از فعالان دانشجويی دانشگاه شاهرود با محوريت اتفاقات اخير دانشگاه اميرکبير سخنرانی کردند.
اين دانشجويان در پايان مراسم خود قطعنامه‌‏ای صادر کردند که در آن آمده است: دانشگاه و دانشجو همواره آماج حمله‌‏ها، تهمت‌‏ها و بي‌‏مهري‌‏ها بوده است. بعد از واقعه دانشگاه مازندران، دانشگاه لرستان و دانشگاه شيراز باز شاهد پروژه‌‏ای ديگر در پلي‌‏تکنيک بوديم.
امروز متاسفيم که باز عده‌‏ای با زيرپا گذاشتن اخلاق و اين بار با سوءاستفاده از مقدسات مذهبی پروژه‌‏ای ديگر برای خاموش کردن صدای به‌‏حق جنبش دانشجويی و برخورد با فعالان دانشجويی و پايمال کردن حق اعتراض و انتقاد در جامعه و دانشگاه دارند و با حربه توهين و تهمت حتی به شان مقدس پيامبر اکرم (ص) نيز رحم نکرده و نشان دادند که فاصله حرف تا عمل چقدر است و هدف وسيله را توجيه مي‌‏کند اما غافل از اينکه دانشجو آگاه است و دانشگاه زنده.
در ادامه اين قطعنامه آمده است: ما دانشجويان روزه‌‏دار و جمعی از فعالان دانشگاه صنعتی شاهرود ضمن محکوم کردن هتک حرمت به ساحت مقدس پيامبر(ص) و ائمه از طرف هر نهاد و هر شخصيتی به منظور برخورد با صدای منتقد جنبش دانشجويی و سوءاستفاده از مقدسات مذهبی برای خاموش کردن صدای منتقدان، خواهان برخورد قاطعانه و شفاف با عاملان جعل نشريات دانشجويی و خواستار آزادی بابک زمانيان و احمد قصابان هستيم و هشدار مي‌‏دهيم به نام دين و مذهب و پشت نقاب مقدسات عده‌‏ای بر نظرات طيف مخالف خود خط بطلان نکشند و با شعار انقلاب فرهنگی دانشگاه را نيز خاموش نکنند. خاموش کردن صدای نخبگان جامعه و منتقدان حکومت تحت هر عنوان و شعاری محکوم است.

نشريه دانشجويی «بن‌‏بست» در دانشگاه تهران توقيف شد

نشريه دانشجويی «بن‌‏بست» در دانشگاه تهران به مدت سه ماه توقيف موقت شد.
علی کاظمي‌‏زاده، مديرمسوول نشريه دانشجويی «بن‌‏بست» با اعلام توقيف موقت سه ماهه اين نشريه دانشجويی،    به خبرنگار "ايلنا" گفت: روز گذشته در نامه‌‏ای که به امضای مسوول دبيرخانه کميته ناظر نشريات دانشجويی دانشگاه تهران رسيده بود، به من اطلاع داده شد که نشريه «بن‌‏بست» به مدت سه ماه توقيف موقت شده است در حالی که هيچ اطلاعی درباره اتهامات نشريه به من نداده‌‏اند.
وی ادامه داد: توقيف نشريه «بن‌‏بست» بدون برگزاری جلسه کميته ناظر برای بررسی تخلفات احتمالی و بدون شکايت و بدون هرگونه اطلاع‌‏رسانی درباره اتهامات نشريه صورت گرفته است. ضمن اينکه اين حکم به امضای مسوول دبيرخانه کميته ناظر رسيده است که حتی در کميته ناظر حق رای ندارد.
کاظمي‌‏زاده افزود: مطابق آيين‌‏نامه مي‌‏توان از انتشار يک نشريه تا تشکيل جلسه کميته ناظر به مدت دو هفته جلوگيری کرد اما در نامه‌‏ای که به دست من رسيده، برای نشريه «بن‌‏بست» حکم توقيف موقت صادر شده است

منبع : میهن

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 1:9 |

 

روز سه شنبه در حاليکه انتخابات انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعتی اميرکبير در حال برگزاری بود، نيروهای انتظامات که بدنبال صندوقهای رای انجمن اسلامی دانشجويان می گشتند، با حمله به دانشکده مهندسی معدن، متالورژی و نفت اقدام به تخريب اتاقهای تشکلهای دانشجويی آن دانشکده و هجوم به اتاق استراحتگاه دختران آن دانشکده نمودند.
نيروهای انتظامات با شکستن درب اتاق شورای صنفی دانشکده، تمامی اموال و امکانات آنرا مورد تخريب قرار دادند. کيفهای تمامی اعضای آن را بدون حضور نماينده ای از شورای صنفی تجسس کردند و هر آنچه را که به نظرشان مطلوب بود با خود بردند.
نکته قابل توجه اين بود که يکی از اساتيد دانشکده از آقای اعتمادزاده، رئيس انتظامات خواسته بود که پيش از اين عمل با رياست دانشکده هماهنگی لازم صورت گيرد و در صورت تاييد مديريت دانشکده با کليد درب اتاق را باز می کند.
اما اعتمادزاده با بيان اينکه از حراست دانشگاه دستور می گيرد و نيازی به چنين هماهنگی ندارد، دستور شکستن درب اتاق را صادر کرده بود.
همچنين پس از شورای صنفی،    اتاقهای انجمن علمی مهندسی معدن و انجمن علمی مهندسی متالورژی نيز مورد تجسس قرار گرفتند. تمامی کيفهای دانشجويان حاضر در انجمن مورد تجسس قرار گرفت. سپس به دبيرخانه کنفرانس مهندسی مکانيک سنگ يورش بردند و تمام اموال آنرا نيز مورد بازرسی قرار دادند.
با توجه به اينکه در اين اتاقها هيچ مدرکی پيدا نشد، اين بار انتظامات با هجوم به سالن استراحتگاه دانشجويان دختر، بدون اخطار قبلی،    به آنجا يورش بردند و تمامی کيفهای دانشجويان دختر را گشتند و کمدهای آنها را شکستند.
بسياری از وسايل شخصی دانشجويان جابجا شده و بعضا مواردی نيز مفقود شده است. شورای صنفی دانشجويان در حال تشکيل کميته ای برای جمع آوری اطلاعات اشيا و اموال مفقوده دانشجويان برای شکايت از انتظامات دانشگاه به مراجع ذيصلاح می باشند.
هم اکنون تجمع اعتراضی دانشجويان معدن به اين عمل وقيحانه در حال برگزاری است.

نامه اعتراضی جمعی از دانشجويان دانشکده معدن، متالورژی و نفت
به جامعه بزرگ پلی تکنيک
به تمام راست و چپ، استاد و دانشجو، انجمنی ، بسيجی و غيره
وا اسفا!!!


بار ديگر شاهد بوديم رئيس حراست دانشگاه همچون سگ هار قلاده دريده، با دستور به نيروهای انتظامات و سو استفاده از لباس مقدس انتظامات چنان فاجعه ای را به بار آوردند که تاريک ترين و سياه ترين قلبها و بسته ترين افکار، قابليت دفاع، که حتی شايد باور آنرا هم ندارند!!
نه به استادی بی احترامی شده بود نه به ساحت مقدسی اشاره.
به راستی پی چه می گشتند: گويا يک صندوق!!
و باز هم همان سوال هميشگي: آيا هدف وسيله را توجيه می کند؟
براستی چه هدفي؟؟ نمايش قدرت، اقتدار و زور يا بيان ميزان فهم و شعور؟؟
پيرو حوادث اخير دانشگاه و تحصن دوستانمان در دانشکده و درست در حالی که تعدادی از دوستان در جهت آرام نمودن فضا در حال گفتمان و رايزنی با اساتيد و مديريت محترم دانشکده در جهت يافتن راه حل منطقی برای بازگشت شرايط دانشکده به آنچه بايد باشد، بودند به يکباره خبر ميرسد که مديريت عصبی و روانی دانشگاه با استفاده از انتظامات دانشگاه بسان قوم مغول به يکباره به دانشکده يورش برده و با ضرب و شتم دانشجويان و شکستن درب شورای صنفی دانشکده(در حالی که کوچکترين توجهی به گفته اساتيد مبنی بر اينکه کليد درب موجود است و با لحظه ای تحمل می توان درب را با کليد باز کرد) اقدام به شکستن هر آنچه که دم دستشان بوده نمودند و هر آنچه ديدند ربودند.

دانشجويان علم طلب!!
درايت مسوولين دانشگاهمان شما را هم بالاخره مورد عنايت خاص خود قرار داده و انجمن علمی دانشکده معدن، متالورژی و نفت هم از اين يورش وحشيانه بينصيب نماند. درب انجمن علمی را در حالی که اعضای آن در داخل انجمن به کار روزانه خود رسيدگی ميکردند به طور وحشيانه بازکرده و با حمله به حريم خصوصی افراد و تفتيش وسايل شخصی آنها سطح شعور اربابان خود را نشان دادند و همان سريال توهين ها و تخريب ها را تکرار کردند.
و شما دانشجويان مسلمان و دينمدار که هر کوچکترين مسلهای احساسات پاک شما بچه مذهبيها (به زعم خودتان) را جريحه دار ميکند و امام راحل و معصومين را به شهادت می گيريد که اعتراض خودتان را کرده ايد، سوالی از شما داريم.
اگر نواميستان در استراحتگاه خواص خودشان بودند و به دستور عدهای اوباش وحشی،    سگان هار و مزدوران ريال بگير، وحشيانه به آنها حمله برده، درحاليکه حتی به آنها اجازه داده نشده پوشش خود را مناسب و مرتب نمايند، اسلامتان به خطر نمی افتاد؟! آيا قلوب پاکتان جريحه دار نمی گرديد؟ آيا هجوم عدهای مرد نامحرم به خصوصيترين حريم دختران دانشکده ما مورد تائيد شماست!!!
سوالی داريم از واعظ، رئيس حراست؛ نه، حرجی بر او نيست، چرا که کاری نکرده و سابقه ای ندارد که از او انتظار درايت و مديريت در شرايط بحرانی را داشته باشيم؛ نهايت کارش مسووليت روابط عمومی دانشگاه در ساليان قبل بودهاست و حضور در رياست حراست را مديون مدرک جعلی خود ساخته است.

روی سخن را به شما بر می گردانيم به جناب اعتمادزاده
به راستی چند دقيقه تامل برای رسيدن کليد درب شورا و احترام به خواهش يک استاد، اندکی تامل برای آماده شدن دختران در استراحتگاهشان حداقل از لحاظ پوشش فيزيکی چه اشکال عمدهای در سر راه مسووليت خطير شما!!! ايجاد می کرد و بانوان محترمی که روزانه با تذکر مادرانه شان در باب طول مانتو و گشادی آستين ارشاد می کنند کجا بودند؟ به راستی شما در معدن به دنبال چه بوديد، يک صندوق ؟!!

در کيف دختران و پسران دانشجو ؟!!

پس اقدام به شکستن و تخريب اموال شورا نتيجه نرسيدن شما به يافته تان بوده است؟! شايد هم در پی باز کردن عقده اين چند روز فشاری که به شما و نيروهايتان آمده بوديد!؟ زورتان را به رخ اندکی جوان کشيدهايد؟! خالی شديد؟! براستی مشت و لگد هايی که نصيب بچه های مردم که امانتی در نزد شما بودند و ترسی که از توحش شما در چشم دختران دانشجو ديده می شد ارضايتان کرد؟! دست مريزاد، مرحبا به غيرتتان
به راستی اين همه شهامت آنگاهی که عده ای رذل و پست در پشت درب دانشگاه تجمع می کنند، هر چه می خواهند، می گويند و هر کار که می خواهند، می کنند، کجا می رود؟! حقوق گرفتن برای بی ناموسی نمودن و هتک حرمت دانشجويان به دستور هر که باشد، فعل حرام است.
و تبريک به شما دکتر رهايی،    رئيس دلير و فهيم دانشگاه!!! که ميليشيای انتظامات شما، آموخته های خود را خوب به اجرا در می آورد. ولی بترسيد از آن هنگامی که قبح درگيری فيزيکی بين دانشجو و انتظامات شکسته گردد که ميليشيای دانشجويی در حال شکل گيری است. اگر انتظامات که می بايست حداقل تامين امنيت جان ما را نمايد، خود بلای جان گردد، چاره ای جز دفاع از جان و مال و عزت و شرف خود و هم دانشکده هايمان به هر طريق ممکن نداريم و به انتظار حضور شما در دانشگاه نشسته ايم.

و سخن آخر به مديريت و اساتيد دانشکده خودمان
آيا به راستی تفاوتی است در اين که انتظامات درب کدام اتاق دانشکده معدن را شکسته است؟ کدام را با لگد باز کرده است و به کجا يورش برده است؟ کيف چه کسی را گشته است و به که توهين کرده است؟
اندکی تامل کنيد، که شايد درب بعدی درب اتاق شما باشد.کيف بعدی کيف شما باشد و کامپيوتر بعدی که پلمپ می گردد کامپيوتر شخصی شما باشد!!
آيا زمان تصميمی قاطع برای تغيير رياست دانشگاه فرا نرسيده است؟

مقداد خليل پور بازداشت شد

مقداد خليل پور مديرمسئول نشريه آتيه امروز، صبح روز دوشنبه در مسير دانشگاه بازداشت شد. شب گذشته مديريت دانشگاه در تماس با خوابگاه مديران مسئول نشريات ريوار، سرخط و آتيه از آن ها خواسته بوده است که امروز در اولين فرصت برای ارائه توضيحات به دانشگاه مراجعه نمايند. امروز صبح در حالی که اين ۳ مدير مسئول با بيش از ۲۰ نفر از دانشجويان راهی دانشگاه بوده اند مورد حمله نيروهای امنيتی قرار گرفته اند که محموديان و شيخ پور مديران مسئول نشريات ريوار و سرخط از دست ماموران فرار کرده اند ولی مقدا خليل پور توسط اين افراد بازداشت شده است.
بازداشت مقداد خليل پور در حالی صورت گرفته است که نيروهای امنيتی پيش از آن احمد قصابان يکی ديگر از مديران مسئول نشريات دانشجويی اين دانشگاه را دستگير کرده بودند.
پس از اتفاقات هفته گذشته و توقيف سريع همه نشريات و بروز زمزمه هايی مبنی بر تغيير قوانين فعلی نشريات و حتی ابطال مجوزهای نشريات، مديريت فرهنگی دانشگاه به خواسته يک ساله خود رسيد. مديريت فرهنگی ارتباطاتش با روزنامه کيهان پيش تر اثبات شده بود. عدم آزادی احمد قصابان که شکايت هايی از روزنامه کيهان و موسوی فراز فرمانده بسيج و حنيف ستاريان مسئول انجمن جعلی هنگام بازداشت در دست داشته تقويت کننده دخالت مديريت و عوامل امنيتی - اطلاعاتی در اجرای اين پروژه بوده است.
نشريه آتيه به همراه نشريات ريوار، سحر، سرخط در هفته گذشته مورد جعل لوگو قرار گرفته و در آن مطالب موهنی به چاپ رسيده بود و گويا عاملان اين پروژه سعی دارند با چرخاندن انگشت اتهام به سمت دانشجويان و بازداشت های خودسرانه مديران مسئول اين ۴ نشريه مسئله را به سود خود و در جهت اهداف خود به پايان برسانند.

احمد قصابان مديرمسئول نشريه سحر در بند ۲۰۹ اوين

پس از ۴ روز و در حالی که عواملی که به صورت خود سر احمد قصابان را ربوده بودند نه در لباس نيروی انتظامی بوده اند و نه حکمی بر اين مبنا داشته اند عنوان می شود که احمد قصابان توسط نيروی انتظامی دستگير و به بند عمومی اوين منتقل شده است و در مورد اتهام وی صحبتی به ميان نمی آيد.
مديريت دانشگاه اميرکبير در گفت‌وگو ايسنا بيان کرده است: «بازداشت احمد قصابان مدير مسوول نشريه دانشجويی «سحر» از سوی عوامل نيروی انتظامی انجام شده است.» همچنين در ادامه افزوده: «طبق پيگيري‌های انجام شده از سوی دانشگاه احمد قصابان در حال حاضر در بند عمومی زندان اوين جهت تحقيقات قضايی بسر مي‌برد.» مديريت اين دانشگاه همچنين در مورد خبر بازداشت مقداد خليل‌پور مدير مسوول نشريه دانشجويی «آتيه» نيز گفت: «اين خبر را ما هم شنيده‌ايم و دانشگاه در حال پيگيری موضوع است.»
روز پنج شنبه احمد قصابان در خيابان انقلاب در حالی که شکايت از بسيج و روزنامه کيهان و حنيف ستاريان مسئول انجمن امنيتی دانشگاه را به همراه داشته توسط عواملی ناشناس ربوده شده بود. به گفته همراه احمد قصابان ماموران با نشان دادن يک کارت شناسايی “رياست جمهوری،    مبارزه با مواد مخدر به نام سعيد کفايتي” با يک پژو ۴۰۵ مشکی رنگ به شماره ايران ۲۲ ۷۸۶ د ۱۱ احمد قصابان را دستگير کرده بودند که با اظهارات مديريت دانشگاه در تناقض آشکار است.
طبق آخرين گزارشات، «احمد قصابان» مديرمسوول نشريه «سحر» ، هم‌‏اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوين به سر مي‌‏برد.

مديران مسوول نشريات دانشجويی ريوار, سرخط و آتيه به دادسرای انقلاب احضار شدند

مديران مسوول نشريات دانشجويی «ريوار», «سرخط» و «آتيه» در دانشگاه اميرکبير به دادسرای انقلاب احضار شدند.
مجيد شيخ‌‏پور، مديرمسوول نشريه دانشجويی «سرخط» در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين خبر گفت: حراست دانشگاه احضاريه‌‏ای به رويت ما رساند و اعلام کرد که تا صبح فردا فرصت داريم به دادسرای انقلاب مراجعه کنيم.
وی با اشاره به بازداشت صبح امروز خليل‌‏پور، مديرمسوول نشريه آتيه، گفت: مشخص نيست چرا وقتی احضاريه دادگاه برای ما آمده است، نهادهای ديگر قصد بازداشت ما را دارند. در اين يک روزی که به ما فرصت داده شده، توسط هر نهادی بازداشت شويم کاملا غير قانونی است.
شيخ‌‏پور افزود: به طور قطع صبح فردا به دادسرا مراجعه خواهيم کرد.

آغاز انتخابات انجمن اسلامي

از سوی ديگر، امروز شورای صنفی دانشگاه اميرکبير تريبون آزادی در اعتراض به وقايع اخير دانشگاه و جعل عنوان نشريات دانشجويی،    بازداشت احمد قصابان و بابک زمانيان و ممنوع‌‏الورود شدن فعالان دانشجويی برگزار کردند.
همچنين دانشجويان دانشکده نفت اين دانشگاه امروز پس از مطلع شدن از بازداشت مقداد خليل‌‏پور، مديرمسوول نشريه آتيه در اعتراض به اين اقدام حضور پرشوری در تريبون داشتند.
پس از پايان تريبون شورای صنفی دانشگاه، هيات نظارت بر انتخابات انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعتی اميرکبير اعلام کرد که انتخابات اين تشکل دانشجويی امروز و فردا طبق روال اعلام‌‏شده برگزار مي‌‏شود و بلافاصله پس از قرائت اطلاعيه هيئت نظارت، صندوق‌‏های انتخاباتی در جلو دانشکده شيمی استقرار يافتند و پروسه انتخابات آغاز شد.
دانشجويان منتسب به بسيج و انتظامات دانشگاه پس از اطلاع از آغاز انتخابات انجمن اسلامی برای جلوگيری از برگزاری انتخابات به سمت محل برگزاری آن حرکت کردند که با ممانعت دانشجويان مواجه شدند و در اين حين درگيري‌‏هايی بين آنها صورت گرفت. درگيري‌‏ها تا لحظه مخابره خبر ادامه دارد و انتخابات نيز در حال برگزاری است.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 1:7 |
یک روز؟ که بعد از خستگی زیاد از دانشگاه به خوابگاه برگشتم ، تصمیم گرفتم یک دوری تو خوابگاه بزنم و برای طرح یک میلیون امضاء ، امضاء جمع کنم . وقتی وارد بچه ها شدم باهاشون صحبت کردم دیدم خیلییشون جای دیگه ای هستند .من از حقوق زن براشون می گفتم بعضیاشون تو دود سیگاراشون خمار بودن ،وصدای خنده هاشون پشت تلفن بلندبود ، بیشتر حرف زدم ، آخرش بهم گفتن برو بابا، برو خوش باش این حرفا چیه ؟حوصله دردسر نداریم

تازه فهمیدم چرا دولت همه دانشجوهارو ستاره دار نکرد ..تازه فهمیدم دانشجوی خوب تو این مملکت امثال این افرادند ، دقیقاُ چیزی که این کشور از ما می خواد

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 1:4 |

روز گذشته جمعی از دانشجويان دانشگاه صنعتی شريف در اعتراض به كيفيت نامطلوب غذا اعتصاب غذا كردند.
به گزارش خبرنگار ايلنا, اين دانشجويان خواستار بهبود وضعيت غذای سلف دانشگاه و دخالت نمايندگان شوراهای صنفی در تصميم‌‏گيری امور مربوط به دانشجويان و دانشگاه شدند.
براساس اين گزارش, تعدادی از دانشجويان معترض در گفت و گو با خبرنگار ايلنا, بهبود وضعيت غذای دانشگاه و خوابگاه‌‏ها و دخالت نمايندگان دانشجويی را در تصميم‌‏گيري‌‏ها و اعتراض به اين وضعيت را حق طبيعی خود اعلام كرده و افزودند: در صورت عدم رسيدگی به اين خواسته، دانشجويان به اعتراض خود ادامه خواهند داد.
همچنين، دكتر بيژن وثوقي‌‏وحدت، معاون دانشجويی فرهنگی دانشگاه صنعتی شريف، در گفت و گو با خبرنگار ايلنا, افزود: روز گذشته حدود ۵۰ نفر از دانشجويان دانشگاه در اعتراض به كيفيت غذا، سيني‌‏های غذای خود را در حياط دانشگاه قرار دادند.
وی تصريح كرد: البته اعتراض آنان قابل قبول بوده و دانشگاه بايد كيفيت غذای خود را بهبود ببخشد.
وثوقي‌‏وحدت اعلام كرد: با رايزني‌‏های انجام شده قرار شد؛ دانشجويان مطالبات خود را از طريق مكانيزم شورای صنفی اعلام و حل كنند.
+ نوشته شده توسط در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 23:3 |
اطلاعيه شورای صنفی دانشجويان:
و مکروا و مکرالله والله خير الماکرين
دانشجويان فهيم وآگاه پلی تکنيک، رياست محترم دانشگاه، اعضای فرهيخته ی هيئت علمی دانشگاه امير کبير
همانگونه که مستحضريد در روز دوشنبه ۱۰/۲/٨۶ يک سری مطالب اهانت آميز توسط افرادی مغرض و آشوب طلب در محيط دانشگاه به تعداد اندک توزيع شده است. اين مطالب که عمدأ و با طرح و برنامه قبلی در زير اسم جهار نشريه ی مستقل دانشجويی (سحر، ريوار، آتيه، سرخط) چاپ شده است آنقدر احساسات دانشجويان را تحت تأثير قرار داد که دانشگاه بار ديگر شاهد فضای تشنج و درگيری بود.
دانشجويان و اعضای محترم هيئت علمی نيک مستحضر هستند که انتشار اين گونه مطالب به اسم نشريات مستقل دانشجويی تنها منفعت خودکامگان و انحصارطلبان را تأمين کرده و بهانه ی خوبی برای برخورد با دانشجويان دگرانديش دانشگاه به دست نهادهای امنيتی مخالف استقلال دانشگاه خواهد بود.
شورای صنفی دانشگاه صنعتی امير کبير ضمن محکوم نمودن پخش اين گونه مطالب توهين آميز، دانشجويان را به خويشتن داری دعوت نموده و از مسئولين مربوطه می خواهد که عوامل اين حرکت ناشايست (چاپ مطالب در ذيل نام يک نشريه و محکوم نمودن صاحب امتياز آن) را سريعا شناسی نموده و با ايشان برخورد جدی صورت گيرد.
+ نوشته شده توسط در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 23:2 |

در تاريخ ٢٤ آوريل ٢٠٠٧، دادگاه انقلاب در تهران حکم سه سال زندان، شامل دوسال و نيم حبس تعليقی و شش ماه زندان تعزيری برای پروين اردلان و نوشين احمدی خراسانی، دو چهره شناخته شده جنبش فمينيستی در ايران صادر کرد. دليل صدور اين احکام "تبانی و اجتماع جهت برهم زدن امنيت کشور" عنوان شده است.
پروين اردلان و نوشين احمدی خراسانی سال‌هاست در جهت دفاع از حقوق برابر زنان قدم برداشته و قلم می زنند. آنان از جمله پايه گذاران کارزار تغيير برای برابری هستند که کمپين «يک ميليون امضا برای تغيير قوانين تبعيض‌آميز» را به راه انداخته است. اين کمپين که با استقبال بسياری روبرو شده، با ارجاع به چند «ميثاق بين المللی ضامن حقوق بشر و رفع تبعيض» که ايران در شمار امضا کنندگان آن قرار دارد، خواستار لغو تمامی قوانين تبعيض آميزی است که زنان ايران را "نيمه انسان" تلقی می کند. پيگرد و حبس فعالان اين جنبش هدفی جز به سکوت کشاندن اين ندای حق طلبانه ندارد. لازم است يادآوری کنيم که در روزهای گذشته دادگاه انقلاب اسلامی برای آزاده فرقانی، سوسن طهماسبی، شهلا انتصاری و فريبا داودی مهاجر نيز به دليل فعاليت در جهت احقاق حقوق زنان، احکام زندان شامل حبس تعليقی و تعزيری صادر کرده است. قطعا مي‌توان صدور چنين احکامی برای ديگر فعالان جنبش زنان را نيز پيش بينی نمود.
+ نوشته شده توسط در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 23:0 |
با نگاهی به اطراف می بینیم که سیاست در دنیای امروز ، سیاست زنانه می باشد . در هر قسمت از دنیا زنانی در حال نمایش قدرت می باشند. رایس از آمریکا ، مرکل از آلمان ، و امیدوارم رویال هم از فرانسه .....طبق آمار تنها کشوری که در آن تا به حال زنان هیچ گونه مقام رسمی نداشته اند، عربستان می باشد.در ایران نیز زنان در تلاشند تا از قافله قدرت دور نمانند .نمونه آشکار آن ، افزایش روز افزون حضور زنان در دانشگاهها و بازار کار می باشد .
از امروز می خوام هر روز روش هایی جهت افزایش قدرت زنان ارائه نمایم .(البته از کتاب )باشد که روزی قدرتمند ترین زنان از ایران باشند ..... همواره خود را به دیده یک رهبر ببینید . همچون مردمانی به خود بنگرید که دارای قدرت عظیمی برای ایجاد تحول هستند .مردها معمولا این گونه به خود نگاه می کنند.باید به این باور برسیم که نیروهای فراوانی در خود نهفته داریم. بنابراین برای حق خود از هیچ مردی خواهش نکنیم، بلکه شخصا ، آن را با کمک اقتدار خوداز هر منبعی که باشد ، بگیریم .
+ نوشته شده توسط در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:44 |
امروز شنیدم که اختلاف بین دولت و مجلس بر سر تعیین ساعت رسمی حل نشده است و قرار است موضوع در کمیسیون علمی مجلس بررسی شود .
حالا پیشنهاد من ؟؟؟
ساعت را نیم ساعت تغییر دهند که به تفاهم برسند و آقایون مجلس و دولت (اگر شد) به مشکلات اصلی تر مردم بپردازند...
+ نوشته شده توسط در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:31 |
سندیکای کارگران شرکت واحد روز ۲۵ فروردین با انتشار اطلاعیه ای خواهان آزادی فوری محمود صالحی یکی از فعالین کارگری زندانی شد. در اطلاعیه سندیکا که تحت عنوان «ما خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط محمود صالحی و رسیدگی عادلانه، در چهارچوب موازین قانونی حقوقی نسبت به پرونده ایشان هستیم»، آمده است:

ماده ۶٣ قانون کار روز ۱۱ اردیبهشت (اول ماه می) را به عنوان روز جهانی کارگر تعطیل رسمی کارگری اعلام کرده است. محمود صالحی رئیس سابق انجمن صنفی کارگران خباز سقز و تنی چند از همکارانش به علت تلاش برای برگزاری مراسم روز جهانی کارگر در ۱۱ اردیبهشت ۱٣٨٣ بازداشت و محاکمه شدند و نهایتاً در دادگاه تجدید نظر رأی بر برائت آنها صادر شد. اما بلافاصله مجدداً در دادگاهی دیگر پرونده ای برای آنان گشوده شد. هم اینک محمود صالحی قبل از صدور و اعلام رأی دادگاه بدوی و قضاوت دادگاه تجدیدنظر بازداشت شده است، این امر بر خلاف اصل ٣۷ قانون اساسی است که برائت همه انسانها را مبنا می داند، مگر آنکه رأی نهایی در دادگاه تجدیدنظر و هیأت تشخیص دیوان عالی کشور، دال بر محکومیت فرد صادر شود. لذا به همین دلیل بازداشت مجدد محمود صالحی را بر خلاف موازین قانونی و عدالت دانسته و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط و رسیدگی عادلانه به وضعیت حقوقی ایشان هستیم.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۲۵ فروردین ۱٣٨۶

چگونه بازداشت شدم؟ نامه ی محمود صالحی به دبیرکل فدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد کارگری

محمود صالحی، از زندان سنندج در نامه ای به دبیر کل فدراسیون سندیکاهای آزاد کارگری، چگونگی ربوده شدن و بازداشت خود را شرح داده و بر حق برگزاری آزادانه مراسم روز جهانی کارگر و همچنین ایجاد تشکل های مستقل کارگری تاکید کرده است. در این نامه که رونوشت آن به دیگر مقام های بین المللی جنبش کارگری نیز ارسال شده، چنین آمده است:

آقای گای رایدر عزیز،
امروز ۱۲/۰۴/۲۰۰۷ امکان یافتم تا از زندان سنندج با یکی از رفقایم تماس تلفنی بگیرم. طی این تماس از وی خواستم تا از طریق این نامه چگونگی ربودن مرا به اطلاع شما برساند.
روز دوشنبه ۹ آوریل در محل کارم، یعنی شرکت تعاونی مصرف کارگران سقز، مشغول انجام وظایفم بودم که یکی از فرماندهان حفاظت اطلاعات نیروهای انتظامی سقز در ساعت ۱۲ و ٣۰ دقیقه به وقت ایران وارد شد و گفت که آقایان فرماندار و دادستان می خواهند تا در مورد مراسم اول ماه مه سقز با من مذاکره کنند، از آنجا که این شخص بارها شخصا به محل کارم آمده و مرا برای مذاکره با کاربدستان دعوت کرده بود دچار هیچ شکی نشدم و همراه وی رفتم. وقتی به آنجا رسیدم متوجه شدم که نه دیدار با فرماندار و دادستان مطرح است و نه مسئله مراسم اول مه امسال. در آنجا یکی از کاربدستان قضائی حکم دادگاه تجدیدنظر را به من شفاها اعلام کردند که طی آن به یک سال حکم تعزیزی در زندان و سه سال حکم تعلیقی محکوم شده‌ام. من به شیوه فریبکارانه دستگیری خود اعتراض کردم و آنرا مخالف شان انسانی دانسته و از امضا کردن آن خوداری کردم. من هم گفتم که این حکم باید به دست وکلایم برسد یا از طریق مامور ابلاغ به در خانه ام آورده شود. بعد از تفتیش بدنی من را به سرعت از دادگاه بیرون آورده و سوار ماشین کردند و با سرعت سرسام آوری ربودند. بعد از چند ساعت متوجه شدم که به زندان مرکزی سنندج برده می شوم. آنها به این ترتیب اجازه ندادند تا من با همسر عزیز و بچه‌های نازنینم خداحافظی کنم و حتی اجازه ندادند داروهایم را بردارم. بدون شک خبر دارید که یکی از کلیه‌های من از کار افتاده و کلیه‌ی دیگرم در حال از کار افتادن است و بدون آن داروها و مداوای مداوم جانم در خطر خواهد بود. این در عرف انسانی چه معنائی دارد؟ آنها من را صرفا به خاطر تلاش برای برگزاری روز جهانی خود و هم طبقه‌ئی هایم محکوم کرده‌اند و در عین حال جرات نمیکنند من را به صورتی معمولی احضار کنند. آنها مرا میربایند تا از خشم کارگران و مردم آزاده و از اعتراض در امان بمانند.
در واقع دستگیری من سه هفته قبل از اول مه ۲۰۰۷ یک اقدام سیاسی است و نه قضائی. آنها مرا در این شرایط معین دستگیر کرده‌اند تا برگزاری مراسم مستقل اول ماه مه امسال دچار مشکل شود و تلاش کارگران ایران برای ایجاد تشکلهای مستقل از دولت دچار سستی گردد. اما آنها از این نکته غافلند که من متعلق به یک جنبش اجتماعی – کارگری هستم. آنها غافلند که من و سایر فعالین کارگری و مردم مبارز به شیوه جمعی کار میکنیم. این جنبش با این شیوه کار همیشه این امکان را دارد تا جای خالی افرادش را پر کند. حتی این احتمال وجود دارد که فعالین جنبش کارگری در چنین شرایطی بر میزان فعالیت خود به لحاظ کمی و کیفی بیفزایند و مراسم مستقل روز جهانی کارگر را باشکوه تر از قبل برگزار کنند. این امکان وجود دارد که تلاش برای ایجاد تشکلهای مستقل کارگری مضاعف شود.
ضروری دانستم این نامه را برای شما بفرستم و شخصا شما را در جریان وقایع بگذارم. از روزی که در اول مه ۲۰۰۴ من و همکارانم را دستگیر کردند تا امروز در داخل و خارج تلاش ها، اعتراضات و مبارزات زیادی صورت گرفته است تا قوه قضائی ایران عقب نشانده شود. آنها در ابتدا ما را منتسب به سازمان کردستان حزب کمونیست ایران (کومه‌له‌) کردند و به خطر انداختن "امنیت ملی" را در پرونده ما وارد کردند. مبارزه وسیع نهادها و تشکلهای کارگری در ایران و جهان کاربدستان قوه قضائی را واداشت از اینگونه پرونده سازیها دست بردارند. به عبارت دیگر مبارزه گسترده داخل و خارج پرونده سازان را کیلومترها به عقب نشاند. اما این مبارزه لازم است تا تبرئه کامل ما و تحمیل حق برگزاری مراسم مستقل روز جهانی کارگر در سراسر ایران ادامه یابد. من شکی ندارم که شما همچنان نقش شایسته و قابل ستایش خود در این مرحله را نیز ادامه خواهید داد.
ارادتمند
محمود صالحی.
+ نوشته شده توسط در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 2:30 |
هنوز وقایع و تحولات چند روز اخیر دانشگاه مازندران به پایان نرسیده است که در سایر دانشگاه های کشور احضارهای دانشجویی به محاکم قضایی و کمیته های انضباطی شدت گرفته است. روزنامه ی اعتماد در گزارشی در این مورد نوشته است:

سه فعال دانشجویی در دادگاه تجدیدنظر
پرونده کیوان انصاری، سعید درخشندی و ابوالفضل جهاندار، از فعالان دانشجویی به شعبه ٣۲ دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع شد. نعمت احمدی، وکیل مدافع کیوان انصاری در گفت وگو با ایلنا، با بیان اینکه پرونده موکلش به شعبه ٣۲ دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع شده است، گفت؛ پیش از این موکلم از سوی شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، اجتماع و تبانی به منظور فعالیت تبلیغی علیه نظام و توهین به مقامات به تحمل چهار سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده بود که با اعتراض ما نسبت به حکم صادره و ارایه لایحه تجدیدنظرخواهی، پرونده به شعبه ٣۲ دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع شد. محمدعلی دادخواه، وکیل مدافع درخشندی و جهاندار نیز در گفت وگو با ایلنا، با بیان اینکه پرونده موکلانش به شعبه ٣۲ دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع شده است، گفت؛ به دنبال صدور حکم محکومیت سه و دو سال و نیم حبس برای موکلانم به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و اجتماع و تبانی جهت برهم زدن امنیت کشور، لایحه تجدیدنظرخواهی خود را تقدیم دادگاه کردیم که دادگاه نیز لایحه ما را به همراه پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع کرد که شعبه ٣۲ این دادگاه مامور رسیدگی به این پرونده شده است.

مسوول کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت در دادگاه
همچنین جلسه رسیدگی به اتهامات «بهاره هدایت»، مسوول کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت و دبیر واحد حقوق بشر این تشکل صبح امروز در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران برگزار می شود. به گزارش ایلنا، براساس احضاریه یی که برای مسوول کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت ارسال شده است، وی باید صبح امروز در شعبه مزبور حاضر شود و به دفاع از خود بپردازد. موضوع پرونده بهاره هدایت مربوط به حضور وی در تجمع ۲۲ خرداد سال گذشته در میدان هفت تیر تهران عنوان شده است.

مخالفت با انتشار دو نشریه دانشجویی
همچنین سخنگوی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان از عدم ارایه مجوز هیات نظارت بر نشریات دانشجویی این دانشگاه به دو نشریه دانشجویی «تا برابری» و «فروغ» خبر داد. نوید نوری فر در گفت وگو با ایسنا، با بیان اینکه پاسخ هیات نظارت بر نشریات دانشجویی این دانشگاه بعد از گذشت یک ماه از ارائه درخواست صدور مجوز صورت گرفته است، اظهار داشت؛ هیات نظارت بر نشریات دانشجویی دانشگاه زنجان، طبق بند ۲ ماده ۱۰ دستورالعمل اجرایی نشریات دانشگاهی موظف است در صورت مخالفت با صدور مجوز نشریه ظرف مدت ۱۵ روز نسبت به صدور مجوز یا اعلام کتبی عدم موافقت اقدام کند، مجوزی برای این دو نشریه صادر نکرد. این فعال دانشجویی در پایان با بیان اینکه دو عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه درخواست صدور مجوز کردند، ابراز عقیده کرد؛ هیات نظارت بر نشریات دانشجویی، مجوزی برای نشریه دانشجویی «تا برابری» به دلیل نامش و برای نشریه دانشجویی «فروغ» به دلیل مشکل مدیر مسوولش صادر نکرد.

یک دانشجوی شیرازی در کمیته انضباطی
از سوی دیگر دبیر شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز گفت؛ «مسعود خیراتی سخنگوی شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز در جلسه کمیته انضباطی دانشگاه علوم پزشکی شیراز حاضر شد.» احمدی در گفت وگو با ایسنا، ابراز عقیده کرد؛ «دوشنبه ۲۷ فروردین بعد از حضور وی در کمیته انضباطی به او اعلام شد شاکی اش رئیس دانشگاه علوم پزشکی شیراز است و علت احضار وی نیز مصاحبه مطبوعاتی اسفندماه ٨۵ است.» وی افزود؛ «مسعود خیراتی در بخشی از اظهارات خود به احضار پی در پی دانشجویان به کمیته انضباطی دانشگاه علوم پزشکی شیراز اعتراض کرده بود.»

دانشجوی اراکی در دادگاه
همچنین یک فعال دانشجویی گفت؛ «اوایل هفته جاری احضاریه یی به دستم رسید که براساس آن باید ۴ اردیبهشت ماه در سومین جلسه رسیدگی به اتهاماتم در دادسرای ۱۰۱ جزایی اراک حاضر شوم.» حامد ایرانشاهی در گفت وگو با ایسنا اظهار داشت؛ «اتهامات بنده، توهین به برخی نهادها و اقدام علیه امنیت ملی ذکر شده است و این پرونده در خردادماه سال ٨۴ بر اساس بیانیه یی که از طرف انجمن اسلامی دانشگاه اراک صادر شده بود، شکل گرفت.» وی ابراز عقیده کرد؛ «قبل از سال جدید اخطار تلفنی به من داده شد که براساس قوانین اخطاری که تلفنی باشد قانونی نیست، چرا که باید اخطاریه به رویت متهم یا وکیل وی برسد. بنده در اعتراض به این موضوع در جلسه قبل از عید حاضر نشدم اما ۴ اردیبهشت ماه باید در دادسرا حاضر شوم.»

۹ آزادی، ۱ بازداشت در مازندران
در آخرین خبر مخابره شده نیز اعلام شد دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بابلسر بازداشت شد. به گزارش ایلنا دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بابلسر دیروز بازداشت شد و دانشجویان این دانشگاه در اعتراض به این موضوع و حوادث دانشکده فنی دانشگاه مازندران بار دیگر تجمع کردند. در همین حال یک فعال دانشجویی دانشگاه مازندران از آزادی ۹ نفر از ۱۵ دانشجوی بازداشت شده این دانشگاه خبر داد. وی در گفت وگو با ایسنا اظهار داشت؛ «این افراد دارای سه شاکی - رئیس دانشگاه، دانشگاه نوشیروانی بابل و مدعی العموم - هستند که دانشگاه بابل و رئیس دانشگاه از شکایت خود گذشت کردند.» این دانشجوی دانشگاه مازندران اظهار داشت؛ «۴ نفر از دانشجویان بدون وثیقه و ۵ نفر از آنان با وثیقه ۵ میلیون تومانی آزاد شدند. البته در خصوص آزاد شدن سایر بازداشت شدگان هنوز اطلاعی پیدا نکرده ایم و مشخص نیست چه زمانی آزاد می شوند.»

منبع : میهن
+ نوشته شده توسط در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 2:28 |
بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک تهران

محمد رسول ا... والذین معه اشداء علی الکفار، رحماء بینهم
در روز های اخیر فضای دانشگاه ها باز دستخوش ماجراجویی های حاکمیت گردید . در شرایطی که دانشجویی به دلیل دفاع از بدیهی ترین حق خود که همانا حضور در دانشگاه است محکوم به لمس میله های سرد زندان می گردد و دانشجویان دیگر که به این عمل مذبوحانه اعتراض می کنند در یورش شبانه ی مشتی کوته فکر به حریم دانشگاه ربوده می شوند. وقتی دانشجویان دیگر هم شماره پلاک خودرو ربایندگان را برای شکایت به مراجع قضایی می برند آنها هم بازداشت می شوند !تا این سوال مهم پیش بیاید که به چه کسی می بایست داد برد و چه کسی می خواهد داد دانشجو را بستاند؟
و این چنین عطوفت اسلامی و رافت مسلمانی را نشان می دهند و اتحاد ملی و انسجام اسلامی این گونه تعبیر می گردد که حق نداری سخنی بر خلاف خواست آنان که مدعیند از تو برترند بگویی.
۱۵ دانشجوی دانشگاه مازندران در روزهای اخیر ربوده و بازداشت شده اند. و البته مانند همیشه بدون هیچ دلیل موجهی. این برخورد ها و بازداشت های عیر قانونی را می توان پیامد سخنان چندی پیش محسنی اژه ای دانست. سخنانی که جنبش دانشجویی را براندازی نرم نظام خوانده بود. البته این سخن نیز با کمترین مستند لازم و در حقیقت تکرار اتهامات اثبات نشده گذشته به شکلی جدید و تازه بود.
دولت در شرایطی که اولتیماتوم ۴٨ ساعته از سوی انگلیس ها به ایران داده شده بود، به یاد رافت اسلامی و رحمت اسلامی افتاد و ۱۵ ملوان و تفنگدار انگلیسی را آزاد نمود.این عطوفت اسلامی در حالی بود که معلمان هنوز در بازداشت بودند، در حالیکه چندی پیش تر با اعتراضات کارکنان شرکت اتوبوسرانی شدیدترین برخوردها و بازداشت ها صورت گرفت. در حالیکه هنوز دانشجویان زندانی به دانشگاه ها بازنگشته اند، احمدی نژاد به یاد رافت اسلامی می افتد و ملوانان انگلیسی را بدرقه می کند. آن ۱۵ ملوان بیگانه متجاوز به حریم کشورمان چه برتری نسبت به آن ۱۵ دانشجوی بازداشت شده دارند که آنها را بدرقه گرم می کنند و اینها را در سلول سرد زندان، زندانی می کنند؟ معلم های بازداشتی برتر بودند و یا آن متجاوزین ؟ کارگران زحمتکشی که تنها حقوق از دست رفته خود را می خواستند چه تفاوتی با آن بیگانگان داشتند؟ ...
احمدی نژاد در تعریف مهرورزی گفته بود : مهرورزی یعنی اینکه احمدی نژاد همه دانشجویان را از ته دل دوست دارد! اگر این علاقه و مهرورزی اینگونه است آن را نمی خواهیم، لطف کنید و این قدر به دانشجویان مهرورزی نکنید. نوازش های شما بر پیکر دانشجویان جز زخم و درد چیز دیگری باقی نمی گذارد.
مهرورزی که فقط برای ما اخراج، تعلیق، ممنوع الورود، زندان و ستاره دارد را نمی خواهیم . وه که حکومت مدعی اسلام چقدر در عمل به آیه ” محمد رسول ا... والذین معه اشداء علی الکفار، رحماء بینهم ” کوشا می باشد.
این گونه که روند برخورد با دانشجویان پیش می رود باید چشم انتظار یک کوی دانشگاه دیگر باشیم. وقتی نظامیان با یورش شبانه به دانشگاه مازندران دانشجویان را به ناکجاآباد های حکومت می برند-که کم هم نیستند- باید کم کم منتظر آن باشیم که نیروهای انصار حزب الله را بار دیگر بر ترک موتور نشسته روبروی دانشگاه ببینیم. سیه فکرانی که تا دیروز مجبور بودند پشت هزار نقاب چهره کریه خود را پنهان کنند امروز با حمایت های دولت مهرورز توهم جان گرفتن دوباره دارند.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیر کبیر (پلی تکنیک تهران)
+ نوشته شده توسط در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 2:26 |
چند روزی است که طرحی با عنوان ارتقائ امنیت اخلاقی درکشور اجرا می شود .
نمی دونم چقدر دقت کردید که با چه کسانی برخورد می شود ؟؟آیا تنها مشکل این جامعه موی زنان است .؟؟
در مملکتی که نرخ تورم بیداد می کند .، قیمت مسکن به واسطه وام های بی حساب کتاب ثانیه ای افزایش می یابد ، فاصله طبقاتی بیشتر می شود ، فقر بیداد می کند ، آمار طلاق و زنان خیابانی رو به افزایش است ، دولت با مجلس حتی در تعیین ساعت رسمی اختلاف دارد،آمار بیکاران روز به روز افزایش می یابد . وهزاران مورد دیگر .... آیا مشکل موی سر است ؟

حال قضاوت کنید مشکل از کجاست از موی سر زنان ؟ آیا جامعه در این شرایط مسائل مهم تری برای هزینه کردن ندارد ؟
در این بین باز این زنان هستن که قربانی زیاده خواهی های افرادی قرار می گیرند
چگونه است که عده ای به خود اجازه می دهند که کرامت انسانی افراد را نادیده بگیرند و حقوق اولیه یک انسان (انتخاب نوع پوشش )را نقض کنند ؟
+ نوشته شده توسط در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 2:20 |
هفته قبل برای هفتمین بار در دوران دانشجویی به کمیته انظباطی احضار شدم.و باز هم قصه قبلی بود .آخه مگه نمی دونید اینجا ایران است .قوانین خاص خود را دارد . اگر به مشکلات اعتراض کنی جرمت تشویش اذهان عمومی است .اگر کمی پافشاری کنی می شه اقدام علیه امنیت ملی . جالب براتون بگم که اعتراض هم به مشکلات آموزشی بوده نه چیز دیگه .بالاخره تو مملکتی که دانشجویانش از طرف دولت ستاره می گیرند و کلاس های معلماش تو زندان تشکیل میشه ، ما هم توقع دیگه ای نداریم . آخه اینجا ایران است ،ایران. چه مشکلی داره که من یا صدها نفر از دانشجویای دیگه بریم کمیته ، یا برامون حکم بزنن .؟؟ مگه با اعصاب ما بازی می شه ؟ مگه به روحیه شاد وطالب علممون خدشه وارد می شه ؟فدای سرمون مهم اینه که تن برادرامون تو فلسطین و لبنان سالم باشه . ما که مشکلی نداریم .طبق رسانه ها اینجا بهترین کشوره و قراره انقلاب جهانی هم از ایران صادر بشه .OK
شما مشکلی دارید ؟؟؟/
+ نوشته شده توسط در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 2:5 |